دلنوشته مشارکت مکتوب از اعضای لژیون دوازدهم ... پنج شنبه 9 بهمن 1404 مشارکت مکتوب اعضای لژیون دوازدهم، در رابطه با دستور جلسه هفته جاری، کمک کنگره به من و کمک من به کنگره
دلنوشته دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما میکاریم تا دیگران بخورند سه شنبه 7 بهمن 1404 این تجربه برایم نمادی از زایش نور بود؛ گویی نیرویی درونی همچون ژنراتوری در من بهکار افتاده که میتواند انرژی و روشنایی را به دیگران منتقل کند.
دلنوشته از طوفان اعتیاد تا طعم زیبای رهایی يکشنبه 5 بهمن 1404 همسفر حکیمه در دلنوشته خود بیان کرد: امروز چنان آسایش و آرامشی در زندگیام حکمفرما شده است که روزی قادر به اندیشیدن به آن را نداشتم.
دلنوشته امیدوارم هیچ همسفری از آموزشهای کنگره بیبهره نماند پنج شنبه 2 بهمن 1404 حضور همسفر در کنگره تاثیر زیادی روی درمان مسافر میگذارد
دلنوشته نور کنگره مسیر روشنیبخش زندگی من چهار شنبه 1 بهمن 1404 همسفر مریم در دلنوشته خود چنین نوشت: مشکلات زندگی برای پختهتر شدن و درک بهتر ارزش زندگی، آرامش و صبر وارد زندگی من شدند.
دلنوشته برابری کنگره با بهشت سه شنبه 30 دي 1404 همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر آرزو در دلنوشته خود نوشت: با آمدن به کنگره نور امید در زندگیام سرازیر شد.
دلنوشته خدمت تنها یک واژه نیست، مسیر و تعهد است سه شنبه 9 دي 1404 مسافر شهرام در دلنوشته چنین نوشت: تحویل دادن لژیون، پایان خدمت نیست، بلکه نشانه بلوغ یک مسیر است.
دلنوشته گروه خانواده_ اگر معنی رها کردن را زودتر میفهمیدم اینقدر رنج نمیبردم دوشنبه 1 دي 1404 همسفر نفیسه در دلنوشته خود نوشت: حال خوبی که الان دارم قابل مقایسه با روزهای گذشتهام نیست.
دلنوشته یقین دارم روزی میرسد که گَرد طلایی خوشبختی را بر مشکلاتم بپاشم شنبه 29 آذر 1404 همسفر سودابه در دلنوشته خود نوشت: غول بزرگ اول مسافرم را جدانشین بعد رفیقنشین، سپس خانهنشین و در آخر گوشهنشین کرد.
دلنوشته آغاز مسیر رهایی دوشنبه 17 آذر 1404 با محبت خدمتگزاران و راه درمانی که بنیان کنگره ارائه داد، امید، آرامش و مسیر واقعی رهایی را پیدا کردم.
دلنوشته گروه خانواده- وادی دهم برای سفر اولی یک امید است چهار شنبه 12 آذر 1404 همسفر فائزه در دلنوشته خود نوشت: انسان میتواند صفات خوب و بد خود را تغییر دهد.
دلنوشته آقای مهندس همان خورشید پرنور و درخشان بودند جمعه 7 آذر 1404 راهنما همسفر حلیمه در دلنوشته خود نوشت: امیدوارم در کنگره به تزکیه و پالایش خودم در مسیر صراط مستقیم ادامه بدهم.
دلنوشته در هر اشک بذر امیدی پنهان بود جمعه 30 آبان 1404 همسفر الهه در دلنوشته خود نوشت: اکنون دیگر زندگی برای من میدان جنگ نیست؛ بلکه باغی است برای رشد، برای صبر و برای شکرگزاری.
دلنوشته از عمق درد تا لبخند رهایی يکشنبه 25 آبان 1404 همسفر فریبا در دلنوشته خود نوشت: مسافرم در طی درمان اعتیاد علاوه بر رها شدن از بند مواد مخدر تاریکیهای درونش را به نور و روشنایی تبدیل کرد.