آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. قبل از اینکه بدانم کنگره چیست و اصلاً چنین جایی وجود دارد چند ماهی بود بسیار کلافه، سرگردان و ناامید زندگی را میگذراندم. از وضعیت همسرم خسته شده بودم. سالها گذشت و من نتوانستم کاری انجام دهم. نمیتوانستم مشکلاتم را برای کسی بازگو کنم. خودم بودم و خودم. تصمیم گرفتم او را به کمپ بفرستم. هر کاری کردم و به هر دری زدم جور نشد که این کار را انجام دهم. واقعاً از دیدنش در آن شرایط، خيلی نگران بودم تا صبح بیدار بود و این بیشتر عذابم میداد که متوجه زمان نبود و حتی خواب شب را هم از خودش گرفته بود تا اینکه به طور اتفاقی برادر شوهرم صحبت از کنگره ۶۰ کرد و خودش هم به کنگره میرفت.
از ایشان خواستم بیشتر برایم توضیح دهد. طبق صحبتهایش جای خوبی به نظر میآمد و گفتم با همسرم صحبت کند و همین کار باعث شد همسرم به کنگره بیاید و اين دقيقاً زمانی اتفاق افتاد که کاملاً از همه چیز ناامید بودم. مثل یک معجزه، کنگره وارد زندگی من شد. همسرم به کنگره آمد و در کلاسهایش به طور مرتب حضور داشت. روزهای اول مصرفِ دارو سخت بود. هر از گاهی حتی توان کلاس رفتن هم نداشت. متأسفانه از شهرستان باید به شیراز میآمد؛ اما کمکش کردم تا منصرف نشود. خودم همه وسایلهایش را آماده میکردم؛ حتي در پوشيدن لباسش به او كمک میدادم و با او صحبت میکردم که نباید خسته شوی، کنگره جایی است که پای هر کسی به آنجا باز نمیشود؛ پس با روحیه ادامه بده و خودت را نباز.
بعد از مدتی وقتی شنیدم پنجشنبهها، خانوادگی هم میتوان شرکت کرد تصمیم گرفتم با او همراه شوم. روز اول کمی گیج و مبهوت بودم که این خانمها چه کسانی هستند که من را بغل میکنند و خوش آمد میگویند. کمکم قضیه را متوجه شدم و دلم آرام گرفت و خدا را شکر کردم که در بدترین روزهای زندگیام خدا بهترین در را که کنگره۶۰ بود به رویمان گشود. کنگره نه تنها همسرم را از مصرف مواد نجات داد؛ بلکه از نظر روحی و روانی هم او را درمان کرد و خودم نیز با حضور در کلاسها، روز به روز آرامشم بیشتر شد. همین که میدیدم همسرم برای کلاس رفتن، وقت میگذارد و دست از کار کردن برمیدارد و راهی شیراز میشود یک حس خوبی به من دست میداد.
کنگره کمک بزرگی به زندگی ما کرد و باعث شد سیاهی و تاریکی کمکم از زندگیمان بیرون رود و جای آن را روشنایی بگیرد و حتی روش زندگی کردنِ درست را آموزش ببینیم و بدانیم که واقعاً چه روزهایی از زندگیمان را به بطالت گذراندیم. امیدوارم همه خانوادههایی که زندگی تاریک و سیاهی دارند هرچه زودتر راهی کنگره۶۰ شوند و به آرامش واقعی برسند. من قلباً از همه عاملین کنگره به خصوص از آقای مهندس تشکر ویژه دارم و از خداوند برایشان عاقبت به خیری، خوشبختی و خوشحالی را آرزومندم.
نویسنده: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر خانم فاطمه (لژیون دوم)
ويرايش: همسفر فرزانه رهجوي راهنما همسفر فاطمه (لژيون دوم) دبير سايت
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا نگهبان سايت
همسفران نمايندگي پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
80