English Version
This Site Is Available In English

صدای شکستن شاخه‌ی گل را می‌شنوی؟

صدای شکستن شاخه‌ی گل را می‌شنوی؟

صدای شکستن شاخه‌ی گل را می‌شنوی؟
وقتی که از دنیای تاریک اعتیاد و مصرف‌کننده صحبت می‌شود، وقتی که از ویرانی و تخریب در تمام سطوح حرف می‌زنیم، وقتی که از طرد شدن، رنج و غم و مچاله شدن زیر بار قضاوت جامعه یاد می‌کنیم، به تمام این‌ها (زن بودن) را هم اضافه کن.
صدای شکستن شاخه‌ی گل را می‌شنوی؟
اندکی صبر کن که صبحِ امید نزدیک است، چراکه همسفران در آن مکانِ لامکان، تو را یاری خواهند نمود.
متأسفانه در جامعه، زنانِ مصرف‌کننده با تجربه‌های تلخ‌تری مانند تحقیر و خشونت خانوادگی، سوءاستفاده، انگ‌های اجتماعیِ وحشتناک و حتی موارد حقوقی مثل از دست دادن حضانت فرزند، طلاق و غیره مواجه می‌شوند.
قضاوت‌هایی مثل:
«تو چطور مادری هستی؟»
«تو چطور همسری هستی؟»
«تو زنِ زندگی نیستی» و…
این قضاوت‌ها توسط خانواده و اطرافیان، همراه با ترس از دست دادن فرزند و همسر، ترس از انواع برچسب‌های ناجور، باعث می‌شوند که اعتیاد و نیروهای مخرب، پنهان و بی‌صدا به کار خودشان ادامه دهند.
اما صدای مهیبِ تخریب در قلب او شنیده می‌شود. شعله‌ی لطافت، احساس و عاطفه خاموش می‌شود و آتشِ عجز زبانه می‌کشد.
زنانِ مصرف‌کننده‌ی مواد، خیلی بیشتر از مردان قضاوت می‌شوند، پس به‌ناچار اعتیادشان را بیشتر پنهان می‌کنند؛ بنابراین آسیب روانی‌شان هم عمق بیشتری دارد.
اما در کنگره ۶۰، با نام مسافر خانم، احترامِ از‌دست‌رفته‌ی اجتماعی و هویت‌شان به آن‌ها بازگردانده می‌شود.
به لطف کنگره، مسافر خانم دیگر یک مصرف‌کننده‌ی سابق نیست و دیگر سربار خانواده و جامعه نیست بلکه یک انسان در حال بازسازی است.
به نظر من، حضور مسافران خانم در کنگره حیاتی است، چراکه اگر درمان فقط مردانه باشد و فقط مسافران آقا درمان شوند، الگوی خانواده ناقص می‌ماند. زنِ درمان‌نشده دوباره چرخه‌ی اعتیاد را به گردش درمی‌آورد، شیرازه‌ی خانواده از هم می‌پاشد و همسر و فرزندان دوباره قربانی می‌شوند.
پس، درمانِ مسافران خانم، درمانِ کل خانواده است.
(یادم باشد که من ارزشمند هستم، حتی بدون تأیید دیگران).

دلنوشته: همسفر علی راهنما لژیون چهارم
بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران‌ آقا نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .