
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
باز این دلم شوریده شد *ازعشق این بنیان ما
هر قطره از اشکم روان*در وصف این سامان ما
دل های مرده زنده شد *چشم بصیرت باز شد
آنها که در ظلمت بدند*شدند پر نور بنیان ما
ای جان فزای بی نظیر*ای نور در شب های تار
هر شب دلی از مهر تو* گیرد فروغی بی شمار
هر شب دلی از مهر تو* گیرد فروغی بی شمار
تاریک ترین شبها اگر* از مهر تو گلشن شود
آن نور در دل می تپد*چون شمع در ایوان ما
بنیان ما ای نام تو
جان در ره اکرام تو
هر بی نوایی از کرم
شد با تو همراه ورها
تهیه و تنظیم مرزبان خبری مسافر جلال.
نویسنده: مسافر محسن لژیون دوم.
متن خبر: مسافرابوالفضل لژیون ششم.
عکس: مسافر حمید لژیون نهم.
بارگزاری: همسفر پویا لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
179