همسفر نرگس به همراه مسافر سرمست با آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند؛ مدت ۱۰ ماه و ۲۰ روز به روش DST و با داروی OT با راهنمایی همسفر زهرا و مسافر جمشید سفر کردند. همسفر نرگس در رشته ورزشی تنیس روی میز و مسافر ایشان در رشته ورزشی بسکتبال فعالیت دارند.
اینک در باب دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» با ایشان گفتگویی انجام دادیم؛ لطفاً با ما همراه باشید.

در وادی هفتم «یافتن راه» مطرح میشود؛ شما به عنوان همسفر در زندگی شخصی خود چگونه مسیر مناسب را پیدا کردید و چه چیزی در این انتخاب به شما کمک کرد؟
زمانیکه من وارد کنگره۶۰ شدم از قبل، آشنایی زیادی با این سیستم نداشتم و نمیدانستم دقیقاً چه کاری انجام میدهند؛ چیزی که به من کمک کرد متوجه شوم، آیا کنگره۶۰ آن مسیر درست است یا نه، الگوهای کنگره بود و حتی زمانیکه وارد لژیون ویلیام شدم نیز همینطور بود. به کسانی نگاه میکردم که سفر خود را زودتر از من شروع کرده بودند، اواخر سفر بودند و حال آنها خوب بود. من به راهنما، به خدمتگزاران و به سفر دومیها نگاه میکردم، این باعث میشد؛ انگیزه بگیرم و متوجه شوم اگر من هم مسیر آنها را بروم و آموزشها را دریافت کنم؛ قطعاً به آن جایگاه میرسم. همین موضوع به من کمک کرد تشخیص دهم که این راه درست است؛ حتی در وادی هفتم مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «نشانه راه مستقیم این است که ما چطور به مقصد میرسیم» اینکه آیا در راه خواستهای که دارم، حال من خوب است یا نه، آیا به سلامتی میرسم یا نه. فکر میکنم الگوها به ما کمک میکنند که به این تشخیص برسیم.
گاهی نگرانی، ترس یا عجله باعث میشود بدون بررسی، تصمیم به انجام کاری بگیریم؛ آیا تجربهای داشتهاید که چنین تصمیمی به نتیجه مطلوب نرسیده باشد؟ از آن تجربه چه درسی گرفتید؟
قبل از کنگره۶۰ همیشه وقتی یک مشکلی برای من پیش میآمد یا یک حرفی به گوشم میرسید؛ سریع و بدون فکر میخواستم آن مشکل را حل کنم. طبق صحبت مهندس دژاکام در فایل صوتی «خوشبختی»، به این موضوع اشاره میکنند؛ ما باید به این فکر کنیم که اگر این شخص آمده و این حرف را به من میزند، هدف او چه بوده است یا اگر مشکلی برای من پیش آمد؛ اول به راه حل آن فکر کنم، همه جوانب را بسنجم و بعد اقدام کنم، نه اینکه بدون فکر بخواهم سریع آن مشکل را حل کنم. من در گذشته خواستههایی داشتم و همیشه برای اینکه سریعتر به آن خواستهها برسم،عجله داشتم. هیچ صبری نداشتم، همین موضوع باعث میشد که کوتاهترین و ارزانترین راه را انتخاب کنم و بهای آن خواستهها را پرداخت نکنم. بهاین جهت از چاله در چاه میافتادم و وارد مسیرهای اشتباه میشدم که بابت آن مسیرهای اشتباه، بهای سنگینی پرداخت میکردم. درسی که گرفتم این است؛ چه زمانیکه از شخصی ناراحت باشم، چه مشکلی داشته باشم یا حتی یک وقتهایی که خواستهای دارم، قبل از هر اقدامی فکر کنم، با بقیه مشورت کنم و همه جوانب آن را بسنجم. همانطور که در وادی هفتم میخوانیم؛ گاهی وقتها عکسالعمل نشان ندادن، خود یک عکسالعمل است.
در وادی هفتم میخوانیم: «قفلسازان زیادند، ولی کلیدسازان اندک» مهمترین قفل یا مانعی که در مسیر زندگی یا همراهی با مسافرتان با آن روبهرو شدید چه بود و چگونه راه حل آن را پیدا کردید؟
قبل از اینکه وارد کنگره۶۰ شوم، خیلی کتاب میخواندم یا پادکست گوش میدادم، چیزهای مختلف را امتحان میکردم که حال خود را خوب کنم. قبل از آشنایی با مثلث درمان، همیشه تلاش میکردم که با جهانبینی و آموزشها حال خود را خوب کنم؛ اما اتفاقی که افتاد این بود که بعد از چند ماه سفر در لژیون ویلیام، متوجه شدم ناخودآگاه مشکلاتی که من فکر میکردم با جهانبینی باید آنها را حل کنم با سفر نیکوتین کمکم آنها در حال حل شدن بودند، حتی خشم زیاد یا بیماریهای جسمی که داشتم با سفر ویلیام درست شد. من همیشه میگویم؛ حلقه مفقوده من، جسم بود؛ تا زمانیکه جسم من درمان و سالم نشود، هیچگاه نمیتوانم از آموزشها استفاده کنم. در کنگره۶۰، آبمیوههای زیادی داریم که در دسترس همه ما است و هر کسی که وارد کنگره میشود، میتواند از امکانات مختلفی که در آنجا وجود دارد، استفاده کند و این به خود من باز میگردد که چهقدر از امکاناتی که در اختیار من قرار داده شده، بتوانم استفاده کنم و چهقدر بتوانم با ترسهای خود روبهرو شوم، چون من آشنایی با لژیون ویلیام نداشتم، خیلی ترس داشتم از اینکه قرار است چه اتفاقی بیفتد. قرار است دوباره همان تجربههای بد گذشته را داشته باشم یا اینکه قرار است حال من خوب شود. وقتی به الگوها نگاه میکنیم، متوجه میشویم که راه و روش کنگره۶۰ متفاوت است و قرار است ما را به حال خوش برساند. همین امر باعث میشود که ما بتوانیم به ترس خود غلبه کنیم.
لطفاً بفرمایید، چه معیارهایی به ما کمک میکند بفهمیم انتخابها و تصمیمهایی که در زندگی میگیریم، ما را به سمت رشد و سازندگی هدایت میکنند؟
یک آیه در کلام الله میفرماید: "وَ هَدَیناهُ النَّجدَین" ما انسان را بر سر یک دو راهی هدایت کردیم و این دو راهی را نشانهگذاری کردیم؛ اگر آن راه را انتخاب کند، نتیجه آن تباهی میشود و اگر این راه را انتخاب کند، نتیجه آن، حال خوش و آرامش میشود. باید انتخاب کنیم که راه درستتر را تشخیص دهیم. چیزی که مرا متوجه میکند انتخاب یا تصمیم من درست بوده، همان حال خوش است. اینکه آیا من زمانیکه در این مسیر هستم یا این راه که انتخاب کردم؛ باعث حال خوب من شده است. نسبت به گذشته خود، انسانی توانمندتر، بخشندهتر و عاشقتر شدهام یا اینکه حال مرا بد میکند؟ ما باید به حس خود توجه کنیم که با این انتخاب، چه حسی در زندگی ما ایجاد شده و آیا آن حس در زندگی ما سازنده بوده است یا نه، به ما کمک کرده که نسبت به گذشته خود انسان بهتری شویم یا نه. فکر میکنم در اینجا آگاهی و معرفت که در کنگره۶۰ کسب میکنیم، باعث میشود؛ قدرت تشخیص برای ما بهوجود بیاید که ببینیم آیا این مسیری که میخواهیم پا در آن بگذاریم، مسیر راستین است؟ آیا قرار است ما را به مقصد راستی برساند یا اینکه به بیراهه است.
به نظر شما، چرا انسان گاهی به دنبال کوتاهترین راه میرود؟ این انتخاب چه تفاوتی با حرکت تدریجی و اصولی در مسیر آموزش دارد و چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟
مهندس حسین دژاکام در وادی هفتم اشاره میکنند: «انسانها دو دسته هستند؛ خردمندان و بیخردان.» بیخردان، کسانی هستند که آگاهی لازم را ندارند و خود من هم این تجربه را زیاد داشتم، همیشه کوتاهترین و ارزانترین راه را انتخاب میکردم و حاضر نبودم بهای آن را پرداخت کنم. مهندس دژاکام همچنین میفرمایند: «ما فکر میکنیم در مسیر معنویات، قرار است چیزی را که ما میخواهیم، رایگان به ما بدهند». چه بسا که در مسیر معنویات، سختتر است. خیلی وقتها باید از برخی خواستههای خود بگذریم تا به خواسته دیگر خود برسیم. حال اینکه انسان چرا به دنبال کوتاهترین راه میرود؟ فکر میکنم از ناآگاهی باشد. چرا که انسان نمیداند اگر قرار است به خواسته خود برسد باید از مسیری برود که کمترین آسیب را ببیند. همانطور که دکتر امین دژاکام در فایلهای صوتی «محرم» گفتند: «طبیعت، قانونی به اسم قانون کمترین کنش دارد. همیشه زمانیکه میخواهد یک نهال را به یک درخت تبدیل کند یا میخواهد یک تغییر و تبدیلی را انجام دهد، مسیری را انتخاب میکند که با کمترین آسیب همراه باشد.» ما هم باید یک چنین کاری را انجام دهیم. بیرون از کنگره بعضی از افراد که اضافهوزن یا کمبود وزن دارند یا حتی افرادی که مصرفکننده موادمخدر و دخانیات هستند، گاهی اوقات به دنبال کوتاهترین و ارزانترین راه هستند و همین باعث میشود، مسیر اشتباه را انتخاب کنند و تخریب به آنها وارد شود. ممکن است به دنبال روشهای غیر اصولی و جراحیها باشند، چون میخواهند سریع به نتیجه مطلوب برسند. میخواهند با کوتاهترین مسیر به مقصد خویش برسند یا افرادی که مصرفکننده موادمخدر و دخانیات هستند، میخواهند با سقوط آزاد به حال خوش و درمان برسند؛ اما زمانی که افراد، وارد کنگره۶۰ و لژیون میشوند، خیلی تدریجی و اصولی این کارها انجام میشود. این موضوع باعث میشود که سیستم ایکس آنها بازسازی شود و به حال خوش برسند.

کلام آخر
قبل از اینکه با وادی هفتم آشنا شوم، همیشه میخواستم سریع به خواستههای خود برسم، آن زمانیکه فایل صوتی «مَحرم» دکتر امین دژاکام را گوش میدادم، متوجه شدم که وقتی انسان خواستهای دارد، اولین اتفاقی که میافتد، این است که آن خواسته از انسان گرفته میشود و اول محرومیت اتفاق میافتد. ظرف انسان در محرومیت، بزرگتر میشود و حسهای منفی زیادی را تجربه میکند؛ مثل ترس؛ خشم، ناامیدی و... همینها باعث میشود که ظرف انسان بزرگتر شود و زمانی که این اتفاق میافتد؛ انسان به آن مسئله محرم میشود. وقتی انسان این موضوع را میداند و به آن آگاه میشود، دیگر ناامیدی معنا ندارد و زمانی که از خیلی چیزها ممکن است محروم شود، میداند دلیل آن چیست و اگر صبر کند و آموزش ببیند قطعاً به آن خواسته میرسد. از خداوند تشکر میکنم که اجازه داد من وارد کنگره۶۰ شده و شاگرد مهندس حسین شوم. از مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و راهنمای خود بسیار سپاسگزارم و به خدمتگزاران سایت، خداقوت میگویم.
انجام مصاحبه و تایپ: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر تامیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخ بهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
0