English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان بودن فقط یک جایگاه نیست یک امانت بزرگ است

دیده‌بان بودن فقط یک جایگاه نیست یک امانت بزرگ است

جلسه سوم از دوره یکم کارگاه‌های آموزشی کنگره۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دنا شهرضا، با استادی دیده‌بان محترم مسافر مجید سلامی، نگهبانی ایجنت مسافر اسماعیل و دبیری ایجنت همسفر مهری، با دستور جلسه «هفته دیده‌بان»، یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجید هستم یک مسافر. خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم دفعه قبل که به نمایندگی شهرستان آمدم فرصت شد بخشی از جلسه را در کنار شما باشم اما امروز خوشحالم که می‌توانم یک جلسه کامل در خدمتتان باشم اگر فرصت نکرده‌ام بیشتر به نمایندگی‌های شهرستان سر بزنم به دلیل کم‌کاری نیست بلکه مشغله کاری اجازه نمی‌دهد با این حال مرزبانان و خدمتگزاران نمایندگی‌ها گزارش‌های فعالیت را به ما ارائه می‌کنند و خوشبختانه نمایندگی دنا نیز با نظم و انسجام خوبی در حال فعالیت است امیدوارم این مسیر را با قدرت ادامه دهید مشکلات همیشه وجود داشته و خواهد داشت هر مشکلی که پشت سر گذاشته می‌شود ممکن است مشکل دیگری به وجود بیاید و زیبایی کار ما در همین است که مشکلات را شناسایی و برطرف کنیم ان‌شاءالله مشکلات موجود نیز به‌زودی برطرف خواهد شد. هفته آینده در خدمت بیش از پانصد نفر از اعضای کنگره در تهران خواهم بود همچنین به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم اگرچه امروز به نام هفته دیده‌بان جشن می‌گیریم اما از دید من این جشن متعلق به همه خدمتگزاران کنگره است دیده‌بانی بخشی از ساختار قانون‌گذاری و تشکیلاتی کنگره است و به همین دلیل با تمام اعضا و خدمتگزاران ارتباط دارد هر فردی که به هر شکلی خدمت می‌کند چه شال داشته باشد و چه نداشته باشد در پویایی این ساختار نقش دارد حتی یک سفر اولی که منظم در جلسات حضور پیدا می‌کند و آموزش‌ها را به‌درستی دریافت می‌کند و در مسیر کنگره حرکت می‌کند به نوعی خدمتگزار است زیرا با عملکرد صحیح خود به حرکت و پویایی کنگره کمک می‌کند خدمت در کنگره فقط برای خود فرد نیست از سفر اولی گرفته تا دیگر خدمتگزاران هرکس که خدمت می‌کند هم به دیگران کمک می‌کند و هم به خودش بنابراین این موضوع مختص یک فرد نیست و به کل ساختار خدمتی کنگره ۶۰ مربوط می‌شود. دیده‌بان بودن فقط یک جایگاه نیست یک امانت بزرگ است که به ما سپرده شده و باید با مسئولیت از آن مراقبت کنیم اولین ساختاری که در کنگره ۶۰ شکل گرفت، ساختار دیده‌بانی بود در ابتدا آقای مهندس و خانم آنی اولین دیده‌بانان بودند و با هم نفر سوم را انتخاب کردند همان زمان علاوه بر انتخاب دیده‌بانان قوانین را نیز تدوین می‌کردند این ساختار به‌تدریج گسترش پیدا کرد و امروز حدود هجده دیده‌بان در آن فعالیت می‌کنند این ساختار یک‌شبه شکل نگرفت آموزش‌ها و راهنمایی‌هایی که آقای مهندس از اساتید خود دریافت کردند همیشه با نگاه به آینده بود قوانینی که فقط برای آن روز نبود بلکه برای سال‌های آینده طراحی می‌شد امروز نیز در ساختار دیده‌بانی تلاش می‌کنیم همین نگاه آینده‌نگر را ادامه دهیم سال ۷۹ هنوز ساختار دیده‌بانان مثل امروز شکل نگرفته بود. ابتدا «شورای نگهبانان» با پنج نفر تشکیل شد و درباره مسائل و قوانین کنگره تصمیم‌گیری می‌کرد و به‌تدریج دیده‌بانان بیشتر شدند و ساختار امروزی شکل گرفت دیده‌بانان قانون‌گذاران کنگره ۶۰ هستند اما قانون‌گذاری فقط با نشستن در جلسه امکان‌پذیر نیست هر دیده‌بان مسئول یک بخش است و از نزدیک با مسائل آن آشنا می‌شود همچنین هر دیده‌بان، رابط چند نمایندگی است و باید به آن‌ها سرکشی کند گزارش‌ها را بخواند و از مشکلات و نقاط قوت شعب آگاه باشد بنابراین وقتی دیده‌بان در جلسه قانون‌گذاری می‌کند تصمیم او بر اساس تجربه و اطلاعات واقعی از نمایندگی‌هاست نه صرفا بر اساس شنیده‌ها دیده‌بان وقتی به یک نمایندگی می‌رود قرار نیست به‌صورت تجسسی فقط دنبال ایراد بگردد ممکن است در نمایندگی هم نقاط قوت ببیند و هم نقاط ضعف اگر نقطه‌ضعفی وجود داشته باشد تا حد امکان همان‌جا با استفاده از تجربه‌مان آن را بررسی و راهکار ارائه می‌کنیم اگر هم موردی را ندانیم سؤال می‌کنیم و از تجربه دیگران استفاده می‌کنیم. برای مثال ممکن است به نمایندگی بگوییم شما باید تابلویی داشته باشید که هر کسی وارد نمایندگی می‌شود، بتواند در یک نگاه با اطلاعات نمایندگی آشنا شود. نقاط قوت را هم شناسایی می‌کنیم و در جلسات دیده‌بانان مطرح می‌کنیم تا از این تجربه‌ها در بخش‌های دیگر هم استفاده شود اگر مشکلی در نمایندگی باشد که نتوانیم همان‌جا حل کنیم آن را در جلسه دیده‌بانان مطرح می‌کنیم و از اعضا نظر می‌خواهیم ودر نهایت، آقای مهندس هم راهکار لازم را ارائه می‌کنند و بنابراین هدف دیده‌بان فقط پیدا کردن نقاط ضعف نیست بلکه شناسایی نقاط قوت و انتقال تجربه و پیدا کردن راهکار برای مشکلات است.ما می‌گویم خودمان می‌آییم و اگر مسئله حادی باشد همین‌جا برطرفش می‌کنیم اما نقاط قوت را صددرصد در جلسات مطرح می‌کنیم. مثلاً در نمایندگی‌های خراسان، یکی از نقاط قوت این بود که گزارشی داشتیم که در یک نگاه که روی دیوار نصب می‌شد و هر کسی وارد می‌شد می‌توانست اطلاعات لازم را ببیند این نقاط قوت را در جلسات دیده‌بان‌ها مطرح می‌کنیم ممکن است در کنار نقاط قوت، نقاط ضعفی هم وجود داشته باشد؛ درباره آن‌ها گفت‌وگو می‌کنیم و اگر لازم باشد برایشان قانون‌گذاری می‌کنیم. پس وظیفه دیده‌بان فقط این نیست که بگوید اینجا ایراد دارد، آنجا ایراد دارد و برطرف کردن ایرادات، بیشتر بر عهده ایجنت و مرزبان است دیده‌بان‌ها علاوه بر بررسی مشکلات، نقاط قوت را هم شناسایی می‌کنند تا بتوانیم آن‌ها را گسترش و تقویت کنیم. ما قانون را برای چه می‌گذاریم؟ فقط برای امروز یا برای آینده؟ یکی از تأکیدهای همیشگی آقای مهندس این بود که هر قانونی باید برای آیندگان هم مفید باشد. می‌گفتند: «قانونی را تصویب کنید که به درد آیندگان بخورد، نه فقط امروز.» از سال ۷۸ که ساختار را شکل دادند، نگاهشان همیشه به آینده بود. سال ۷۹ هم گفتند می‌خواهم آزمون کمک‌راهنمایی بگیرم. آن زمان ما یک لشکر شکست‌خورده بودیم؛ بیشترمان سقوط آزاد بودیم و شرایط خوبی نداشتیم حتی استاد جلسه هم وضعیت مناسبی نداشت بااین‌حال، آقای مهندس حرکت را ادامه داد چون ایمانش به این مسیر بسیار قوی بود. ما آن روز آینده را نمی‌دیدیم اما ایشان می‌دیدند چیزی که امروز بعد از سال‌ها، نتیجه‌اش را به‌وضوح می‌بینیم. چون به مسیرشان ایمان داشتند از زندگی‌اش هزینه کرد کارخانه و خانه‌اش را در زاهدان و کرمان فروخت و پولش را خرج کنگره کرد به او گفته بودند که شما حرکت کن، نیروهای واقعی می‌رسند. از همان ابتدا قوانینی را اجرا کرد که برای خیلی‌ها خنده‌دار بود و حتی خود ما هم آن‌ها را مسخره می‌کردیم سال ۷۹ گفتند می‌خواهم آزمون کمک‌راهنما بگیرم و یکی از بچه‌ها اعتراض کرد که ما از درس و مدرسه فرار کردیم، حالا اینجا هم باید امتحان بدهیم؟ آقای مهندس گفتند از این به بعد هرکس می‌خواهد راهنما بشود باید امتحان بدهد آن سال دوازده نفر در آزمون شرکت کردند و حدود شش، هفت نفر قبول شدند منابع هم فقط صورت مسئله اعتیاد و آنچه خانواده‌ها باید بدانند بود. آزمون یازده سؤال داشت و بیشتر سؤال‌ها را می‌توانستیم جواب بدهیم. همین آزمون، شروعی شد برای شکل‌گیری یک مسیر جدید در کنگره آقای مهندس گفتند از این به بعد، همه باید امتحان بدهند آقای مهندس غفوری که دیده‌بان آموزشی بود حتی‌ راهنما نبود.ما دو‌نفر بودیم  شدیم نمره بیست‌ودو، یعنی یازده سؤال را جواب دادیم؛ آقای مهندس هم روی تخته زد بیست و دو و الان دیگر به کسی بیست هم نمی‌دهد می‌گویند  اصلاً ما بیست نداریم آن زمان می‌خواست ما را جذب کند و بیست‌ودو گرفتیم و شدیم راهنما چه کسانی راهنما شدیم؟ همه سقوط آزاد بودیم ولی باز گفت نه، بشین و آن روز آقای مهندس به آینده‌ای نگاه می‌کردند که شاید برای ما باورکردنی نبود امروز در آزمون کمک‌راهنمایی ۱۴۰۴، حدود ۱۲ هزار و ۸۵۰ نفر شرکت کردند چیزی که سال‌ها قبل تصورش برای ما سخت بود. بسیاری از ساختارهای کنگره، مثل مرزبان و ایجنت از همان سال‌ها پایه‌گذاری شدند؛ در حالی که ما در یک زیرزمین کوچک و با امکانات بسیار محدود و گاهی حتی بدون غذای کافی جلساتمان را برگزار می‌کردیم. اما آقای مهندس از همان شرایط آینده را می‌دیدند و به همین دلیل هر چیزی که امروز در کنگره داریم حاصل سال‌ها فکر، برنامه‌ریزی و تلاش است، نه یک تصمیم لحظه‌ای.یک روز آقای مهندس گفتند که بگذارید بچه‌ها به اسم آکادمی عادت کنند؛ من می‌خواهم دانشگاه بزنم و همه خندیدیم و باورمان نمی‌شد، اما سال‌ها بعد این ایده عملی شد این نشان می‌دهد بسیاری از اتفاقاتی که امروز می‌بینیم، حاصل سال‌ها فکر و برنامه‌ریزی است. زیرساخت‌های کنگره هم با سختی و تلاش فراوان ساخته شده است زمانی که کنگره را بستند، کنار آکادمی روی یک موکت کوچک می‌نشستیم و آقای مهندس همان‌جا به بچه‌ها مشاوره می‌دادند و بعد به پارک طالقانی می‌رفتیم و آن روزها نمی‌دانستیم این مسیر به کجا می‌رسد؛ فقط به آقای مهندس اعتماد داشتیم و همراهش حرکت می‌کردیم بنابراین از مشکلات نترسید همین سختی‌ها هستند که ما را قوی‌تر می‌کنند یادم هست سال ۷۹، من و آقای مهندس در آکادمی نشسته بودیم آن زمان فقط یک شعبه داشتیم و تقریباً همه همدیگر را می‌شناختند یک نفر وارد شد سلام کرد و رفت آقای مهندس گفتند او را نمی‌شناسند گفتم آقا، این‌قدر زیاد شده‌ایم که همدیگر را نمی‌شناسیم. ایشان همان‌جا گفتند: یک روزی شعبه‌ها آن‌قدر زیاد می‌شوند که فقط اسم خیلی‌هایشان را می‌شنویم. امروز که به این گستردگی نگاه می‌کنم، می‌بینم ایشان بیش از بیست سال پیش این روز را پیش‌بینی کرده بودند. آقای مهندس همیشه تأکید دارند که برای توسعه، اول باید زیرساخت‌ها آماده شود اگر امروز کنگره با این تعداد شعبه و جمعیت به‌خوبی اداره می‌شود نتیجه سال‌ها برنامه‌ریزی و ساختن زیرساخت و تلاش دیده‌بان‌ها، مرزبان‌ها، ایجنت‌ها و همه خدمتگزاران است. این ساختار یک‌شبه به وجود نیامده؛ سال‌ها برای آن فکر و برنامه‌ریزی شده و امروز نتیجه‌اش را می‌بینیم و راهنماها و همه خدمتگزاران کنگره ۶۰، وقت و زندگی خودشان را می‌گذارند و برای خدمت می‌آیند اگر امروز کنگره عملکرد خوبی دارد، تک‌تک شما در این موفقیت سهیم هستید. بنابراین امروز فقط روز جشن دیده‌بان‌ها نیست؛ روز همه خدمتگزاران و ساختار کنگره۶۰ است؛ ساختاری که سال‌هاست با تلاش و خدمت افراد زیادی شکل گرفته و ادامه پیدا کرده است. در مورد همسفران هم باید از خانم آنی بزرگ یاد کنم که برای شکل‌گیری این گروه بسیار تلاش کردند. در ابتدا فقط چند همسفر داشتیم و حتی فضای مناسبی برای حضورشان وجود نداشت و با تلاش خانم آنی و آقای مهندس، کم‌کم این گروه شکل گرفت وجلسات و لژیون‌ها تشکیل شد و امروز به مجموعه‌ای منظم و قدرتمند تبدیل شده است. امیدوارم خداوند به آقای مهندس و خانم آنی سلامتی بدهد و سایه‌شان بالای سر همه ما مستدام باشد اگر آنها نبودند، شاید خیلی از ما امروز اینجا نبودیم؛ خود من هم شاید نبودم خیلی از زندگی‌ها امروز به خاطر حمایت و همراهی همین خانواده‌ها در کنار هم شکل گرفته‌اند اگر این همراهی‌ها نبود، شاید خیلی‌ها امروز هرکدام جدا از هم بودند ان‌شاءالله خدا به همه‌شان سلامتی بدهد. من صمیمانه از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم؛ از همسر و فرزندانشان و همه کسانی که در این سال‌ها همراه ایشان بودند. این خانواده‌ها از خیلی از خواسته‌های شخصی و مالی خود گذشتند و با حمایت و پشتیبانی از آقای مهندس، این فرصت را فراهم کردند که ایشان بتواند کار و فعالیتش را ادامه دهد و نتیجه این همراهی امروز در زندگی بسیاری از ما دیده می‌شود امیدوارم خداوند به همه این خانواده‌های عزیز سلامتی، آرامش و خیر و برکت بدهد و خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

 

 

تایپ: مسافر محمد و مسافر سجاد ( لژیون دوم)

عکاس:مرزبان مسافرطاها

ویرایش و ارسال: مسافر حسن (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .