سیزدهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی مسافر مالک، نگهبان مسافر محمد و دبیری مسافر جلیل با دستور جلسه (از فرمانبرداری تا فرماندهی) روز سه شنبه مورخ 17شهریور1405 راس ساعت:17 اغازبه کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، مالک هستم، یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه باشم تا خدمت کنم و آموزش ببینم، خوب در باب دستورِ جلسه، «از فرمانبرداری تا فرماندهی».
خوب به ما میگوید: از یک نقطهای به نقطهای دیگر، از مکانی به مکانِ دیگر که در حالِ حرکت و سفر است. خوب، ما اگر میخواهیم فرماندهی خوبی باشیم، باید خواسته و هدفِ رسیدن به آنِ فرماندهی را داشته باشیم. ما اکثراً خودمانِ فرمانده یا فرماندهشدن را تا حدودی میدونیم، مثلِ یک شاگر. الان یک میکانیک خوب را به گذشتهاش نگاه میکنیم؛ به قولِ خودمان، شاگردی و کشیده، سختی، گرما و سرما را تحمل کرده تا شدهاست یک مکانیک خوب. و همهی کارها همینجور است. همهی آنانی که فرماندهِ کامل و خوب هستند، به قولِ خودمان استا کارها، همهشان آنِ سختیها را کشیدن تا رسیدن به آنِ جایگاه و آنِ فرماندهی خوب.
تو کنگره ۶۰ هم ما آمدیم برای سفرِ کردن و برای رهایی از دامِ اعتیاد. خوب، اگر درستِ سفرِ کرده باشیم و اگر درستِ حرکت کنیم، اگر به موقع آمده باشیم و رفته باشیم و سرِ موقع، شربت بخوریم، یک فرماندهِ خوب برای گذر از موادِ مخدر و سفر و رهاییِ خودمان میشیم. اما اگر به زور و اجبار آمده باشیم، مطمئناً فرماندهِ خوبی نخواهیم شد.
مثال من که در کنگره آمدم و راهنما انتخاب کردم؛ خوب، در کنگره همینطوری به راهنما شال نمیدهند، یا به صورتِ تصادفی راهنمای لژیونها را انتخاب نمیکنند. قطعاً سفرِ کردند و این مسیر را رفتهاند و آموزش دیدهاند، و حالا میخواهند به ما آموزش بدهند که چطور در این مسیرِ حرکت کنیم و سختی و مشکلات را تحمل کنیم تا بتوانیم به فرماندهی برسیم.
من در زمانِ اعتیاد، فرماندهیِ هیچ چیز را نداشتم؛ حتی خوابیدن و غذا خوردن، کار کردن و… چون موادِ مخدر بود که دستور میداد چه کاری انجام بدهم یا ندههم! اما الان که به سلامتی و روشنایی نزدیکتر شدم، باید فرماندهِ خوبی باشم برای خودم و خانوادهام! باید فرمانبردارِ خوبی باشم؛ در غیر این صورت، اصلاً به جایگاهِ فرماندهی نخواهم رسید.
من خودم زمانی برای کارخانهها کار میکردم، میدیدم یک رئیسِ کارخانه با ۵۰۰ نفر نیرو با نظم و روتینِ دقیق در حالِ کار بودند، اما وقتی از گذشتهاش تعریف میکرد، میدیدم که چقدر سختی را به جان خریده تا به اینجا رسیده. من بعضی اوقات فکرِ میکردم، یکی همینطوری صاحبِ کارخانه شده، اموال دارد؛ ولی وقتی به گذشتهاش نگاه میکنم، میبینم خیلی سختی و رنج کشیده تا به اینِ فرماندهی رسیده.
اکثراً سربازی رفتهایم و فکر میکنیم که فرمانده فقط مخصوصِ پادگان و ارگانهای نظامی هست؛ اما نه! فرمانده همان انسان هست که در شغلی و جایگاهی که به او سپردن، موفق شود و شانه خالی نکند.
و امیدوارم که بتوانم یک فرماندهِ خوب برای خودم، در خانواده و جامعه باشم.
ممنون که با سکوت گرمتان به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
در ادامه رهایی (ویلیام وایت درمان وابستگی به سیگار) مسافر احمد توسط راهنمای محترم مسافر مالک اعلام گردید:

رهایی ( ویلیام وایت درمان وابستگی به سیگار) مسافر اسدالله توسط راهنمای محترم مسافر مهدی اعلام گردید:

تایید خبر :مسافر محمد لژیون پنج
مرزبان خبری: مسافر داوود.
عکاس: مسافر محمد لژیون چهار
ویرایش خبر: مسافر احمد لژیون چهارده
- تعداد بازدید از این مطلب :
55