«گاهی مسیر خدمت در کنگره، جلوهای از عشق محض و مسئولیتپذیری عمیق را به نمایش میگذارد. مسیر انسانهایی که با تمام وجود نقشآفرینی میکنند تا این بسترِ رهایی، پابرجا و استوار بماند. در گفتگوی پیشرو و به مناسبت هفته دیدهبان، افتخار میزبانی از انسانی شریف، پرکار و پرتلاش خانم آنی کماندار داریم. ایشان فراتر از نسبت ارزشمندشان به عنوان دختر مهندس دژاکام که از نزدیک شاهد و همراه ریشههای شکلگیری این تفکر بودهاند، سالها است به عنوان یک دیدهبان مسئولیتپذیر، با دانش، تخصص و تعهدی عمیق در جهت پیشبرد اهداف علمی و انسانی کنگره60 گام برمیدارند. نگاه دقیق و حضور مستمر ایشان در این جایگاه خطیر، همواره نشانگر تعهدی عمیق به اصول و ارزشهای مجموعه بوده است.»
خانم آنی عزیز، سلام و عرض ادب. بسیار مفتخرم که در کنار شما حضور دارم. برای من باعث افتخار است که این فرصت را دارم تا گفتگویی کوتاه با شما داشته باشم و از تجربیات ارزشمندتان بهرهمند شوم.
شما سالهاست که به عنوان دیدهبان در کنگره۶۰ فعالیت میکنید. در این سالها چه مسیری را طی کردهاید و چه اتفاقات یا تجربیاتی بیشترین تأثیر را در شکلگیری جایگاه امروزتان داشتهاند؟
در ابتدای سال 1376، وقتی پدر درمان شدند، حدود 7 تا 10 نفر از آقایان در کنگره حضور داشتند که با روش سقوط آزاد مصرف را قطع کرده بودند و هنوز اعتقادی به درمان تدریجی نبود. خانوادههای این افراد هم همراهشان به جلسات میآمدند؛ اما چون فضایی برای حضور همسفران نبود، جلوی در یا در حیاط منتظر میماندند و همین موضوع گاهی مشکلاتی ایجاد میکرد. با تدبیر آقای مهندس، تصمیم گرفته شد تا به بخشی همسفران اختصاص داده شود که آنها نیز آموزش ببینند. در ادامه مادرم خانم آنی، مسئولیت بخش همسفران را بر عهده گرفتند و در کنار آقای مهندس و با راهنماییهای ایشان و همراهی استاد امین، این بخش پایهگذاری شد. مادرم سالهای زیادی در این حوزه خدمت کردند. دقیق یادم نیست چه سالی بود؛ اما بعد از آن به عنوان دیدهبان ورزش همسفران انتخاب شدم. آن زمان آقای مهدی دیدهبان ورزشی بودند و مسئولیت هر دو بخش آقایان و خانمها را بر عهده داشتند؛ اما با افزایش تعداد همسفران، هماهنگی امور دشوارتر شد؛ به همین دلیل آقای مهندس مسئولیت بخش ورزش همسفران را به من واگذار کردند. من زمانی که وارد کنگره شدم نوجوان بودم. اولین مسئولیتم را بعد از سال 1386 فکر میکنم، قبول کردم و مربی تیروکمان بچهها شدم و چند سالی مربیگری کردم. فکر میکنم نزدیک به سال 1389-1390 بود، امتحان راهنمایی دادم و در شعبه آکادمی با عنوان راهنما قبول شدم. سالها گذشت، در استان تهران چندین بار مقام آوردم و به خاطر این خدمات ورزشی آقای مهندس مسئولیت ورزش همسفران را به من واگذار کردند که کمک حال خانواده باشم. تعداد همسفران زیاد بود و نیاز به کمک بود. خانم آنی، مادرم کسالت پیدا کردند و من قبول مسئولیت کردم. لطف و اعتماد آقای مهندس باعث شد برای این مسئولیت انتخاب شوم و تا امروز نیز همچنان در کنار خانواده، آقای مهندس، استاد امین، خانم شانی و مادرم که با وجود سن و سالشان هنوز در خدمت کنگره هستند، مشغول خدمت به اعضاء کنگره۶۰ هستیم.
اگر قرار باشد تنها یک پیام از سالها تجربه ارزشمندتان در کنگره۶۰ به تازهواردین و نسل جدید این مجموعه منتقل کنید، دوست دارید آن پیام چه باشد؟
هر نقشی که دارید، در هر جایگاهی که هستید، سعی کنید آن نقشی که به شما داده شده است، در آن نقش خوب باشید و آن را بهدرستی انجام دهید؛ یعنی رهجویی که تازه وارد کنگره میشود، هیچ توقعی از او ندارند که خدمتگزار باشد و خدمت کند؛ فقط باید رهجو باشد و شاگرد، شاگردی کند. بهموقع در جلسات حضور داشته باشد، به حرف راهنما گوش دهد و سیدی بنویسد. اگر همسفر است، همراهی کند و اگر مسافر بخش OT است، بهموقع پله کم کند تا هم همسفر و هم مسافر بعد از 10 ماه که به کنگره آمدند، 40 سیدی را نوشتند، به رهایی رسیدند و وارد سفر دوم شدند، آن وقت میتوانند در کنگره آرامآرام خدمت بگیرند؛ یعنی زمانی که انسان دانشش را ندارد؛ باید سعی کند شاگرد خوبی باشد. بعد از آنکه یکسری آموزشها را دیدی از فیلترهایی عبور کرد و مراحلی را پشت سر گذاشت، خدمتهای مختلف را قبول کند. این جایگاههای مختلف برای این در کنگره هستند که هر کس که در این جایگاهها قبول مسئولیت میکند، اگر مسئولیتش را بهدرستی انجام دهد پلی برای پیشرفت او میشود. آن خدمات باعث میشود که فرد در آن ساختار حرکت کند؛ هم برای خودش آموزش است و هم خدمت به دیگران انجام داده است.
فکر میکنید حضور یک زن در کنگره۶۰ چگونه میتواند به استحکام و پایداری خانواده کمک کند؟
من انسان فمینیستی نیستم که بگویم ما زنها خاص هستیم. نه اصلاٌ همچین اعتقادی به این قضیه ندارم. من فکر میکنم هر دو جنس زن و مرد در جایگاه و نوع خودشان خاص و مکمل یکدیگر هستند. زن و مرد نمیتوانند ادای یکدیگر را دربیاورند و این زیبایی نقشها در مکمل بودنشان است. زنها مجموعهای از مسئولیتهای خاص خودشان را دارند. مردها بیشتر نقش حمایتگر و تأمین امنیت را برای خانواده دارا هستند. زن نیز به شکلی دیگر انجام وظیفه میکند؛ مثلاٌ به صورت کلی در خانوادههای دارای فرزند مسئولیت نگهداری از فرزندان به عهده مادر است، گرچه شکل دنیای امروزی تغییر کرده و از فرم سنتی خارج شده؛ یعنی زن و مرد، هم در نگهداری از فرزندان و هم در مسائل خارج از خانه برای تامین معاش فعالیت میکنند؛ در نتیجه آن نقش مکملی بین زن و مرد یک خانواده را شکل میدهد. یک همسفر برای مسافرش به کنگره میآید تا او را که درگیر بیماری اعتیاد است کمک کند. در مرحله اول خودش آموزش میبیند تا آرامش پیدا کند و بداند چه کاری انجام دهد یا چه کاری را انجام ندهد. در مرحله دوم نحوه کمککردن به مسافر را میآموزد و در نهایت میتواند به درستی کارش را انجام دهد.
چه چیزی در این مسیر بیش از همه روی خود شما تأثیر گذاشته و نگاهتان را به زندگی تغییر داده است؟
من تقریباً تمام عمرم تحت تأثیر کنگره بودم؛ یعنی از بچگی، از حدود 15 سالگی که پدرم درمان شد. در نوجوانی، حدود 17 یا 18 سالگی که کنگره شکل گرفت، مسئولیتی نداشتم؛ چون سنم کم بود؛ ولی کمکم مسئولیتها را قبول کردم. چیزی که در کنگره برای من خیلی مهم است، آقای مهندس همیشه میفرمایند: خیلیها میخواهند به انسانها خدمت کنند؛ ولی فرصت خدمت به آنها داده نمیشود؛ ولی کنگره بستری را فراهم کرده تا کسانی که واقعاٌ علاقهمند هستند، هم خودشان درمان اعتیاد شوند یا دردی را پشت سر میگذارند، بتوانند به دیگران خدمت کنند. خدمت کردن به معنای منت گذاشتن سر دیگران نیست؛ بلکه وقتی به انسانها خدمت میکنید، خداوند هم مسیر زندگی شما را هموارتر میکند؛ همانطور که یک راهنما در لژیون با رهجو صحبت میکند، به سوالاتش پاسخ میدهد، ذهنش درگیر پیدا کردن پاسخ میشود که چگونه میتواند مشکل را حل کند؛ یعنی در ذهنش به نوشتارها رجوع میکند و همین باعث میشود تا آن علوم را بهتر یاد بگیرد. وقتی به آدمها کمک میکنید و گرهای از زندگیشان باز میشود، نیت شما این نیست که خدا هم در عوضش به شما کمک کند؛ اما به مرور زمان حس میکنید که خدا هم گرههای زندگی شما را باز میکند. انسان اولش مثل سنگی است که زوایای تیزی دارد و ممکن است دست آدم را زخمی کند، مثل کسانی که هنوز سرسختند یا تزکیه و پالایش کامل نشدهاند؛ اما وقتی به دیگران خدمت میکنید، مثل سنگی هستید که در بستر رودخانه قل میخورد، کمکم زوایای تیزش سائیده و صاف میشود. کنگره میتواند بستری را فراهم کند تا افراد به همین شکل صیقل بخورند اگر درست عمل کنند.
مهمترین مؤلفههای راهنمای تأثیرگذار چیست؟
راهنما چیزی را که میگوید عمل کند. میگویند رطب خورده منع رطب نمیتواند بکند. همیشه گفتهام باز هم میگویم و خواهم گفت؛ برای اینکه انسان کلامش تأثیرگذار باشد؛ بایستی حرف در حد کلام نباشد. برای آنکه کلام انسان نفوذ پیدا کند و تأثیرگذار باشد؛ باید انسان به حرفهایی که خودش میزند عمل کند؛ یعنی این کلید است، آنوقت کلامش برش پیدا میکند در قلب انسانها که بتواند تأثیر بگذارد.
طراحان سوال: همسفر معصومه مرزبان خبری، راهنمای تازهواردین همسفر معصومه و همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون شانزدهم)
مصاحبهکننده: همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون شانزدهم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
139