جلسه نهم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه همسفران و مسافران نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی دیدهبان محترم دکتر امین دژاکام و نگهبانی ایجنت محترم مسافر مجید و دبیری ایجنت محترم همسفر رحمان با دستور جلسه «هفته دیدهبان» در تاریخ ۱۴۰۵/۰۶/۱۴ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، امین هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکرم که در هفته دیدهبان در اصفهان در کنار شما هستم و از همه عزیزانی که در این جلسه حضور دارند سپاسگزارم. شعب اصفهان از نخستین شعبی هستند که خارج از تهران شکل گرفتند و با انسجام و توانایی مسیر خود را ادامه دادند. به اعتقاد من، هرجا توانایی وجود دارد، وظیفهای نیز بر عهده انسان است؛ وظیفهای که میتواند انتقال حس خوب و کمک به دیگران برای بهرهمندی از روش درمان باشد.
انسان زمانی که در رنج و تاریکی قرار دارد، از خداوند رهایی میخواهد. وقتی از تاریکی خارج میشود، چند مسیر پیش روی او قرار میگیرد؛ میتواند به زندگی خود ادامه دهد، دوباره به تاریکی بازگردد یا احساس و تواناییای را که به دست آورده در اختیار دیگران قرار دهد. راهنما، مرزبان و خدمتگزار کسی است که مسیر سوم را انتخاب میکند. این انتخاب، زمینهساز برکت و نعمت در زندگی است.
من خودم در سالهایی که به کنگره آمدم، بارها از تاریکی خارج شدم و دوباره به آن برگشتم و به این نتیجه رسیدم که یکی از مهمترین عواملی که برکت را از زندگی خارج میکند، منیت، غرور و تکبر است. منیت یعنی انسان جایگاه خودش را بالاتر از آنچه هست بداند. نشانههای آن را میتوان در رفتارهای روزمره دید؛ اینکه از کوچکترین انتقاد ناراحت شویم، حاضر نباشیم زحمت بکشیم، با دیگران سختگیرانه برخورد کنیم، سادگیها را پیچیده کنیم و نتوانیم با انسانها تعامل درست داشته باشیم.
تکبر نیز زمانی است که انسان خودش را از جنس دیگری بداند و جایگاه واقعی خود را فراموش کند. همانطور که وقتی مفصل انسان از جای خود خارج میشود، توانایی حرکت و تحمل وزن را از دست میدهد، در صور پنهان نیز وقتی انسان از جایگاه واقعی خود خارج شود، دچار ترس، منیت، تکبر و ناتوانی میشود. انسانی که منیت دارد، حتی خودش را نمیتواند تحمل کند و با کوچکترین حرف یا رفتار دیگران از تعادل خارج میشود.
راه درمان این است که ابتدا بپذیریم مشکلی وجود دارد و سپس آماده تحمل سختی و دردِ تغییر باشیم. همانطور که جا انداختن یک مفصل درد دارد اما پس از آن توانایی به بدن بازمیگردد، در صور پنهان نیز ممکن است برای برگشتن به جایگاه واقعی خود، بارها با درد و سختی روبهرو شویم. اگر این مسیر را بپذیریم، تواناییهای از دسترفته بهتدریج بازمیگردند.
انسانی که روی پای خودش ایستاده، نیازی ندارد دائماً دیگران او را تأیید کنند. کسانی که دائماً به دنبال تعریف و تمجید، باندسازی و جمع کردن افراد برای تأیید خود هستند، در واقع به «چوبدستی» نیاز دارند. ما در کنگره به راهنما، ایجنت، مرزبان و دیگر جایگاههای خدمتی نیاز داریم، اما وظیفه این جایگاهها تأیید منیت افراد نیست؛ بلکه برای انجام مسئولیت و برداشتن بار از دوش یکدیگر هستند.
نکته بسیار مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم، حس است. میتوان حس را به بنزین و عقل را به موتور تشبیه کرد. اگر ذرهای آلودگی وارد بنزین شود، موتور دیگر درست کار نمیکند. نیروهای منفی نیز لزوماً نمیآیند که تمام زحمات انسان را یکباره از بین ببرند؛ آنها حس انسان را خراب میکنند. ممکن است فرد سالها برای رسیدن به جایگاهی تلاش کند، اما با یک اتفاق، توهین یا برداشت نادرست، حسش خراب شود و تمام مسیرش تحت تأثیر قرار بگیرد.
بنابراین باید هنر حفظ و اصلاح حس را یاد بگیریم. همانطور که یک ورزشکار برای موفقیت به توانایی جسمی و فنی نیاز دارد، به حس درست نیز نیازمند است. یک لحظه بههمریختن حس میتواند نتیجه سالها تلاش را تغییر دهد.
در کنگره نیز باید به جای تمرکز بر حاشیهها و اشتباهات دیگران، به نتیجه و برکت بزرگی که در زندگی انسانها ایجاد شده توجه کنیم. اگر به حاشیهها و مسائل منفی توجه کنیم، حس ما خراب میشود، از جمع جدا میشویم و در معرض آسیب قرار میگیریم. حضور در جمع و حفظ ارتباط سالم، مانند بودن در گلهای است که امنیت بیشتری ایجاد میکند.
در نهایت، باید بدانیم حس مانند خانهای است که اگر پنجره یا در آن باز بماند، امکان ورود آسیب وجود دارد. ممکن است همهچیز را درست ساخته باشیم، اما یک شکاف کوچک کافی است تا نیروهای منفی وارد شوند. بنابراین به محض اینکه متوجه شدیم حس ما خراب شده است، باید آن را اصلاح کنیم و اجازه ندهیم این خرابی بزرگتر شود.
به قولی، «پنجره شکسته» اگر بهموقع اصلاح نشود، خرابیهای بیشتری به دنبال خواهد داشت. پس باید همیشه مراقب حس خود باشیم، آموزش بگیریم، از منیت و تکبر فاصله بگیریم و تلاش کنیم در جایگاه واقعی خود قرار داشته باشیم. اگر حس خود را حفظ کنیم، بسیاری از تواناییها و برکتهای زندگی نیز حفظ خواهند شد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

.jpg)




عکس: مسافر نیما
تایپ: همسفر محمد
ویرایش و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1656