English Version
This Site Is Available In English

عمیق‌ترین تاریکی‌ها در اعتیاد وجود دارد

عمیق‌ترین تاریکی‌ها در اعتیاد وجود دارد

همسفر اعظم به همراه مسافر خود با تخریب 17 سال آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۲۵ روز به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر اصغر و خانم آنی کماندار سفر کردند. در حال حاضر به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس دژاکام ۱۳ سال است که آزاد رها هستند. ورزش ایشان و مسافرشان در کنگره والیبال و شطرنج است. ایشان دو دوره توفیق خدمت در جایگاه‌ راهنمایی را داشته‌اند و در حال حاضر به عنوان اسیستانت مشغول به خدمت هستند. گفتگویی با ایشان ترتیب داده‌ایم که تقدیم نگاه پرمهرتان می‌کنیم.

سی‌دی نوشتن یا خدمت‌کردن هم نوعی فرمان‌برداری کردن است، چگونه می‌شود از این کارها خسته نشد؟

اول باید ببینیم از چه کسی و از چه چیزی فرمان‌برداری کنیم؟ فرمانبرداری باید از راهنما، قوانین و حرمت‌های کنگره و قوانین الهی باشد. وقتی فردی وارد کنگره می‌شود؛ قاعدتاً باید شروع به نوشتن سی‌دی کند؛ چرا که یک راهنما انتظار دارد که رهجو هر هفته یک سی‌دی بنویسد؛ همچنین وقتی رهجو وارد سفر دوم می‌شود، انتظار می‌رود که خدمت‌کردن را آغاز کند؛ اما مهم‌تر از دیگران خود رهجو است؛ چرا که رهجو آمده که مسافرش درمان و حال خودش خوب شود؛ اما باید توجه داشت که سفر مسافر، مربوط به خود مسافر است؛ درمان یا عدم درمان او به همسفر مربوط نمی‌شود؛ ولی همسفر برای این‌که به حال خوب برسد و از این حال آشفته بیرون بیاید؛ باید یک سری از کارها را انجام دهد؛ گام اول یادگیری است و یادگیری از طریق نوشتن سی‌دی اتفاق می‌افتد؛ پس از یادگیری، نوبت به خدمت‌کردن می‌رسد که آنچه را آموخته در عمل اجرا کند. شما زمانی که تنها روی صندلی جلسه نشسته‌اید، چالشی ندارید؛ اما وقتی در نقش مهمان‌دار قرار می‌گیرید و تذکر می‌دهید؛ اما کسی به حرفتان گوش نمی‌دهد، تازه با چالش روبه‌رو می‌شوید؛ اینجا است که آموزش‌هایی مانند صبر، تذکر همراه با محبت، احترام به دیگران به کار گرفته می‌شود و شما مجبور هستید که در عمل انجام دادن آموخته‌ها را شروع کنید و باعث آموزش بیشتر می‌شود و سی‌دی‌هایی که نوشته‌اید، عملاً در خدمت به کار می‌گیرید؛ پس می‌توان گفت: سی‌دی نوشتن، واحد تئوری کار است و هر نوع خدمتی که انجام می‌دهید؛ مانند میکروفون گردانی، مهمانداری، راهنمایی، مرزبانی و ... واحد عملی آن است؛ به‌طور کلی همه چیزهایی که یک راهنما از یک رهجو می‌خواهد؛ اگر رهجو گوش به فرمان باشد، فرمانبرداری کرده است؛ اما اگر رهجو دچار نافرمانی شود، نتیجه آن حال بد او و رفتن از کنگره است. در کنگره دو راه پیش‌رو داریم یا باید بمانیم و طبق اصول و قوانین، فرمان‌بردار باشیم یا اگر نمی‌خواهیم به فرمان‌ها عمل کنیم؛ باید از کنگره برویم؛ یعنی یا باید کارهایی که می‌گویند را انجام بدهید یا به دنبال زندگیتان بروید. در کنگره باید پوشش مناسب کنگره باشد؛ اما بیرون از کنگره پوشش به ما ارتباطی ندارد؛ ما از لحاظ دینی و مذهبی نمی‌گوییم؛ فقط می‌گوییم عرف کنگره این‌گونه است. فرمان‌برداری یعنی سروقت آمدن، سی‌دی نوشتن، مشارکت و خدمت‌کردن، پوشش مناسب داشتن، وارد بحث‌های سیاسی نشدن و همه‌ فرمان‌هایی که گفته می‌شود؛ قطعاً رهجویی که فرمانبردار خوبی باشد؛ در نهایت خود به یک فرمانده تبدیل می‌شود و نقش اصلی خود را حتی در زندگی شخصی مانند مادری یا همسری پیدا می‌کند و این اتفاقاتی است که در فرمانبرداری برای رهجو می‌افتد.

در مورد تفاوت فرمانبرداری و فرماندهی در کنگره۶۰ و همچنین فرمانبرداری و فرماندهی در خانواده لطفاً بیشتر توضیح بفرمایید؟

انسان در هر جایگاه یا سیستمی که قرار می‌گیرد؛ کنگره، مدرسه، خانواده یا جامعه فرقی نمی‌کند، در صورت فرمان‌برداری کردن به فرماندهی می‌رسد؛ برای مثال اگر در خانواده فرمانبردار خوبی برای پدر و مادر باشد، در آینده مادری توانمند می‌شود که می‌تواند یک زندگی را به خوبی اداره کند یا اگر رهجویی در کنگره، فرمانبردار باشد؛ در ادامه به یک راهنما، ایجنت یا یک مرزبان قوی تبدیل می‌شود؛ همین‌طور اگر از قوانین هستی پیروی کند؛ مثلا دروغ نگوید، غیبت نکند و ... به یک فرمانروای قدرتمند تبدیل می‌گردد. در مجموع انسان هر جایی که فرمان خداوند یا فرمان پدر و مادر، حاکمین جامعه یا فرمان کنگره را اجرا می‌کند به یک فرمانده قوی تبدیل می‌شود؛ نتیجه فرمانبرداری کردن، تبدیل شدن به یک فرمانده قوی‌ هم در ظاهر و هم در عملکرد است.

با توجه به دستور جلسه لطفاً بفرمایید: علت این‌که یکسری از مسافران بلافاصله بعد از رهایی بازگشت می‌کنند چیست؟

مسافری که وارد کنگره شده، قرار است که از یک تاریکی عمیق وارد روشنایی شود. به گفته استاد امین: «عمیق‌ترین تاریکی‌ها در اعتیاد وجود دارد»؛ برای چه می‌گویند عمیق‌ترین؟ چون اعتیاد تمام تاریکی‌ها را در برمی‌گیرد؛ مثلاً یک مصرف‌کننده می‌تواند تا جایی پیش رود که مجبور شود دست به دزدی بزند یا وارد رابطه ناجوری شود یا پنهان‌کاری کند و همه این تاریکی‌ها در اعتیاد وجود دارد؛ پس یک مصرف‌کننده موادمخدر وقتی می‌خواهد از چاهی با عمق زیاد بیرون بیاید؛ باید به یک سری ریسمان چنگ بزند و این ریسمان‌ها همان قوانین و کارهایی است که به وسیله راهنما به او فرمان داده می‌شود؛ در واقع راهنما همان کسی است که در بالای چاه ایستاده و قصد خارج‌ کردن او از چاه را دارد و تا وقتی که این ریسمان را فرد مصرف‌کننده نگیرد، راهنما نمی‌تواند او را از چاه بالا بکشد. کسی که در سفر خود برگشت می‌کند؛ مثل آن است که به این ریسمان دست نزده باشد و نتوانسته که از آن تاریکی‌ها بیرون بیاید؛ ممکن است داروی خود را سروقت خورده باشد؛ ولی باید جهان‌بینی او نیز تغییر کند؛ در واقع باید درمان درون او اتفاق بیفتد و این امر واقع نمی‌شود؛ مگر این‌که هر هفته یک سی‌دی بنویسد، ورزش خود را در پارک انجام دهد، داروی خود را سروقت بخورد، در کارگاه‌های آموزشی شرکت کند که جهان‌بینی او تغییر کند. در کل یک رهجو باید همه این کارها را انجام دهد و فرمانبردار راهنمای خود باشد؛ مثلاً اگر راهنما گفت: امشب نخواب یا کاری را انجام نده، او باید گوش به فرمان باشد. وقتی به او می‌گوید: زمان کاری‌ات را کم کن؛ باید او این کار را انجام دهد یا اگر راهنما دید که او کاری ندارد و به او گفت: باید سر کاری بروی، چشم بگوید. مسافر اگر برگشت کند و نتواند سفر خود را به خوبی به اتمام برساند؛ به این معنی است که او فرمانبردار خوبی نبوده و الآن هم نمی‌تواند فرمانده جسم خود شود و این‌ها همه به هم ارتباط دارد.

فرمانبرداری در صورآشکار و صورپنهان چه ارتباطی با هم دارند؟

در صورآشکار یعنی شما به من می‌گویید که دروغ نگو، بگویم: چشم؛ ولی بعد دروغ بگویم، اگر در صورآشکار فرمانبرداری کنم و چشم بگویم؛ ولی انجام ندهم به هیچ دردی نمی‌خورد. فرمان‌برداری در صورآشکار به‌تنهایی مشکلات من را حل نمی‌کند. در کنگره به من دارو می‌دهند و می‌گویند که مثلاً سر ساعت ۷ صبح، ۲‌ بعدازظهر و ۹ شب بخور و من چشم می‌گویم؛ ولی در خانه یعنی صورپنهان نمی‌خورم. فرمانبرداری در صورآشکار زمانی مفید است که فرمانبرداری در صورپنهان پشت قضیه باشد.

کلام آخر:

 از این‌که این مصاحبه را ترتیب دادید متشکرم. ان‌شاءالله چیزهایی که گفتم هم برای خودم و هم برای افرادی که مطلب را می‌خوانند؛ باعث آموزش شود و ان‌شاءالله همه ما قدر کنگره را بدانیم و بدانیم که کجا قرار گرفته‌ایم و در هر جایگاهی که هستیم فرمانبردارهای خوبی باشیم؛ چون اصلاً فرقی نمی‌کند که در چه جایگاهی و در کجا هستیم؛ چرا که همیشه فرمان‌های بیشتری هست که باید انجام دهیم تا به فرمانده قوی‌تری تبدیل شویم.

مصاحبه‌کننده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .