قبلاز اینکه وارد کنگره بشوم بهواسطه منیتی که داشتم و تصور میکردم که همه چیز را میدانم، تبدیل به یک شخص خودرأی شده بودم. در زمانیکه همسرم مصرفکننده بود من بدون مشورت با او تمام تصمیمات زندگی را میگرفتم و فرمانبرداری از کسی نداشتم. کنگره به من یاد داد که تا فرمانبردار نباشم فرمانده خوبی نمیشوم. با ورود به لژیون یاد گرفتم که باید فرمانبردار راهنمای خود باشم تا رشد کنم و آنچه که راهنما و قوانین کنگره میگویند را انجام بدهم و اعمال ضدارزشی و آسیبزا را انجام ندهم. قوانین و راهنماییهای راهنما برای رهجو مانند یک نقشه راه برای رسیدن به فرماندهی عقل است. هیچ فرمانده بزرگی پیدا نمیشود که قبلاز فرماندهشدن فرمانبردار نبوده باشد. من هم تصمیم گرفتم این صفت را در خود تغییر بدهم و تبدیل به یک انسان فرمانبردار بشوم تا به فرماندهی عقل برسم.
بنابراین تمام سعی خود را کردهام تا رهجوی گوشبهفرمانی باشم و هر آنچه را که راهنما فرمان میدهد را بدون چونوچرا اجرا کنم تا آرامش و تعادل را به زندگی خود بیاورم. ما میتوانیم با فرمانبرداری از عقل، فرمانده خوبی در شهر وجودی خود باشیم و با کسب تجربههای مفید، شهر وجودی خود را آباد کنیم. ما میتوانیم با اطاعت از فرامین الهی به تزکیه و پالایش برسیم و انسان توانمندی بشویم؛ در نهایت ما میتوانیم مسئولیتهای زندگی خود را به خوبی بپذیریم و قادر به حل مشکلات خود باشیم. امروز در تکتک لحظههای آموختهشدهام درمییابم که این فرمانبرداری آگاهانه، نه فقط آرامش روان، که سلامتی بدنم را نیز در برمیگیرد؛ چون هر تصمیم خردمندانهای که در مسیر خود با کمک راهنما میگیرم، از تنشهای بیحاصل میکاهد و نیرویی تازه برای پیمودن این جاده به من هدیه میدهد؛ پس اینک با قلبی مطمئنتر، قدم در راهی میگذارم که هم تن را تندرست میدارد و هم جان را از بندهای کهنه میرهاند.
رابط خبری: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون چهارم)
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
91