English Version
This Site Is Available In English

یکی از ویژگی‌های انسان که آن را با دیگر مخلوقات متمایز می‌کند، داشتن اختیار است

یکی از ویژگی‌های انسان که آن را با دیگر مخلوقات متمایز می‌کند، داشتن اختیار است

اولین جلسه از دوره دهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ‌۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر محمود و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی و در ادامه تولد یک سال رهایی مسافر حبیب» شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد

سخنان استاد:

سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر؛ خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر فرصت شد تا در کارگاه آموزشی  حضور داشته باشم و آموزش  بگیرم. از گروه مرزبانی و ایجنت محترم  آقا اردلان تشکر می‌کنم. از دبیر و نگهبان محترم هم تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم. من هر موقع می‌خواهم صحبت‌هایم را شروع کنم می‌گویم که خدا را شکر که در کنگره حضور دارم، این جمله جزو اولین جملاتی بود که در کنگره شنیدم و در بدو ورودم شنیدن همچین صحبت‌هایی مرا اذیت می‌کرد، زیرا من از یک فضای شعار زده آمده بودم و دوست نداشتم که مجدداً همچین صحبت‌هایی را بشنوم. شاید الان هم تازه واردین و سفر اولی‌ها پیش خودشان بگویند که من هم شعار می‌دهم. اما من شهادت می‌دهم که اگر ۱۰ تا ۱۲ ماه تبعیت محض از راهنمای خودشان بکنند و به رهایی برسند و شروع به خدمت بکنند و از آن چیزی که خداوند به آنها بخشیده است انفاق بکنند، چند سال دیگر متوجه می‌شوند که حضور در کنگره نیاز به اذن خداوند دارد. من در زمان مصرف مانند یک مرده متحرک بودم، که از حیات خود دور افتاده است و اینجا در کنگره من احیا شدم و توانستم به وادی انسانیت برگردم. انسانی که امید ندارد و نمی‌تواند برای زندگی خود تصمیم بگیرد یک چیز خیلی بزرگ را به نام اختیار از دست داده است. خداوند می‌فرماید کسانی که قرار است به مسلخ بروند، آموزش پذیری از آنها گرفته می‌شود. این انسان‌ها از هیچکس نمی‌توانند تبعیت بکنند و به منابع حق و حقیقت دسترسی ندارند. اما اینجا در کنگره سه روز در هفته به ما این فرصت داده می‌شود که به این منابع حق و حقیقت دسترسی پیدا کنیم و آموزش بگیریم. من امروز اینجا هستم که به عنوان یک مدل زنده شهادت بدهم که توانسته‌ام با آموزش‌های کنگره به رهایی برسم و حال خوب را تجربه کنم.
یکی از ویژگی‌های انسان که آن را با دیگر مخلوقات متمایز می‌کند، داشتن اختیار است. در کتاب ادموند و هلیا مهندس دژاکام به صورت نمایشنامه بیان می‌کنند که، ساکنین به جانشین می‌گویند که انسان به واسطه داشتن اختیار در زمین جرم و جنایت خواهد کرد یعنی تمام دعواها در آفرینش بر سر اختیار انسان است و آن چیزی که نیروهای منفی به روی آن دست خواهند گذاشت، همین اختیار انسان است. فرد مصرف کننده فرماندهی شهر وجودی و اختیار خود را از دست می‌دهد. در وادی یازدهم مهندس می‌فرمایند که ابلیس به یارانش گفت که ما جادوی هفت رنگ را پیدا کردیم و به واسطه آن می‌توانیم، اختیار انسان را از او سلب کنیم. راه حلی که مهندس برای باز پس‌ گیری فرماندهی از دست رفته، پیدا کرده است، این است که فرد مصرف کننده‌ای که فرماندهی شهر وجودی خود را از دست داده است، می‌تواند با فرمانبرداری از راهنمای خود دوباره فرماندهی شهر وجودی خود را به دست گیرد. من اول باید ندانی را بدانم و شروع کنم به تبعیت محض راهنمای خود، تا من را به حاکمیت عقل خود برگرداند. خداوند هم به فرستاده خود می‌گوید؛ که اگر از تو درباره روح سوال کردند، بگو که تحت فرمان رب خود است. من فرمانبرداری از راهنمای خود را امتحان کردم و ضرر نکردم، پیشنهاد می‌کنم به سفر اولی‌ها که این کار را امتحان کنند تا به حال خوب برسند.
در ادامه می‌خواهم راجع به  قسمت دوم دستور جلسه که تولد حبیب است، صحبت کنم. در ابتدا تولد حبیب را به خودش به همسفرش تبریک می‌گویم. می‌دانم که سال‌ها آموزش گرفتند تا به این رهایی برسند و این خیلی ارزشمند است. من حبیب را از زمانی که در نمایندگی ایمان، مرزبان بودم می‌شناسم. حبیب خیلی سختی کشید و تاوان زیادی پرداخت کرد تا به این نقطه برسد. امروز این جشن تولد برای این است که اگر کسی به مانند حبیب به واسطه اعتیاد تسلیم تاریکی‌ها شده است، بداند که روش (DST) تنها روش درمان است. حبیب تمام روش‌های ترک اعتیاد را امتحان کرده است و فقط با این روش توانست به درمان برسد. وقتی در نمایندگی ایمان مرزبان بودم و حبیب را می‌دیدم با خود می‌گفتم که خدایا راهی را پیش پای او قرار بده تا به درمان برسد.


وقتی که حبیب پیش من آمد و لژیون سوم را برای درمان انتخاب کرد، اوایل فکر نمی‌کردم که بتواند به درمان برسد، اما بعد از چند ماه متوجه شدم که این بار خواست قوی‌ای دارد. وقتی به درمان رسید خیلی خوشحال شدم و بیشتر خوشحال شدم که حبیب فهمید برای رسیدن به آرامش و آسایش حقیقی باید از آن چیزی که به دست آورده است انفاق کند.من بهترین آرزویی که برای رهجوهایم می‌کنم این است که یک روز راهنما بشوند و امیدوارم که این اتفاق برای حبیب و همه کسانی که خواستار آن هستند بیفتد. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

در ادامه مراسم تولد یکسال رهایی مسافر حبیب برگزار گردید:

 

سخنان مسافر حبیب:

سلام دوستان حبیب هستم مسافر؛ در ابتدا خدا را برای این حال خوب شکر می‌کنم و از مهندس دژاکام و سیستم کنگره تشکر می‌کنم. از همه کسانی که در آموزش گرفتن و رهایی من نقش داشتند هم تشکر می‌کنم. به نظر من بعد از تفکر مهم‌ترین دستور جلسه در کنگره، دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی است. اول باید تفکر کرد بعد خواسته را داشت و سپس فرمان‌برداری کرد. من از اواخر سال ۷۹ با خوردن الکل مصرف را شروع کردم، تا سال ۸۵ که به مصرف کراک روی آوردم. خانواده من می‌دانستند که من مصرف کننده هستم، اما نمی‌دانستند که چه مصرف می‌کنم. در آن زمان راه‌های مختلف ترک اعتیاد را امتحان کردم و بعد از یک سال خانواده من فهمیدند که من کراک مصرف می‌کنم. از همان روز ترک به کمک خانواده شروع شد تمامی راه‌ها از متادون درمانی گرفته تا کمپ‌های متعدد و روش‌های متداول را امتحان کردم. اما هیچ کدام از آنها جواب نداد، هیچ کدام از آنها دارویی برای جسم من نداشتند. فرق کنگره با دیگر روش‌ها اینجا مشخص می‌شود که در کنگره می‌گویند برای درمان باید جسم، روان و جهان‌بینی هر سه به تعادل برسند.  من سال ۸۷ پیام کنگره را دریافت کردم اما برای اینکه به کنگره بیایم ۱۰ سال زمان برد. من در سال ۹۷ وارد کنگره شدم و ۵ سفر ناموفق داشتم. این را می‌گویم که دوستان سفر اولی بدانند که من آن ۵ سالی که سفرهایم را خراب می‌کردم، از باقی سال‌های مصرفم بیشتر در عمق تاریکی بودم. در آن سال‌ها آرزوی مرگ خود را می‌کردم و مشکلاتی مانند تشنج کردن و درگیری با خانواده را داشتم. پدر و مادرم وقتی در خواب بودم من را به بیمارستان روانی می‌بردند. در آن زمان نه من و نه پدر و مادرم آگاهی برای به درمان رسیدن نداشتیم. وقتی که وارد کنگره شدم در ابتدا خواسته قوی نداشتم زیرا به این روش اطمینان نداشتم. بعداز سه سال و نیم مصرف کراک آنتی ایکس‌های دیگری مانند شیشه و هروئین به مصرف من اضافه شد و به جایی رسیدم که تشنج‌های شدید پیدا کرده بودم.

یکی از دلایلی که باعث شد من به کنگره وصل شوم مادرم بود، که همسفر من است. در سال ۹۷ به همراه من به کنگره آمد و در کنگره ماند من سفرهایم را خراب می‌کردم و به کنگره نمی‌آمدم. به جایی رسیدم که دیگر اجازه سفر در کنگره را به من نمی‌دادند. به خدا گفتم یا من را بکش یا راه چاره‌ای جلوی پایم قرار بده. راه چاره جلوی پای من بود اما خواسته من نبود. در بار آخر خدا خواست و همه چیز جلوی پای من قرار گرفت تا بتوانم سفر کنم و به رهایی برسم. این را برای سفر اولی‌ها می‌گویم که فقط این نیست که به کنگره بیایی حرف راهنما را گوش بدهی و اما عمل نکنی، برای اینکه به  فرماندهی برسی باید به حرف‌های راهنما عمل کنی. دروازه ورود به حال خوب  گرفتن فرماندهی جسم است و این محقق نمی‌شود مگر با  یک سفر اول خوب داشتن. باید این راه را طی بکنید به نظر من هیچ راه دیگری به غیر از کنگره وجود ندارد. من هفت ماه در کمپ بودم و روز دومی که بیرون آمدم مصرف کردم چون حالم خوب نبود. بعد از ۱۳ ماه سفر در کنگره هر روز حالم بهتر می‌شد و به جایی رسیدم که بدون مصرف مواد هم حالم خوب بود. من تضمین می‌دهم که اگر در این راه ثابت قدم باشید به رهایی و حال خوب می‌رسید. این را هم برای همسفران می‌گویم، اگر مسافرتان به کنگره نیامده نگران نباشید اگر زمانش فرا برسد آنها هم به کنگره می‌آیند. مادرم به کنگره می‌آمد و من بعد از ۶ سال حضور همسفرم جهت انجام سفر درست به کنگره آمدم. اساتید مهندس در پیامی می‌گویند که آنانی که باید بیایند یک روز خواهند آمد و آنانی که باید بروند روزی خواهند رفت. امیدوارم که همه دوستان بتوانند این جایگاه را تجربه کنند و خودم هم بتوانم به آزادمردی برسم و خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

سخنان راهنما همسفر:

سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر؛ خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و در این نمایندگی حضور دارم. فکر می‌کنم تنها جایی که احساس دلتنگی نمی‌کنیم کنگره است  زیرا که پیوند محبت در آن وجود دارد. بالاخره رسیدیم به روز تولد، خانم مهین از پارسال مهر به من می‌گفتند که این هفته تولد است تا اینکه امسال تولد برقرار شد و حتماً یک خیری در آن بوده است. فکر می‌کنم دلیل آن این بود که برسیم به این دستور جلسه، چرا که هر تولدی باید با دستور جلسه ارتباط برقرار کند. خانم مهین از رهجویان بسیار خدمتگزار کنگره هستند و از روزی که وارد کنگره شدند خواستار خدمت و فرمانبردار بودند. الان در مرزبانی نمایندگی پرستار، نگهبانی لژیون سردار نمایندگی پرستار و نگهبان دارت در پارک بوستان ولایت مشغول خدمت هستند. اگر بخواهیم که از پیام تولد برای تازه‌واردین و کسانی که در نیمه سفر خود هستند، بگوییم، شاخص‌ترین پیام آن عبور از گذرگاه ناامیدی است. مسافر و همسفر که با حال خراب وارد کنگره می‌شوند و به رهایی و درمان می‌رسند و در ادامه به خدمت می‌پردازند پاداش آنها همین تولدها است. البته در تمامی این مراحل باید صبر داشته باشند تا به نتیجه برسند. مهندس می‌فرمایند که مسافر و همسفر در مسیر، همسفری به نام صبر دارند، که در طول سفر آنها را دلگرم می‌کند. خدا را شکر که می‌بینم هم خانم مهین و هم مسافرشان آقا حبیب در جهت پیشبرد اهداف کنگره خدمت می‌کنند. امیدوارم که در این مسیر مستدام باشند و به یکی از یاران  باوفای مهندس دژاکام و کنگره تبدیل بشوند. در کلام آخر این تولد را در راس به مهندس دژاکام و خانواده محترمشان به همه شما عزیزان تبریک می‌گویم. ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

سخنان همسفر:

سلام دوستان مهین هستم یک همسفر؛ خدا را هزاران هزار بار برای این روز قشنگ و این حس و حال خوب شکر می‌کنم. این تولد را در راس به مهندس دژاکام و خانواده محترم‌شان تبریک عرض می‌کنم. از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز و راهنمای مسافرم، آقا ابراهیم و راهنمای خودم، خانم ملیحه تشکر می‌کنم. امیدوارم که این حس و حال خوب نصیب همه شما بشود.

 

 

عکس: مسافر ابوالفضل

تایپ و ارسال: مسافر مجتبی

خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .