همسفر فاطمه :
همانطور که میدانیم، هدف اصلی از خلقت انسان، رسیدن به جایگاه متعالی و تکامل نفس اوست و ما برای اینکه بتوانیم این مسیر را درست طی کنیم، باید قوانین زندگی را یاد بگیریم و از آنها پیروی کنیم. در قدم نخست، باید فرمانبردار فرامین الهی باشیم تا در صراط مستقیم قرار بگیریم و تحت سلطه نیروهای منفی و بازدارنده نباشیم. خداوند فرموده است که انسان را در رنج آفریدهایم و انسان در طول زندگی خود همیشه با سختیها و ناهمواریهای زیادی روبهرو است؛ بنابراین باید به خدا توکل و اعتماد داشته باشیم و مشکلات را با تفکر و تعقل حل کنیم. گاهی نیز یکسری مشکلات پیش میآید که ما بهتنهایی از پسِ آنها برنمیآییم و باید از دیگران کمک بگیریم، از کسی که آگاه و راهبلد باشد و بتواند به ما کمک کند. در این صورت، او در جایگاه فرماندهی قرار میگیرد و ما باید فرمانبردار او باشیم. کسی که فرمانبردار خوبی باشد، میتواند به جایگاههای بالاتری برسد؛ مثل رهجویی که گوشبهفرمان راهنمای خود باشد، به او چشم بگوید و برای هر مسئلهای امّا و اگر و بهانههای واهی نیاورد تا بتواند به درمان و رهایی برسد. کسی که در مرحلهای از زندگی خود فرمانبردار خوبی بوده و توانسته باشد نیروهای منفی و بازدارنده را از شهر وجودی خویش بیرون کند و به فرمان عقل برسد، روزی فرماندهی قوی، نیرومند و تأثیرگذار خواهد بود و به انسانهای زیادی کمک و خدمت خواهد کرد که رضایت و خشنودی خداوند در گرو همین موضوع میباشد.
همسفررقیه:
فرماندهی واقعی، از خودفرماندهی شروع میشود؛ یعنی اینکه بر افکار، احساسات و رفتارهای خود مسلط باشیم؛ آنگاه میتوانیم با آگاهی و مهربانی به دیگران خدمت کنیم. این مسیر بهتدریج و با آموزش، صبر و عمل سالم شکل میگیرد. یکی از مهمترین مراحل، فرماندهی بر نفس و خواستههای منفی است. اگر نتوانیم بر افکار و احساسات خود مدیریت داشته باشیم، هدایت دیگران نیز برایمان دشوار میشود. در کنگره۶۰، خدمت کردن با عشق و مسئولیتپذیری نیز بخشی از مسیر فرماندهی است؛ این خدمت باعث رشد میشود و در مرحله بعد، قدرت و توان مدیریت را قویتر میکند. فرماندهی واقعی به معنای دستور دادن به دیگران نیست؛ بلکه باید بتوانیم خودمان را هدایت کنیم و در شرایط بحرانی و سخت، از مسیر ارزشها جدا نشویم و فرمانبردار باشیم. کسانی که فرمانبردار خوبی باشند، میتوانند به جایگاههای بالاتری برسند؛ مثل رهجویی که گوشبهفرمان راهنمای خود باشد، برای هر مسئلهای اما و اگر یا بهانههای واهی نیاورد، تا بتواند به درمان و رهایی برسد. کسی که در مرحلهای از زندگی خود فرمانبردار خوبی بوده و توانسته باشد نیروهای منفی و بازدارنده را از شهود وجودی خویش بیرون کند و به فرمان عقل برسد، روزی فرماندهی قوی، نیرومند و تأثیرگذار خواهد بود و به انسانهای زیادی کمک و خدمت خواهد کرد که رضایت و خشنودی خداوند نیز در گرو همین موضوع است.
همسفر شبنم:
همه ما در کنگره آموزش دیدهایم که اگر فرمانبردار خوبی باشیم، در آینده فرمانده لایقی خواهیم بود. مسیر زندگی ما، از کودکی و آموزشهای پدر و مادر آغاز میشود، سپس به مدرسه و دانشگاه میرسد و در مراحل بعدی ادامه مییابد. اگر از همان ابتدا چشم گفتن و رعایت سلسلهمراتب را بیاموزیم و فرمانبردار باشیم، قطعاً به فرماندهی ارزندهای میرسیم؛ اما اگر برعکس عمل کنیم، نتیجهاش به خودمان بازمیگردد و در هیچ مرحلهای از زندگی، فرمانده لایقی نخواهیم بود. فراموش نکنیم که فرماندهی به معنای امر و نهی کردن نیست. کودکی که آموزش ندیده و تربیت نشود، در آینده با مشکلات بسیاری روبهرو خواهد شد. ما در کنگره۶۰ از آقای مهندس یاد گرفتهایم که به جایگاهها احترام بگذاریم؛ حتی وقتی اشتباهی رخ میدهد، چشم بگوییم تا در تعامل با جامعه نیز معقولانه و درست رفتار کنیم.
همسفر لیلا:
در دوران پیش از کنگره، فرماندهیِ شهر وجودیمان را به نفس اماره واگذار کرده بودیم و هرچه میگفت، بیچون و چرا اجرا میکردیم؛ اما در کنگره۶۰ آموختیم که برای بازپسگیری این تخت فرماندهی، باید از فرمانبرداری آغاز کنیم. فرمانبرداری در کنگره، نشانه ضعف یا بردگی نیست؛ تمرینی هوشمندانه و آگاهانه است. وقتی از قوانین کنگره، متد DST و رهنمودهای راهنما پیروی میکنم، در حقیقت به سیستم ذهن و جسم نظم را دیکته میکنم و منیتِ خویش را میشکنم. نکته کلیدی این است که کسی که نتواند از راهنمایی آگاه پیروی کند، هرگز نمیتواند فرمانده زندگی خودش باشد. فرماندهی واقعی، قدرتنمایی بر دیگران نیست؛ بلکه استادِ خویش بودن است. رسیدن به نقطهای که وقتی به عقلم دستور میدهم، جسم و نفسم از من اطاعت کنند. فرمانبرداری، پلی است که ما را از تاریکیِ اطاعت از ضدارزشها به روشناییِ فرماندهی بر خود میرساند.
همسفرشهلا:
دستور جلسه این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی است. انسان در تمام مراحل رشد، باید نخست فرمانبردار باشد و این امر جز با تربیت و آموزشِ درست میسّر نمیشود. هرگاه انسان بیاموزد که در زندگی فرمانبردار باشد، نتیجهاش در آینده، فرمانروایی لایق خواهد بود. برای مثال، شخصی که میخواهد خیاطی ماهر شود، باید به مربی خود خوب گوش فرا دهد و فرمانبردار باشد تا این حرفه را به بهترین شکل بیاموزد و در آینده، فرمانروایی توانا در این رشته هنری باشد.
رابط خبری لژیون: راهنما تازهواردین همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون تغذیه سالم)
ویرایش و ارسال: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
86