زمانیکه نام فرماندهی و فرمانبرداری میآید ذهن ما سریع به سمت پادگان میرود و فکر میکنیم که فرمان در پادگان است. فرمانبرداری و فرماندهی در همه مراحل زندگی وجود دارد؛ چراکه اگر فرمانبردار خوبی نباشیم نمیتوانیم فرمانده خوبی برای زندگی خود و دیگران باشیم. انسان اگر میخواهد فرمانده خوبی باشد اول باید یک فرمانبردار خوب باشد. فرماندهی را از دو بعد میتوانیم بررسی کنیم، یک بعد بیرونی و یک بعد درونی.
فرماندهی درون: یعنی اینکه دستوری به خودمان بدهیم و بتوانیم آن را اجرا کنیم. مثلاً به خودمان فرمان بدهیم که ساعت ۶ صبح بیدار شویم. همه ما در مورد خودمان فرمانهایی صادر میکنیم؛ اما بعضی از ما میتوانیم این فرمانها را اجرا کنیم و بعضیها نمیتوانیم. اشخاصی که این فرمانها را اجرا میکنند به فرمان عقل نزدیک شدهاند و افرادی که قادر به اجرای فرمانها نیستند هنوز به آن سطح لازم نرسیدهاند که بتوانند برای خودشان فرمانده خوبی باشند.
و اما فرماندهی بیرون؛ ما دوست داریم دیگران به خواست، نظر و دستور ما توجه کنند و از ما فرمانبرداری کنند. من برای رسیدن به جایگاه فرماندهی بایستی تابع شرایط خاصی باشم که آن هم فرمانبرداری است؛ یعنی اول فرمانده خودم باشم تا بتوانم برای دیگران فرماندهی کنم. برای رسیدن به فرماندهی باید از فرامین الهی فرمانبرداری کنیم. انسانی که از فرامین الهی پیروی میکند به فرمان عقل نزدیک میشود.
فرماندهی بیرون و درون به یکدیگر وابستهاند؛ یعنی اگر ما فرمانده خوبی برای خودمان باشیم میتوانیم فرمانده خوبی برای دیگران بشویم. در کنگره یک راهنما فرمانده یک لژیون است، پس اول فرمانبرداری کرده که اکنون به فرماندهی رسیده است.
نویسنده: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زیبا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
رابط لژیون: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زیبا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1072