English Version
This Site Is Available In English

احاطه داشتن بر نیروهای درونی و بیرونی

احاطه داشتن بر نیروهای درونی و بیرونی

همسفران لژیون ششم در مورد دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی » این‌چنین به مشارکت پرداختند:

همسفر فرزانه:

پیش از آن‌که به کنگره بیایم، همیشه فکر می‌کردم فرماندهی یعنی این‌که دیگران بی‌چون‌ و چرا به حرف من گوش کنند؛ یا این‌که من به کسی پاسخگو نباشم و هر کاری دلم خواست انجام بدهم. تصورم این بود که باید با همه‌چیز بجنگم، حرفِ خودم را به کرسی بنشانم و همیشه «من» تصمیم‌گیرنده باشم.

اما وقتی صحبت‌های استاد امین را در مورد «فرمان‌برداری تا فرماندهی» شنیدم، متوجه شدم تعریفِ من از فرماندهی کاملاً اشتباه بوده است. استاد خیلی قشنگ باز کردند که فرماندهی یعنی «احاطه داشتن بر نیروهای درونی و بیرونی». تازه آن‌جا بود که فهمیدم من سال‌ها فرمانده نبودم، بلکه «برده» بودم؛ برده‌یِ خشمم، برده‌یِ ضدارزش‌هایم و برده‌یِ افکارِ منفی‌ام، هر فرمانی که آن‌ها می‌دادند، من بلافاصله اجرا می‌کردم.

استاد امین فرمودند که اگر می‌خواهی به جایگاه فرماندهی برسی، راهش فقط «فرمان‌برداری» است؛ یعنی باید تمرین کنی تا در برابرِ قوانینِ هستی، قوانینِ کنگره و حرفِ راهنما، تسلیم باشی. چرا؟ چون وقتی من یاد می‌گیرم در برابرِ یک قانونِ کوچکِ کنگره فرمان‌بردار باشم، در واقع دارم روی خودم، روی نفسم و روی نیروهای درونی‌ام احاطه پیدا می‌کنم.

من امروز فهمیدم فرماندهی، داشتنِ قدرتِ زورگویانه نیست؛ من باید فرمان‌بردارِ مسیرِ درست باشم تا به فرماندهیِ رفتارم، گفتارم و کردارم برسم. فرمانده‌یِ تصمیماتم باشم و فرمانده‌یِ... امیدوارم همه‌ی ما با فرمان‌برداریِ آگاهانه، به این قدرت و لذتِ واقعیِ فرماندهی بر نیروهای درونی‌مان برسیم.

 

مرزبان همسفر مریم:

موضوعِ «فرمان‌برداری تا فرماندهی» برای من همیشه یادآورِ بزرگ‌مردی‌هایی است که جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان انجام داده‌اند؛ کسانی که تمام وقت و توانِ خود را صرفِ کنگره ۶۰ کرده‌اند تا مصرف‌کنندگان را احیا کنند.

یک فردِ مصرف‌کننده، در ابتدا با اطمینانِ کاذب به خودش می‌گوید: «من با همه فرق دارم و با یکی‌دو بار مصرف، معتاد نمی‌شوم»؛ اما متأسفانه خیلی زود دیر می‌شود. وقتی فرد به خود می‌آید که دیگر توانِ حرکت، تصمیم‌گیری، خوابیدن، غذا خوردن و انجامِ کارهای روزمره‌اش را ندارد. به زبانِ ساده، او به «فرمان‌بردارِ» مواد مخدر (از هر نوع؛ شیشه، تریاک، شیره و...) تبدیل شده است؛ کاملاً از صراط مستقیم خارج گشته، در مسیری غیرمستقیم به فرمانِ نیروهای منفی در حرکت است و دیگر توانِ حکومت بر جسمِ خویش را ندارد.

با ورود به کنگره ۶۰ و با گوش‌به‌فرمان بودنِ راهنما، شخص می‌تواند مسیرِ رفته را بازگردد، از گذرگاه‌های سخت عبور کند، فرماندهیِ جسمِ خود را از نیروهای منفی پس بگیرد و به‌سوی نور و روشنایی حرکت کند.جسمِ ما از سلول‌ها ساخته شده است و هر سلول، خود مانند یک شهر است؛ نیروگاه و کارخانه‌ای دارد که مواد مورد نیازِ بدن را تولید می‌کند. در واقع، جسمی که از کنارِ هم قرار گرفتنِ این سلول‌ها پدید آمده، هم‌چون جهانی بزرگ است. شخصِ مصرف‌کننده پس از درمان، در صراط مستقیم قرار می‌گیرد و تحتِ امرِ نیروهای الهی، دوباره حکومت بر شهرِ وجودیِ خویش را بر عهده می‌گیرد.

 



راهنمای تازه‌واردین همسفر بی‌بی:

انسان، سرنوشتِ خود را با خواست و اختیارِ خویش رقم می‌زند؛ و این خواست و اختیار، مهم‌ترین عاملِ زندگی است. ما می‌توانیم با شناخت، آگاهی و رسیدن به عقل، سرنوشتی نیکو برای خود رقم بزنیم. تمامِ این فرمان‌ها نیز برای این است که بتوانیم کارهای خود را کنترل کنیم و به آن «حالِ خوش» برسیم.

من به عنوان یک همسفر وارد کنگره شدم؛ اما زمانی که از آموزش‌ها بهره‌ی کافی بردم و هر چه راهنما فرمود، با فرمان‌برداری از او آموختم و تجربه کسب کردم، آنجاست که «داناییِ» من به «داناییِ مؤثر» تبدیل شد این یعنی من بر بخشی از نیروها و انرژی‌های درونی و بیرونیِ خود تسلط پیدا کردم و در این مرحله است که می‌توانم به راحتی از پسِ کارهای خود بربیایم.من زمانی فرمانده‌ای لایق خواهم شد که فرمان‌بردارِ خوبی باشم؛ یعنی زمانی که بتوانم سرِ خود را با سرِ راهنما عوض کنم.

 

رابط خبری: راهنمای تازه‌واردین همسفر فرزانه
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم )
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .