« هفته دیدهبان مبارک »
روزگاری بس سیاه و دردناک
کنگره همچون چراغی تابناک
اولش گفتم کجا هست این مکان
آخرش آغوش گرم و ذات پاک
گفتم ای یزدان و ای دادار من
حال من بس که خراب و دردناک
شد فرانک رهنمای خوب من
با چراغی در رَهَم شد تابناک
گفت سیدی را نوشتی گر تراز
حال خوبت جایزه با روح پاک
نام من شد همسفر در این مکان
خستهتر از هر مسافر بس هلاک
با شجاعت نور ایمان زنده شد
چون یورش بردیم بر سمت ضحاک
دیو را در بند ما آوردهایم
چهارده وادی سپهری تابناک
دیدهبان و مرزبان و رهنما
حامیان هرکه خواهد او سِتاک
بارالها من چه گویم زین سفر
یا ز ایام و شبهای خوفناک
من ندانم چون کنم از تو سپاس
قدرت مطلق فقط افتم به خاک
نویسنده: همسفر فائقه رهجوی راهنما همسفر فرانک ( لژیون چهارم )
تنظیم و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( نگهبان سایت )
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
68