English Version
This Site Is Available In English

انسان برای رسیدن به فرماندهی باید آموزش‌پذیر باشد

انسان برای رسیدن به فرماندهی باید آموزش‌پذیر باشد

مشارکت همسفر فاطمه:

یک فرمانده خوب ابتدا باید یک فرمان‌بردار خوب و گوش به فرمان باشد که بتواند فرمانده خوبی شود. دکتر امین می‌فرمایند: «من از جنس کسی می‌شوم که از او فرمان‌ می‌گیرم؛ پس اگر فرمان الهی را اجرا کنم به سمت پاکی‌ها و زیبایی‌ها حرکت می‌کنم و اگر فرامین شیطانی را اجرا کنم، دقیقاً از جنس شیطان شده و در سپاه او خدمت خواهم کرد» و این فرمایش ایشان برای من بسیار زیبا و تأثیرگذار بود. علت اندوه و شادی‌ ما فرمان‌برداری و عدم فرمانبرداری ما است. خداوند می‌فرماید که ما همه انسان‌ها را هدایت می‌کنیم؛ ولی انسان است که انتخاب می‌کند که شاکر باشد یا کافر و ارزش‌ها را انجام دهد یا ضدارزش‌ها را؛ پس اگر ارزش‌ها را انجام دهد لذت می‌برد و اگر انجام ندهد تاوان آن را باید ‌بپردازد. فرماندهی شهر وجودی و نزدیک شدن به فرمان عقل که شکل‌گیری آن از درون آغاز می‌شود، در نهایت خود را در عملکرد و وضعیت بیرونی ما به نمایش می‌گذارد و می‌توانیم نتیجه آن را در رفتارها و زندگی بیرون ببنیم. ما وقتی می‌توانم فرمانده خوبی برای دیگران باشیم که در مرحله اول فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خود باشیم. فرماندهی عقل آن‌قدر ارزشمند است که باید برای رسیدن به آن بهای سنگینی پرداخت شود؛ برای این امر باید به پروسه صبر توجه زیادی داشته باشیم. من باید فرمان‌برداری عقل را از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم که به کارهای بزرگ برسم؛ مثلاً حضور به موقع در جلسات، خواندن پیام و نوشتن سی‌دی. در هر کاری یک سری باید‌ها و نبایدها وجود دارد که انجام ارزش‌ها بایدها و ضدارزش‌ها همان نبایدها هستند. یکی از مواردی که باعث می‌شود فرماندهی عقل ضعیف یا متوقف شود؛ منیت است که منیت نقطه مقابل آموزش قرار دارد و اجازه نمی‌دهد که دانایی رشد کند؛ بنابراین اگر دانایی متوقف شود، نفس اماره فرماندهی را از عقل می‌گیرد؛ در نتیجه انسان برای رسیدن به فرماندهی باید آموزش‌پذیر باشد.

مشارکت همسفر الهه:

ما باید بتوانیم در زمان نیاز از یک استاد یا راهنما بدون هیچ قیاس و قضاوتی اطاعت کنیم و به خودمان تفهیم کنیم که در بعضی موارد به راهنمایی کسی نیاز داریم که علم و تجربه بیشتری دارد؛ پس باید بدانیم فرمان‌برداری کار آسانی نیست؛ بلکه در عمل بسیار هم سخت است و برای اینکه فرمانده خوبی باشیم، باید اول فرمان‌بردار خوبی باشیم؛ بنابراین فرمان‌برداری، پیش نیاز فرماندهی است و کسی که نمی‌تواند از خود فرمان ببرد و بر اعمال جزئی خود کنترل داشته باشد، نمی‌تواند فرمانده خوبی برای دیگران باشد. من در وادی ششم یاد گرفتم حکم عقل را در قالب فرمانده بپذیرم و این دستور جلسه به ما یاد می‌دهد که اول فرمان‌بردار خوبی باشیم که بتوانیم به فرماندهی برسیم. در حال حاضر حکم عقل به من می‌گوید که هم اکنون که در حال سفر تغذیه سالم هستی؛ باید از راهنمای خود فرمانبرداری کنی.؛ پس وقتی راهنمای تغذیه سالم از من خواسته ترازو داشته باشم و خودم را هر روز صبح وزن کنم، صیحانه تخم مرغ بخورم،  قبل از هر وعده غذا سالاد بخورم، پیاده‌روی کنم و ..... با فرمان‌برداری از راهنمای خودم توانسته‌ام ۱۰ کیلو کاهش وزن داشته‌ام یا با فرمان‌برداری از راهنمای خودم بتوانم هنر زندگی کردن و قرار گرفتن در مسیر صراط مستقیم را یاد بگیرم.

مشارکت همسفر زینب:

من وقتی می‌توانم یک فرمانده خوبی برای دیگران باشم که در مرحله اول فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خود باشم. فرماندهی عقل آن‌قدر مهم و ارزشمند است که باید برای رسیدن به آن بهای زیادی را پرداخت کنیم و برای این امر باید به مرحله صبر توجه کنیم؛ پس انسان وقتی بتواند به نیروهای خود مسلط شود به فرماندهی عقل می‌رسد. ما در کنگره۶۰ یاد می‌گیریم که در مرحله اول باید آموزش بگیریم و اگر بخواهیم مسیرمان را به درستی طی کنیم؛ باید فرمان‌بردار خوبی باشیم و آموزش‌ها را با جان و دل بپذیریم. انسان‌ها سرنوشت خود را با خواست خود رقم می‌زنند، خواست و اختیار مهم‌ترین عامل برای زندگی است. با شناخت، آگاهی و رسیدن به فرمان عقل می‌توانیم سرنوشت خوبی داشته باشیم. تمامی فرمان‌ها به این جهت است که ما به حال خوش برسیم که بتوانیم تمامی کارهای خود را کنترل کنیم و فرماندهی جسم و جان خودمان را به خوبی به دست بگیریم.

مشارکت همسفر عاطفه:

به نظر من دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی برای من همسفر یک نکته مهم دارد و آن این است که فرمان‌برداری به معنی چشم و گوش بسته بودن و دنبال کردن کورکورانه نیست؛ بلکه من باید یاد بگیرم در جایگاه خودم آموزش‌پذیر باشم، قانون را بپذیرم و از کسی که مسیر را بهتر می‌شناسد، آموزش بگیرم؛ اگر این فرمان‌برداری همراه با تفکر و آگاهی باشد، کم‌کم باعث می‌شود توان تصمیم‌گیری و تشخیص پیدا کنم.

گمان می‌کنم نمی‌توان گفت که انسان باید همیشه فرمان‌بردار بماند که یک روز به فرماندهی برسد؛ زیرا در زندگی گاهی لازم است فرمان‌بردار آموزش و قوانین باشیم و گاهی بتوانیم فرمان زندگی خودمان را به دست بگیریم.
فرماندهی؛ یعنی اول بتوانم خودم را از نظر افکار، احساسات و واکنش‌ها فرماندهی کنم و تصمیم‌های خودم را مدیریت کنم؛ شاید اصلاً مسیر از فرمان‌برداری تا فرماندهی مسیری است که در آن انسان به تشخیص درست برسد. فرماندهی به معنی دستور دادن به دیگران نیست؛ بلکه آن‌قدر دانایی و توانایی پیدا کرده‌ باشیم که بتوانیم مسئولیت خود و زندگی‌مان را به خوبی برعهده بگیریم؛ در نتیجه الگوی دیگران باشیم.

رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .