سیزدهمین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر امین و دبیری مسافر مجتبی با دستورجلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر؛ از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه دانایی، دانایی موثر و سواد است. البته من فکر میکردم که دستور جلسه این هفته هم، هفته دیدهبان است و مشارکت در این رابطه آماده کرده بودم. قبل از ورود به کنگره در رابطه با دانایی اطلاعاتی نداشتم و فکر میکردم که سواد و دانایی یکی هستند و میگفتم که هر ایراد و مشکلی که هست برای دیگران است و در خودم ایرادی نمیدیدم، اگر هم قبول میکردم که ایراد از جهالت خودم است، باز هم آن را به گردن محل سکونت و خانواده میگذاشتم. دانایی یک مثلث دارد که از اضلاع آموزش، تجربه و تفکر تشکیل شده است، که این ۳ مقوله باید در من اتفاق بیافتد تا من در آن مسئله به دانایی برسم. اگر در موضوعی بخواهم به دانایی برسم، حتما باید درباره آن موضوع تفکر کرده باشم، حتما باید تجربه کرده باشم و آموزش گرفته باشم. آموزش حتما به معنای نشستن در سر کلاس نیست. شاید اگر یاد گرفتهام که در رانندگی با کسی درگیر نشوم به دلیل این باشد که یک نفر یقه من را گرفته و با من درگیر شده است و درس عبرت شده که دیگر با کسی درگیر نشوم.
دستور جلسات در کنگره به گونهای است که هر دستور جلسه در طول هفته و در ۳ جلسه تکرار میشود، سیدی هفته را گوش میدهیم و در لژیون مشارکت میکنیم و این تکرارها میتواند دیدگاه من را تغییر بدهد. من اگر بتوانم در طول هفته در ارتباط با دستور جلسه تفکر کنم، که این دستور جلسهها و مشارکتها چه چیزی را میخواهد به من آموزش دهد و این دستور جلسهها چه ارتباطی با مصرف مواد من دارد و بتوانم در طول هفته هر چه در توان دارم از این دستور جلسهها را اجرا بکنم، حساب بکنین در طول ۱۰ تا ۱۱ ماه چند دستور جلسه است و چقدر میتواند دیدگاه ما را تغییر بدهد. این میشود دانایی و بالا رفتن آگاهی من، اما این عمل به تنهایی باعث نمیشود که من زندگی خود را تغییر بدهم. اگر بتوانم این دانایی را به دانایی موثر تبدیل بکنم، باعث تغییر در زندگی من میشود. دانایی موثر یعنی این که تمام ۳ ضلع مثلث دانایی را به یک اندازه فرا گرفته باشیم. برای مثال اگر این مثلث را با خطکش اندازه بگیریم، تفکر را ۲۰ سانتیمتر یاد بگیریم، تجربه را ۵ سانتیمتر یاد بگیریم و آموزش را به اندازه ۱۰ سانتیمتر یاد بگیریم، آن چیز که برای من کاربردی میشود به اندازه ۵ سانتیمتر از هر کدام است. باید هر ۳ ضلع این مثلث به یک اندازه رشد بکند، اگر من روی یک موضوع فقط تفکر بکنم ولی آموزش لازم نبینم و تجربه نکنم، آن تفکر زیاد به درد من نمیخورد.

برداشت من از سواد این است که سواد در ابتدا به من کمک میکند تا مطالب را بهتر و سریعتر فرا بگیرم، اما سواد با دانایی فرق میکند. برای مثال من میتوانم دوره تراشکاری را بگذرانم و تراشکاری یاد بگیرم و سواد من تراشکاری بالا برود اما این دلیل نمیشود که من انسان خوب و بخشنده و باگذشتی باشم. میتوانم با تحصیل در رشته پزشکی، تبدیل به بهترین جراح قلب بشوم، اما با توجه به ذهنیت مادیگرایانه خود فقط به دنبال پول درآوردن باشم و کمکی به انسانها نکنم. اما دانایی من را به عنوان یک انسان پرورش میدهد، به من میاموزد که کجا باید ببخشم و کجا نبخشم، کجا باید گذشت بکنم و کجا گذشت نکنم. دانایی به من میاموزد که بعد از رهایی بیایم و در کنگره هفتهای ۳ روز خدمت بکنم حتی با وجود این که شاید پول کمتری در بیاورم. اما اگر خدمتگزاران کنگره نبودند و به من کمک نمیکردند تا از تاریکی اعتیاد بیرون بیایم، من امروز زنده نبودم. پس من هم امروز باید کمک کنم تا دیگران هم به درمان برسند و این میشود دانایی که انسانساز است. دانایی موثر زمانی به دست میاید که به حرفی که میزنیم عمل کنیم. در ابتدا که نوشتن سیدی اجباری شده بود من به بچههای لژیون میگفتم که حتما سیدی بنویسین، اما خودم نمینوشتم و به طبع آن رهجوهای من هم نمینوشتند. از آن جایی که خودم شروع کردم به نوشتن، آنها هم سیدی نوشتن را شروع کردند. برای تبدیل دانایی به دانایی موثر به حرفی که میزنیم باید عمل کنیم. ممنون از این که صحبتهای من گوش کردید.
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ و ارسال: مسافر مجتبی
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
117