جلسه هشتم از دوره چهلم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد» با استادی همسفر ریحانه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر هاجر در روز دوشنبه تاریخ ۹شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستورجلسه امروز با موضوع «دانایی، دانایی موثر و سواد» است، برای یادآوری این سه گزینه، توضیح مختصری در مورد آنها میدهم. طبق علم کنگره۶۰، سواد، مجموعه اطلاعاتی است که ما در مورد یک مبحث در طی زمانی بهدست میآوریم. شناخت و دانشی که با معرفت در مورد موضوعی همراه باشد، دانایی میشود و زمانیکه ما دانستههای خود را به توانستن تبدیل کنیم، به عبارتی به دانایی مؤثر دست پیدا کردهایم.
در اینجا یکی از تجربیات خود را که در مورد این مبحث، چند سال قبل در زندگی برای من اتفاق افتاد، بیان میکنم که میل و اشتیاق شدید درونی نسبت به یکسری مسائل داشتم که متوجه بشوم کجا چه خبر است؟ سؤالات بسیار زیادی در ذهن خود داشتم؛ مثلاً من چه کسی هستم؟ از کجا آمدهام؟ به کجا میخواهم بروم؟ مبدأ این جهان چیست؟ در نهایت ما به کجا میرویم؟ پروردگار کیست؟ میل و اشتیاق بسیار شدید درونی داشتم و این موضوع، مرا به یک حرکت نسبی وادار میکرد که به سمت جوابهای متناسب با سؤالاتي که در ذهن داشتم، حرکت کنم و پاسخ آن را پیدا کنم. این اشتیاق درونی بسیار زیاد بود که من را وادار میکرد در یکسری از جلسات شرکت میکردم، مطالعاتی مخصوص به همان زمینه داشتم و تا حدی انرژی زیادی در آن سالها میگرفتم.
بهدلیل اینکه از ندانستن به سمت دانستن حرکت کردم و مطالعاتی که داشتم حس کنجکاوی مرا ارضا میکرد، در آن زمان حس خوبی داشتم و دو، سه سال با این حال خوب بودم. در مسیر، حرکت میکردم و اطلاعات بسیاری هم بهدست آوردم؛ اما زمان زیادی این حس و خوشحالی، نتوانست من را نگه دارد و بعد از چند سال متوقف شدم و حال بدی پیدا کردم.
من به درجهای رسیدم که صبحها وقتی بیدار میشدم، احساس میکردم که جهان، پوچ است یا دنیا ارزش زندگی کردن را ندارد. خداراشکر میکنم در طی یکسری مراحل، اذن ورود من به کنگره۶۰ صادر شد، وارد کنگره شدم و در همان جلسات اول، متوجه شدم که ضعف و مشکل من چیست؟ تبدیل به انسانی شده بودم که در حد اشباع میداند؛ اما شاید در عمل، ضعیف است؛ یعنی میتوانستم نسخههای خوبی برای دوستان، خانواده یا هر کسیکه مشکل داشت، بنویسم؛ اما شاید خودم در کوچکترین مسائل زندگی و حل کردن آنها دچار مشکل بودم.
وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، در همان جلسات اول، یک تلنگر به ذهن من خورد که باید حرکت کنم و اینجا جایی است که اگر نسبت به چیزهایی که میدانیم، ادعایی داریم باید حرکت کنیم. از نقطه ندانستن به دانستن، یک اختلاف سطح وجود دارد؛ اختلاف سطحی که انرژی تولید میکند و انسان را به حرکت وادار میکند، مثل اینکه انسان از دامنه به سمت قله حرکت کرده باشد و وقتی به قله میرسی، قلهای است که خودت تعیین میکنی، ولی قلهای نیست که جهان را راضی کند. در اینجا وقتی انسان، متوقف میشود دوباره اختلاف سطح بهوجود میآید، یعنی از سمت آنچه که میبینیم، به عملی کردن و به فیزیک تبدیل کردن آن حرکت کنیم. دانستن، از تعبیر من مثل یک درخت زیباست، درختی که به ظاهر زیباست؛ اما اگر این درخت میوهای نداشته باشد شاید زیاد مؤثر واقع نشود.
خداراشکر میکنم که مسیر کنگره۶۰ برای من باز شد و هر روزی که من در جلسات حضور پیدا میکنم، میتوانم قدم به قدم پیش بروم و متوجه میشوم که چهقدر دنیای دانستن با دنیای عمل کردن متفاوت است. به فرض، یک کلمه سه حرفی ساده را به عنوان صبر، مثال میزنم که بسیار ساده است. شاید ما بتوانیم ساعتها در مورد آن صحبت کنیم، شاید بتوانیم اطلاعات خود را بالا ببریم تا بتوانیم در مورد آن مقالاتی بنویسیم، حتی بعد از چند سال کتابی بنویسیم؛ اما اگر بخواهیم یک کلمه سه حرفی را زیست کنیم، شاید به اندازه طول عمر یک انسان زمان ببرد و در انتها حتی نتوانسته باشیم، کامل کلمه را زندگی کرده باشیم. دنیای دانستن و دنیای عمل، زمین تا آسمان با هم فرق دارند.
من بسیار خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توانستم به کنگره۶۰ بیایم، از آموزشها استفاده کنم و هر روز در راه عملی کردن چیزهایی که میدانم، بیشتر تلاش کنم. از مهندس حسین دژاکام به خاطر فراهم کردن چنین بستری تشکر میکنم، از راهنما همسفر مریم تشکر میکنم که با آموزشهای خوب خود، مرا راهنمایی کردند، از شما دوستان سپاسگزارم که با صبوری و نگاه مهربان خود به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
.jpg)
تعویض جایگاه دبیری
.jpg)
تعویض جایگاه ورزشبان بدمینتون
.jpg)
تعویض جایگاه ورزشبان بسکتبال
مرزبانان کشیک: همسفر شادی و مسافر محسن
تایپیست: همسفر هاجر رهجو راهنما همسفر ناهید (لژیون یازدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر شادی
نمایندگی همسفران شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
316