English Version
This Site Is Available In English

دانایی نگهبانان قلعه عقل است

دانایی نگهبانان قلعه عقل است

مشارکت همسفر زهره:

دانایی نگهبانان قلعه عقل است و مانند صافی عمل می‌کند که خواسته‌های نامعقول نفس به حریم عقل راه نیابند؛ بنابراین تشخیص خواسته‌های معقول و نامعقول مستقیماً به سطح دانایی انسان بستگی دارد. تفاوت دانایی با دانایی مؤثر در این است. در مقوله دانایی، اضلاع مثلث دانایی شامل آموزش، تجربه و تفکر با یکدیگر برابر نیستند؛ به این معنا که ممکن است آموزش زیادی دیده باشد؛ اما در تجربه و تفکر ضعف داشته باشد یا بالعکس که این عدم توازن و متساوی‌الاضلاع نبودن مثلث دانایی مانع از به کار بستن دانسته‌ها می‌شود.

سواد یکی از ابزارهای دانستن است؛ اما کفایت نمی‌کند؛ چراکه بسیاری از افراد با وجود برخورداری از سواد بالا از آرامش و تعادل لازم بی‌بهره‌اند؛ به عنوان مثال، استاد دانشگاهی که سال‌ها درس توکل را به‌ دانشجویان خود می‌آموزد، هنگام بیماری فرزندش دچار چنان اضطراب و نگرانی می‌شود که از توکل به خداوند عاجز می‌ماند و این نوع دانایی تنها در حد دانستن است و با ندانستن تفاوتی ندارد.

آموزش‌های ناب کنگره۶۰ مسیری برای رسیدن به دانایی است که از طریق نوشتن سی‌دی‌ها به اعضا منتقل می‌شود؛ اما ما زمانی به دانایی مؤثر می‌رسیم که آنچه را از سی‌دی‌ها آموخته‌ایم به مرحله عمل برسانیم تا به میوه شیرین دانایی، یعنی تعادل و آرامش دست یابیم. در نهایت، دانایی هر شخص در رفتارها و انتخاب‌های او نشان داده خواهد شد و باید گفت دانایی به معنای آگاهی و سواد داشتن و سواد یعنی توانایی خواندن و نوشتن است. در دانایی، فرد توان تشخیص درستی یا نادرستی مطالب را دارد؛ اما قدرت انجام دادن یا ندادن آن کار که ممکن است ارزش یا ضدارزش باشد به دانایی مؤثر باز می‌گردد؛ چنان‌که آقای مهندس دژاکام فرمودند: «فرد دانا دشمنان خود را به دوست و فرد نادان، دوستان خود را به دشمن تبدیل می‌کند».

مشارکت همسفر مرضیه:

دانایی به معنای یادگیری قوانین چگونه زیستن است. دانایی ما با تصمیم‌های درستی که در زندگی می‌گیریم نشان داده می‌شود و یا این‌که در آزمایش‌های الهی چگونه مورد قبول واقع می‌شویم.

مثلث دانایی از سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر تشکیل شده است. موقعی دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود که همه‌ اضلاع آن برابر بوده و به یک اندازه رشد کرده باشند. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت وجود دارد که اضلاع آن ترس، ناامیدی و منیت است. ترس تفکر را می‌خورد، منیت جلوی آموزش را می‌گیرد و ناامیدی اعتماد به نفس شخص را مورد هدف قرار می‌دهد که باعث می‌شود انسان تجربه کسب نکند.

آموزش‌های ناب کنگره۶۰ چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این دانایی‌ها از طریق سی‌دی نوشتن به ما منتقل می‌شود. وقتی به دانایی مؤثر می‌رسیم که به آن‌چه از سی‌دی‌ها برداشت کرده‌ایم و آموزش‌هایی که می‌گیریم، عمل کنیم که به تعادل و آرامش برسیم. دانایی در هر شخص با رفتارها و انتخاب‌های او نشان داده خواهد شد.

مشارکت همسفر فاطمه:

خیلی وقت‌ها تصور می‌کردم که اگر کتاب‌های زیادی خوانده باشم یا مدرک تحصیلی و یا حتی ظاهر شیک و آراسته داشته باشم، یعنی آدم دانایی هستم؛ اما در کنگره۶۰ آموختم که میزان دانایی سواد یا تمدن نیست و انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بلکه بایستی انسانی اندیشید و در تمام لحظات زندگی به آزمایش‌های الهی پاسخ داد.

من هم مثل خیلی‌های دیگر اول گمان می‌کردم، همین که بدانم چه کاری درست است کافی است؛ اما در کنگره متوجه شدم که دانستن خالی فقط باری بر ذهن است و چیزی را در جهان واقعی عوض نمی‌کند.

دانایی حقیقی زمانی آغاز می‌شود که آن دانش تئوری به دانایی مؤثر تبدیل شود؛ یعنی درست همان لحظه‌ای که در یک شرایط سخت یا در یک بحث جدی و یا در میان یک دوراهی احساسی، بتوانم بر نفسم غلبه کنم و همان چیزی که آموزش دیده‌ام را به اجرا درآورم و این امتحان هر روزه‌ ما است؛ نه فقط در کلاس و مدرسه، بلکه در دل زندگی و در کنار فرزندانم. وقتی می‌بینم در برخوردهای روزمره به جای واکنش‌های عصبی قدیمی می‌توانم با آرامش و منطق رفتار کنم؛ یعنی آن دانایی خشک و خالی کم‌کم به دانایی مؤثر تبدیل شده است .

ما خیلی وقت‌ها می‌دانیم که چه کاری درست یا غلط است؛ اما در عمل جا می‌زنیم؛ چون هنوز آموزش‌ها در عمق وجودمان ننشسته است. دانایی یعنی همین انتخاب‌های کوچک هر روزه. اینکه آیا می‌توانم بین خشم، سکوت، منیت، فروتنی، ترس و شجاعت راه درست را انتخاب کنم یا نه؟ در واقع نشانه‌ دانایی ما در حرف‌های قشنگ یا ژست‌های روشن‌فکرانه نیست؛ بلکه در همین رفتار‌های ساده‌ای است که در خلوت و جلوی چشم همه داریم.

امیدوارم همه‌ ما در این مسیر رشد به نقطه‌ای برسیم که دانشمان فقط در حد حافظه باقی نماند و بتوانیم آن را در تک‌تک لحظات زندگی به کار بگیریم و به آرامشی که لایق آن هستیم دست پیدا کنیم.

مشارکت همسفر زهرا:

سواد به معنای عام، همان توانایی خواندن و نوشتن است؛ اما کافی نیست. سواد کلیدی است که در اتاق دانایی را می‌گشاید و در واقع ابزاری جهت کسب دانایی است. ورود به آن اتاق نیازمند قدم‌های خود ما است.

دانایی نیز انباشتن اطلاعات نیست؛ بلکه درک روابط میان آن‌ها است. کسی که چیزهای زیادی می‌داند آگاه و دانا است؛ اما کسی که می‌داند هر دانسته چه جایگاهی دارد و چطور باید آن را به کار گرفت از دانایی موثر برخوردار است. دانایی قدرت تشخیص خوب، بد و یا معقول و غیر معقول بودن خواسته‌ها می‌باشد. اینکه انسان برای هر خواسته‌‌ای چه بهایی می‌پردازد از صافی همین دانایی می‌گذرد.

دانایی موثر یعنی دانایی در خدمت عمل بوده و پلی میان دانستن و توانستن است؛ پس ابتدا باید با آموزش، تجربه و تفکر، کسب دانایی کنیم و در مرحله‌ بعد، فراتر از صرف داشتن دانش و اطلاعات، شروع به حل مسئله و تصمیم‌گیری هوشمندانه کنیم و دانش را به اجرا درآوریم. بهتر است به خاطر داشته باشیم که دانایی اگر به مرحله عمل نرسد، مانند گنجی است که زیر زمین دفن شده باشد.

مشارکت همسفر الهه :

در کنگره۶۰ آموختم که میزان دانایی هرگز به سواد، تخصص یا تحصیلات نیست؛ درست همان‌طور که انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بلکه به انسانی اندیشیدن است. دانایی به معنای داشتن دانش و اطلاعات محض نیست؛ بلکه به معنای بهره‌مندی از ادراک صحیح است.

مثلث دانایی شامل سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش است و در مقابل آن مثلث جهالت با اضلاع ترس، ناامیدی و منیت قرار دارد که مانع از حرکت و رشد انسان می‌شود. برای رسیدن به دانایی مؤثر باید مسیری از تصفیه و پالایش درونی را طی کرد که فرد بتواند تشخیص بدهد و تصمیم درست و عقلانی بگیرید؛ بنابراین سواد و تحصیلات ابزاری در دست آدمی است، اما دانایی گوهر نابی است که از درون پالایش فکر و آموزش به دست می‌آید؛ چرا‌که هر تحصیل کرده‌ای دانا نیست، ولی هر دانایی مسیر خردمندی را به درستی می‌شناسد.


رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه  (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .