گر تو را در دل غمی آید پدید
هر کجا باشی خدا آنجا رسید
به نام خداوندی که مهربانتر از حد تصور است. کنگره برای من فقط یک مسیر یا یک مکان نیست؛ بلکه کنگره۶۰ برای من یک دنیایی متفاوتتر برای شناخت خودم و دنیای اطرافم است. درست همان جایی که نمیدانستم از کجا باید شروع کنم و سردرگمیهای زیادی داشتم، برایم مسیری پر از نور و آگاهی نمایان شد. مسیری از جنس صبر و محبت که به من امید داد که میتوانم دوباره خودم را پیدا کنم و یاد بگیرم؛ اما این بار دانشی فراتر از دانشی که تا کنون آموختهام و علمی وسیعتر از هر علمی که میتوان یاد گرفت. مهمتر از همه این بود که در کنگره دستی مهربان به سوی من دراز شد که احساسی سرشار از عشق در درونم جریان پیدا کرد.
خدا را شاکرم که من را در این مسیر قرار داد. یکی از بزرگترین نعمتهایی که نصیب من شده، داشتن راهنمایی دلسوز و مهربان است؛ کسی که با صبوری و محبت در لحظههایی که شاید خودم را باور ندارم و لحظات سخت، کنارم هستند. با اینکه مدت زیادی نیست که در این حال و هوا نفس میکشم؛ اما این تجربه بسیار برایم ارزشمند است.
تعمیم دادن دستور جلسات با زندگی خودم و نوشتن جملههایی از سیدی که ساعتها من را به فکر فرو میبرد. هر هفته که در این مسیر بزرگ گام برمیدارم برایم یک آغاز جدید برای یادگرفتن و قرارگرفتن در مسیری درست است که خداوند برایم مقدر کرده و بسیار از این اتفاق خرسند هستم که امروز اینجا میتوانم از آموزشهایی استفاده کنم که هیچوقت نمیدانستم و هیچ کجا به من یاد نداده بودند؛ ولی از این پس قرار است با تجربههای بیشتر و نگاهی متفاوت به دنیا و زندگی بنگرم.
از صمیم قلبم از راهنمای عزیزم خانم ریحانه تشکر میکنم؛ برای تمام گوش دادنها، آموزشها و حتی تلنگرهایی که چقدر لازم و با اهمیت است. خداوند را سپاسگزارم که این راه را به من نشان داد که راههای دیگری برایم نمایان شود و به خاطر تمام حسهایی که در این مدت در قلبم شکل گرفته از خداوند، جناب مهندس، خانواده محترم ایشان و راهنمای خوبم خانم ریحانه و تمام کسانی که در کنگره خدمت میکنند، سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ریحانه ( لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر سیما رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
123