راهنما همسفر طاهره به همراه مسافر خود حسن با آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند، به مدت ۱۰ ماه و ۱ روز به روش DST و داروی اپیوم با راهنمایی مسافر علی خدامی و همسفر سودابه رضایی سفر کردند. در حال حاضر به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس دژاکام ۱۹ سال و ۸ ماه و ۳ روز است که آزاد و رها هستند. ایشان در جایگاه چند دوره دبیری، چند دوره نگهبانی، دو دوره ایجنت پارک شهدای شهرداری، ۱ دوره ۹ ساله کمک راهنمایی، ۱ دوره راهنمایی در کلینیک اندیشه نیک و در ادامه در شعبه سهروردی دوره راهنمایی افتخار خدمت داشتهاند. رشته ورزشی مسافر دارت و رشته ورزشی همسفر بدمینتون است. در ادامه سفر جونز به روش دژاکام با راهنمایی همسفر مریم با کاهش وزن ۱۳ کیلو داشتند و الآن هم با دستان پر مهر آقای مهندس ۴۵ روز است که از بند اضافه وزن آزاد و رها هستند.
توصیه و پیشنهاد شما برای همسفرهایی که تنها سفر میکنند یا مسافران آنها برگشت خوردهاند، چیست؟
همسفر شخصیتی مستقل از مسافر خود دارد. زمانی که وارد کنگره میشود، مسافر با راهنمای خودش و همسفر نیز با راهنمای خودش آموزش میبینند؛ بنابراین این جدایی و آموزش مستقل نباید به چشم بیاید و همسفر را آزردهخاطر کند. همسفر آموزش میبیند که بال پرواز مسافر باشد
و یک بال پرواز نباید زخمی و شکسته گردد؛ اگر غمگین و افسرده شده، باید یاد بگیرد که چگونه حال خودش را خوب کند و انرژی بگیرد. من همیشه در لژیون به رهجوها میگفتم که اگر جاده همسفری را یکطرفه در نظر بگیرید؛ یعنی در این مسیر از هیچکس توقعی نداشته باشید و بدانید فقط خودتان میتوانید به خودتان کمک کنید، آنوقت در این مسیر موفق خواهید بود.
به قول آقای مهندس: «ما آدرس خودتان را به خودتان میدهیم.» مسافری هم که برگشت میخورد، قطعاً در طول سفر چیزی را جا گذاشته و نتوانسته است سفری با کیفیت داشته باشد؛ با این حال همسفر نباید از کنگره جدا شود. اگر همسفر صبور بوده و مفهوم صبر را به درستی آموخته باشد، مسافر نیز صبور خواهد شد؛ چراکه مسافر و همسفر آینه یکدیگرند. اگر مسافر حس تلاش و امید را در وجود همسفر ببیند؛ قطعاً به قوت قلب و اعتمادبهنفس میرسد و میتواند انشاالله سفر خوبی در متد DST داشته باشد و به یک رهایی باکیفیت برسد.
به نظر شما یک خدمتگزار واقعی باید چه ویژگیهایی داشته باشد که خدمت او در جهت رشد و ارتقای خودش و پیشبرد اهداف کنگره قرار بگیرد؟
به نظر من خدمتگزار واقعی باید به دور از حاشیه، فرمانبردار، حافظ حرمتها و قوانین کنگره، عاشق خدمت، مسئولیتپذیر و متعهد باشد. نباید دچار منیت شویم؛ زیرا این نیز بگذرد و این دوره خدمتی هم به پایان میرسد. در پایان مهم است ببینیم چه چیزی از خود به یادگار گذاشتهایم و کولهبارمان را از چه آموزشهای کاربردی و چه میزان انرژی پر کردهایم.
باید آگاهی خودمان نسبت به کنگره و جایگاه خدمت را بالا ببریم و عمل سالم و عدالت را سرلوحه کارمان قرار دهیم؛ از دلسوزیهای بیمورد پرهیز کنیم و با خلوص نیت و بدون هیچ چشمداشتی عاشقانه خدمت کنیم که اجرای قوانین و حرمتها در راستای پیشبرد اهداف کنگره باشد. همانطور که در بند سیزدهم قوانین کنگره۶۰ آمده است: «رشد معنوی کنگره۶۰ پیرو رعایت اصول، قوانین و احترام به پیشکسوتان است»؛ بنابراین باید همواره این موضوع را مد نظر داشته باشیم که بتوانیم از طریق خدمت هم به خودمان و هم به کنگره عشق و انرژی هدیه دهیم.

چگونه میتوان آموزشهای کنگره و جهانبینی را در زندگی شخصی اجرایی و عملی کرد؟
دکتر امین خیلی زیبا فرمودند که وقتی رنج به وجود میآید، انسان دنبال استاد و راهنما میگردد. آنوقت که انسان رنجیده است، حرف شنوی پیدا میکند و خیلی چیزها را میپذیرد و این پذیرفتن و گوش کردن باعث تغییر شخص میشود. در کنگره تفکر میکنیم، آموزش میگیریم، شاگردی میکنیم و وقتی راهنما صحبت میکند چشم میگوییم. این چشم گفتن، یعنی من جهانبینی را یاد گرفتم؛ اما اگر این آموزش در زندگی اجرا شود؛ یعنی درختی که کاشتی و از آن مراقبت کردی، الآن به بار نشسته و محصول آن آرامش زندگی، خانه، خانواده و محل کارت شده است؛ اما اگر اجرایی نکنی خیلی ببخشید، مثل خری میشویم که بار کتاب دارد یا همان زنبور بیعسل که هیچ فایدهای ندارد؛ پس باید آموزش ببنیم، شاگردی کنیم، فرمانبردار باشیم، چشم واقعی بگوییم و به آن عمل کنیم؛ یعنی بتوانیم آموزشهایی را که دریافت میکنیم در زندگیمان، تربیت فرزندانمان، مسافرمان، اطرافمان و حتی در مورد خودمان به اجرا درآوریم و به آن عمل کنیم که آن آموزشها مطلوب باشد.
رهجویی که نظم و انظباط را رعایت نمیکند، آیا نیاز به تذکر دارد؟
وظیفه رهجو داشتن نظم و انظباط و فرمانبردار بودن است و ما در کنگره یاد گرفتیم که به همه احترام بگذاریم. کنگره ساختار الگو پذیری دارد. افراد وقتی وارد کنگره میشوند، در مشاوره تازهواردین و حضور در لژیونها ناخداگاه نظم و انظباط را یاد میگیرند. موضوع نظم و داشتن انظباط و احترام گذاشتن مسئله مهمی است که مخصوصاً در سفر ما خیلی اهمیت دارد. همه اتفاقات در درون ما رخ میدهد که یک جایی میتوانیم ماسک بزنیم؛ اما وقتی جایگاه درونمان تغییر کرد، دیگر نمیتوانیم به دیگران بیاحترامی کنیم. به نظر من نیاز به تذکر نیست، راهنمایان میتوانند با پیام دادن کلی در لژیونشان هم به رهجویان فرمانبردارشان، هم به کسانی که نافرمانی میکنند، یک یادآوری کلی داشته باشند؛ اولاً که تکرار موضوع و پارامتر زمان همه چیز را درست میکند و دوم اینکه راهنما زمانی میتواند رهجوی منظم تربیت کند که خودش حافظ قوانین، حریم و حرمت کنگره باشد.
علم مشاوره میگوید که بچهها آن میشوند که میبینند، نه آنکه تو میخواهی؛ پس رهجو به شدت اعمال و رفتار راهنما را زیر نظر دارد و همان کارها را الگوبرداری میکند و چه خوب است که ما خیلی مواظب رفتار و حرکاتمان باشیم.
کلام آخر.....
خدا را شکر میکنم که به من لیاقت داده که یکی از اعضای کنگره۶۰ باشم و بتوانم آن عشق و محبت واقعی را تجربه کنم، اجازه خدمت پیدا کنم و در این خدمت توانستم گرهها و نواقص زندگیم را برطرف کنم و در کنار آن به دیگران نیز آموزش بدهم. خدا را شکر که با آموزش علم کنگره تاریکیها را شناختم، علم کنگره بهترین زیستن را به من آموخت. از آقای مهندس، خانواده ایشان و راهنمایان گرامی خودم، مسافرم بسیار سپاسگزارم. از خانم اکرم، مرزبانان، مسئول سایت و شما که زحمت مصاحبه را کشیدید هم کمال تشکر را دارم.
مصاحبه کننده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
232