English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان، بخشی از تاریخ زنده کنگره‌اند

دیده‌بانان، بخشی از تاریخ زنده کنگره‌اند

جلسه ویلیام نمایندگی عطار نیشابوری روزهای سه شنبه ساعت 15:30

راهنمای محترم ، مسافر مهدی

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان؛مهدی هستم، مسافر.
ابتدا این هفته را به همه شما و خانواده بزرگ کنگره60 تبریک عرض می کنم.
از سال گذشته، مهندس به دیده‌بانان تأکید کردند که هر زمان به نمایندگی‌ها می‌روند، از گذشته کنگره، مسیر طی‌شده و جایگاهی که امروز کنگره به آن رسیده است صحبت کنند. من هم امروز می‌خواهم چند دقیقه‌ای درباره چیزهایی که از گذشته دیده‌ام و شنیده‌ام با شما صحبت کنم.
شاید خیلی از شما استاد جلسه‌های قدیمی کنگره را ندیده باشید. من جلسات بسیار دلنشین و پرباری از مهندس شنیده‌ام؛ جلساتی سرشار از آرامش، محبت و آموزش. فایل صوتی بعضی از آن جلسات را هم دارم و اگر در سیستم پیدا کنم، برای دوستان ارسال می‌کنم.
من همیشه با خودم می‌گویم: کنگره [۶۰] سازمانی است که در مسیر درمان اعتیاد آغاز به کار کرد؛ مجموعه‌ای که در ابتدا امکانات چندانی نداشت، اما امروز در زمینه اعتیاد و برخی بیماری‌های خاص، در سطح جهان صاحب‌نظر است. امروز مقالات کنگره در دانشگاه‌ها مطرح می‌شوند و مقاله مربوط به بیماری ام‌اس نیز در کتابخانه دانشگاه هاروارد قرار گرفته است. این اتفاق کمی نیست.
کنگره‌ای که روزی امکانات زیادی نداشت، طی نزدیک به [۳۰] سال به چنین جایگاهی رسیده است. وقتی من این مسیر را می‌بینم، با خودم می‌گویم: چرا من نتوانم؟ من که عضوی از کنگره [۶۰] هستم، چرا نتوانم به خواسته‌های معقول و درست خود برسم؟
بارها خواسته‌هایی در ذهنم داشتم که در ابتدا شاید دور از دسترس به نظر می‌رسیدند، اما با آموزش، حرکت و استمرار به آن‌ها رسیدم. حتی در روز تولدم، وقتی از من پرسیدند آرزویت چیست، هرچه فکر کردم دیدم آرزوی مشخصی ندارم؛ نه به این دلیل که همه‌چیز کامل است، بلکه چون بسیاری از خواسته‌هایی که برایشان حرکت کرده بودم، محقق شده بودند. این، قدرت آموزش و حرکت در کنگره است.
اگر کنگره [۶۰] توانسته به جایی برسد که نامش در دانشگاه هاروارد مطرح شود، چرا من نتوانم کاری انجام دهم که برای خانواده و اطرافیانم باورکردنی نباشد؟ چنین اتفاق‌هایی در کنگره ممکن است، به شرط آن‌که خودمان را باور کنیم و برای رشد حرکت کنیم.
دیده‌بانان، به نظر من، بخشی از تاریخ زنده کنگره‌اند؛ افرادی که بعضی از آن‌ها [۲۵] یا [۳۰] سال در این مسیر حضور داشته‌اند. کنگره یک ساختار زنده است؛ ساختاری که از روز اول آرام‌آرام رشد کرده، کامل شده و به تعادل رسیده است.
کنگره را می‌توان به یک تازه‌وارد تشبیه کرد. وقتی فردی برای نخستین‌بار وارد جمع می‌شود، معمولاً از کلام، رفتار، ظاهر و نوع ارتباطش می‌توان فهمید که تازه‌وارد است. اما اگر روی برنامه باشد، پس از چند هفته، تغییر او کاملاً احساس می‌شود؛ حتی اگر هنوز سفرش را شروع نکرده باشد. لحن کلام، رفتار، پوشش و نگاه او تغییر می‌کند. این از ویژگی‌های ساختار کنگره [۶۰] است.
کنگره نیز در طول زمان همین‌گونه رشد کرده است. در گذشته، روش درمان مانند امروز منظم و مشخص نبود. دوستان برای کاهش مصرف مواد، گاهی یک ماده را با ماده‌ای دیگر کم می‌کردند؛ مثلاً هروئین را با هروئین، شیشه را با حشیش و تریاک را با تریاک کاهش می‌دادند. اما مهندس دیدند که این روش، مسیر مناسبی نیست و مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. بنابراین، یک تغییر مهم انجام شد: ابتدا مصرف‌کنندگان مواد مختلف را به تریاک منتقل کردند تا کاهش مصرف امکان‌پذیرتر شود.
این کار ساده نبود. کسی که مصرف‌کننده هروئین است، معمولاً به‌شدت از تعادل خارج شده و کاهش مصرف برایش بسیار دشوار است. بسیاری از ما تجربه کرده‌ایم که مصرف مواد چگونه زمان، خانواده، کار و زندگی را از انسان می‌گیرد؛ گاهی فرد تصور می‌کند چند دقیقه برای مصرف وقت می‌گذارد، اما ساعت‌ها می‌گذرد و همه‌چیز از دست می‌رود.
پس از آن، تریاک به‌عنوان داروی درمان در کنگره مطرح شد. این هم مسیر آسانی نبود، زیرا جامعه تریاک را صرفاً ماده مخدر می‌دید. مهندس و راهنماها بسیار مورد انتقاد، فشار و حتی اتهام قرار گرفتند. اما ایستادند، توضیح دادند، آموزش دادند و مسیر را ادامه دادند.
آن زمان حتی ترازو به شکل امروز در دسترس نبود. مهندس آموزش می‌دادند که تریاک را صاف کنید، با خط‌کش اندازه بگیرید و با تیغ برش بزنید تا وعده‌ها مشخص شود. بعدها، با تلاش فراوان، همه‌چیز به سمت استفاده از اوتی و روش منظم امروزی حرکت کرد.
اگر امروز گاهی در تهیه اوتی یا اجرای برنامه، سختی کوچکی را تجربه می‌کنیم، باید به یاد بیاوریم که کنگره [۶۰] برای رسیدن به این نقطه، هزاران برابر بیشتر سختی کشیده است. انسان‌هایی شبانه‌روز تلاش کردند؛ شب‌ها در قطار بودند و روزها در نمایندگی‌ها خدمت می‌کردند تا کنگره روی پای خود بایستد. وقتی این تاریخچه را فراموش کنیم، با کوچک‌ترین مسئله ممکن است کم بیاوریم؛ با یک مشکل سراغ سیگار برویم، با یک فشار به سمت مصرف الکل یا مواد حرکت کنیم، یا از مسیر خارج شویم. اما کسی که می‌داند این جایگاه چگونه ساخته شده، در برابر مشکلات کوچک تسلیم نمی‌شود.
ساختار کنگره [۶۰]، به نظر من، مانند نمودار یک درخت است. برخلاف بسیاری از سازمان‌ها که رئیس در رأس هرم قرار دارد، درخت ریشه‌اش در پایین است. بنیان‌گذار و خدمتگزاران واقعی، مانند ریشه‌اند؛ در عمق زمین کار می‌کنند تا شاخه‌ها بتوانند رشد کنند.
اگر ریشه یک درخت در پاییز و زمستان [۲۰] سانتی‌متر رشد کند، در بهار نیز شاخه‌ها به همان اندازه رشد می‌کنند. نمی‌شود ریشه فقط [۱۰] سانتی‌متر رشد کند، اما شاخه‌ها چند متر بالا بروند. رشد بیرونی، تابع رشد درونی است. اگر امروز حال ما خوب است، پشت این حال خوب، سال‌ها رشد درونی، خدمت، آموزش و تلاش انسان‌های زیادی وجود دارد.
ما دو نوع حرکت داریم: حرکت افقی و حرکت عمودی.
حرکت افقی، سن و سال ماست. چه بخواهیم و چه نخواهیم، زمان می‌گذرد و سن ما بالا می‌رود. اما حرکت عمودی، دانش، جهان‌بینی و رشد درونی ماست. این حرکت خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد؛ باید برایش آموزش بگیریم، بنویسیم، گوش دهیم، خدمت کنیم و تغییر کنیم.
پیر شدن با بزرگ شدن فرق دارد. هر روزی که در کنگره می‌گذرانیم، یک روز پیرتر می‌شویم؛ اما باید تلاش کنیم یک روز نیز بزرگ‌تر شویم. بزرگ شدن یعنی افزایش دانش، جهان‌بینی، درک، محبت و مسئولیت‌پذیری.
ممکن است کسی [۸۰] یا [۹۰] سال داشته باشد، اما هنوز معنای عشق، محبت، اعتماد یا قدردانی را نداند؛ چون فقط پیر شده و بزرگ نشده است. بزرگ شدن به سن نیست؛ به آموزش و تغییر نگاه است.
دفتر نوشتن، حضور در جلسات، گوش دادن به سی‌دی‌ها و عمل کردن به آموزش‌هاست که ما را بزرگ می‌کند. وقتی کسی قدردانی را می‌فهمد، می‌داند که قرار نیست همه‌چیز وظیفه دیگران باشد؛ می‌فهمد محبت، همکاری و مسئولیت‌پذیری باید دوطرفه باشد.
قدرشناسی نیز نشانه بزرگ شدن است. مسئله پول یا منفعت نیست؛ مسئله این است که انسان بفهمد چه کسی برای او زحمت کشیده و چگونه باید محبت و قدردانی خود را نشان دهد.
پس تفاوت پیر شدن و بزرگ شدن، از زمین تا آسمان است. هر سالی که می‌گذرد، باید به همان اندازه بر دانش، جهان‌بینی و انسانیت ما افزوده شود. اگر سن ما بالا برود اما رشد نکنیم، در حقیقت بخشی از زندگی را از دست داده‌ایم.
از همه شما ممنونم که با سکوت و توجه خود به صحبت‌ها گوش دادید.


ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .