English Version
This Site Is Available In English

دانش و علم درست زندگی کردن است که باعث شد در کنگره ماندگار شویم‌

دانش و علم درست زندگی کردن است که باعث شد در کنگره ماندگار شویم‌

«شما دیده‌بانان چشمان بیدار و قلب‌های تپنده‌ کنگره‌اید. در سکوت سنگین مسئولیت با عشق بی‌دریغتان ستون‌های این خانه‌ امید را استوار نگه داشته‌اید تا در سایه‌ تدبیرتان هزاران نفر طعم شیرین رهایی را بچشند. سپاس که با نگاه مهربان و صبورتان مسیر تاریک ما را به سوی نور مطلق ایمن کردید.» در هفته دیده‌بان فرصتی ارزشمند فراهم گردید تا گفتگویی صمیمانه با دیده‌بان مسافر اصغر داشته باشیم و از صحبت‌های پرگهر ایشان آموزش و انرژی بگیریم.

مسافر اصغر با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی آقای مهندس حسین دژاکام سفر کردند. هم‌ اکنون به مدت ۱۶ سال است که آزاد و رها هستند. ایشان هم اکنون در رشته ورزشی شنا و والیبال فعالیت می‌کنند.

اوایل دیدگاه شما نسبت به کنگره چه بود و الآن چه دیدگاهی نسبت به کنگره دارید؟

اوایل همه ما به کنگره می‌آییم که درمان شویم و موادمخدرمان را کنار بگذاریم‌؛ ولی وقتی جلوتر می‌رویم می‌بینیم اینجا نه‌ تنها درمان است؛ بلکه به تعادل رسیدن است؛ چون انسان‌هایی هستند که موادمخدر مصرف نمی‌کنند؛ اما تعادل ندارند. وقتی به کنگره آمدیم، آموزش گرفتیم و حالمان بهتر شد، دانش و علم درست زندگی کردن است که باعث شد در ادامه در کنگره ماندگار شدیم‌.

شما از چه طریق با کنگره آشنا شدید، به نظر شما چگونه بهتر می‌توان کنگره را به افراد مصرف‌کننده معرفی نمود؟

من توسط یک دوست با کنگره۶۰ آشنا شدم؛ به من گفتند که یک جا در اصفهان است که می‌گوید مصرفت را قطع نکن؛ حتی می‌توانی مواد مصرف کنی و درمان شوی و این‌که بیشترین معرفی بودنش، الگو بودنش است. خیلی‌ها می‌دانند که ما مصرف‌کننده هستیم و وقتی به کنگره می‌آییم و تغییر می‌کنیم، این بهترین پیام برای مصرف‌کنندگان می‌شود و همچنین من نباید پنهان‌کننده باشم، من باید کنگره را به عزیزانی که مصرف‌کننده هستند معرفی کنم و آدرس بدهم که کنگره‌ای است و شما می‌توانید به درمان قطعی برسید؛ ولی اصلش این است که الگو شوم و خودم به درمان برسم.

با وجود زحمات زیادی که می‌کشید و وظایف زیادی که دارید آیا تا به‌ حال لحظه‌ای به ذهن شما خطور کرده است که دیگر بس است و بهتر است دیگر کنار بکشم؟

در پیام سفر دوم می‌گوید: هم سخت است و هم سهل؛ سختی وقتی برایمان اتفاق می‌افتد که کاری را درست انجام ندهیم و وقتی سهل است که کار و وظایفمان را به درستی انجام بدهیم. نه اصلاً من همیشه از خداوند خواسته‌ام تا در این حیات هستم در کنگره باشم؛ چون جایی را مثل اینجا پیدا نکرده‌ام و هر موادی را که مصرف کرده‌ام و این حال خوبی را که الآن دارم به من دست نداده است، هر مقام و هر وسیله‌ای در هستی و در زندگی پیدا کردم این حالی که الآن دارم به من دست نداده، چرا از دستش بدهم؟ دعا کنید که همیشه در کنگره بمانم.

سخت‌ترین قسمت مسئولیت یک دیده‌بان رابط شعب چیست؟

سخت‌ترین آن امروز بود که بایستم و دیگران از من تشکر و قدردانی کنند و این بارِ مسئولیت من را بیشتر می‌کند و در این قدردانی الفاظی را بیان می‌کنند که برای من سنگین است، من هم روزی یک مصرف‌کننده بوده‌ام و با لطف خداوند و کمک آقای مهندس به درمان رسیده‌ام. ان‌شاءالله بتوانم وظایفم را به خوبی انجام بدهم.

از نگاه شما یک شعبه چه زمانی واقعاً زنده و پویا است؟

زمانی‌ که قوانین و حرمت را رعایت کنیم؛ باید بین خدمتگزاران یک‌دلی و همدلی باشد. کنگره سفید مطلق نیست و اشتباهاتی دارد؛ اما نباید حسمان بد شود. شعبه‌ای که راهنما، ایجنت، مرزبانان و خدمتگزاران همه با هم همدل هستند بهترین شعبه می‌شود.

از نظر شما یک خدمتگزار خوب باید بیشتر مدیر، الگو یا آموزش‌دهنده باشد؟

خدمتگزار باید وظیفه‌اش را به درستی انجام دهد و چیزی را که از او خواسته‌اند به خوبی انجام بدهد، برای مثال اگر من در آبدارخانه خدمت می‌کنم کار خود را به نحو احسنت انجام بدهم.

چه چیزی در کنگره‌۶۰ هنوز برای خود شما تازگی و شگفتی دارد؟

آموزش‌های هر هفته‌ آقای مهندس و سی‌دی‌هایی که هر هفته بیرون می‌آید که هیچ کدام شبیه به هم نیستند و هر چه جلوتر می‌آییم می‌بینیم هنوز هیچ چیز نمی‌دانیم. من هر جلسه‌ که به کنگره آمدم یک چیز تازه یاد گرفتم؛ حتی از یک تازه‌وارد.

اگر امروز بخواهید به تمام راهنمایان، مرزبانان و خدمتگزاران شعب یک جمله بگویید که آن را با خودشان به خانه ببرند چه می‌گویید؟

شاکر خداوند باشید که چنین بستری را فراهم کرده است. ما در کنگره درمان شدیم، به حال خوب رسیدیم و در کنگره همدیگر را داریم. مکان، امن و مقدس است و هر روز بهتر یاد می‌گیریم، در مقابل این همه خوبی باید شکرگزاری کرد.

در آخر اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

از همه شما، ایجنت مسافران و همسفران و از خداوند که ما را به هم وصل‌ کرد سپاسگزارم. هر کجا که به شهرها و نمایندگی‌ها می‌رویم انگار یک خانواده هستیم. از آقای مهندس تشکر می‌کنم؛ دانشمند بزرگی که راه را برای‌ ما هموار کردند و مسائل را ساده کردند؛ قبل از کنگره و بیرون از کنگره خیلی از چیزها برایمان مجهول و سخت بود و هنر زندگی کردن را به ما آموختند. ان‌شاءالله که ما هم بتوانیم الگوی خوبی برای دیگران باشیم.

طراح سؤال و مصاحبه‌‌‌کننده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .