English Version
This Site Is Available In English

درمان مسافر با صبر حاصل می‌شود

درمان مسافر با صبر حاصل می‌شود

دیده‌بانان چشم بیدار کنگره هستند، کسانی که بی‌ادعا می‌بینند و می‌مانند. خورشید را نمی‌توان پنهان کرد، روی ماه نمی‌توان پرده کشید. خدمات شایان دیده‌بان‌ها برای همه‌ اعضاء کنگره۶۰ مشهود می‌باشد و ما اعضاء کنگره ۶۰ قدردان زحمات این عزیزان هستیم.

در خدمت دیده‌بان بخش همسفران، خانم آنی هستیم و شما را به خواندن این مصاحبه‌ پر از امید دعوت می‌کنیم.

خانم آنی، از این‌که در هفته‌ دیده‌بان میزبان شما هستیم، بسیار خوشحالیم و هفته‌ دیده‌بان را خدمت شما و آقای مهندس و همه‌ دیده‌بانان صمیمانه تبریک می‌گوییم.

خانم آنی خدمت‌های متعددی در کنگره داشته‌اند که از جمله‌ آن‌ها مربی تیراندازی، جایگاه راهنمایی، چندین دوره ایجنت پارک طالقانی و چندین دوره ایجنت آکادمی، دیده‌بان ورزش و در حال حاضر هم دیده‌بان بخش همسفران می‌باشند.

احساس خود را به عنوان یک عضو خانواده‌ آقای مهندس و در کنار چنین بزرگ‌مردی زندگی کردن را بیان کنید؟

باعث خوشحالی بنده است که آقای مهندس پدر بنده هستند. ان‌شاءالله که خداوند به آقای مهندس و مادرم سلامتی بدهند که بتوانیم از آموزش‌هایشان استفاده نماییم.

در ورود مسافر به کنگره چه نیازی به همراهی همسفر می‌باشد؟

مسافر و همسفر دو بال پرواز هستند. انسان‌هایی هستند که بر روی یکدیگر قرابت دارند که این می‌تواند از اعضاء خانواده‌ شخص یا از خویشان و دوستانشان باشد. آن‌هایی که خانواده دارند، در وهله‌ اول خانواده‌هایشان و آن‌هایی که از داشتن خانواده محروم بوده‌اند، قطعاً کسانی در زندگی‌شان هست که با آن‌ها قرابت دارند. افرادی که بر یکدیگر قرابت و نزدیکی دارند، به همان میزان که می‌توانند بر روی همدیگر اثر مثبت داشته باشند، به همان میزان هم می‌توانند در یکدیگر تخریب ایجاد کنند. برای همین در کنگره، حضور خانواده‌ها مهم است. اعضاء خانواده‌ یک فرد مصرف‌کننده، وقتی که آموزش درست ببینند، در وهله‌ اول خودشان به آرامش می‌رسند و در وهله‌ دوم هم می‌توانند به مسافر به شیوه‌ درست کمک کنند. آقای مهندس همیشه گفته‌اند که اگر همسفر دانش و آگاهی کافی در زمینه‌ اعتیاد مسافرش نداشته باشد، مثل همان داستان شخصی است که آتش گرفته است و اطرافیان آتش را با بیل خاموش می‌کنند که در این صورت، فرد بیشتر از سوختگی دچار کوفتگی می‌شود. همسفر وقتی وارد کنگره می‌شود، آموزش می‌بیند و جهان‌بینی یاد می‌گیرد. همسفران در ابتدای ورود به کنگره وضعیت روحی پریشانی دارند و به اندازه‌ یک مصرف‌کننده حالشان خراب است و وقتی به کنگره وصل می‌شوند و آموزش‌ها را دریافت می‌کنند، در ابتدا حال خودشان بهتر می‌شود و بعد یاد می‌گیرند که چگونه به مسافرشان کمک کنند و حضور همسفر مهم است. بعضی اوقات مسافران از این‌که همسفرشان را در کنگره با خود همراه کنند امتناع می‌کنند و نمی‌خواهند به خانواده توضیح بدهند که مصرف‌کننده هستند و ترجیح می‌دهند که بدون همسفر سفرشان را شروع کنند. در ابتدا شاید مطرح کردن این موضوع برایشان سخت باشد؛ ولی اگر بتوانند همسفر را با خودشان همراه کنند، در ادامه با یکدیگر هم‌حس می‌شوند و همدیگر را درک خواهند کرد؛ ولی اگر همسفر با مسافر همراه نشود، در مسیر درمان مسافر فاصله‌ بینشان زیاد می‌شود و زبان یکدیگر را متوجه نمی‌شوند. انگار مسافر ایتالیایی حرف می‌زند و همسفر فارسی.

در کنگره از پذیرش صحبت می‌شود، به همسفران توصیه می‌شود که مسافر خود را بپذیرند و چالش‌های مسیر درمان و زندگی را بپذیرند، شما چه راهکار و توصیه‌ای برای این‌که، این پذیرش در همسفر ایجاد شود دارید؟

رابطه‌ بین همسفر و مسافر یک دوستی ساده نیست که اگر خوششان نیاید، به‌راحتی این رابطه را قطع کنند. قطع کردن رابطه بین همسفر و مسافر کار ساده‌ای نیست. گاهی خانم‌ها تصورشان این است که مسافر غول چراغ جادو هست و باید تمام خواسته‌های همسفر و زندگی‌شان را برآورده کند. درست است که قانوناً در کشور ما وظیفه‌ مرد می‌باشد که معاش زندگی را تأمین کند؛ ولی با توجه به شرایط اقتصادی که موجود هست، اگر زن توانمند هست باید در اداره‌ امور زندگی به همسرش کمک کند. خانم آنی زمانی که با آقای مهندس ازدواج کردند، آقای مهندس دانشجو بودند. در آن زمان آقای مهندس هم کار می‌کردند و هم درس می‌خواندند و برای همین فارغ‌التحصیلی‌شان به تعویق افتاده بود. در آن زمان خانم آنی کار می‌کردند که آقای مهندس بتوانند درسشان را بخوانند و فارغ‌التحصیل شوند. در زندگی باید به این صورت باشیم که اگر توانایی داریم، به مرد خانواده کمک کنیم و بعدها هم که آقای مهندس ورشکست شدند و شرایط زندگی سخت شده بود، خانم آنی طی یک تا دو سال، شب تا صبح در بیمارستان کار می‌کردند و صبح تا ظهر در درمانگاه مشغول به کار بودند. خانم آنی کمک کردند که از شرایط و مشکلات اقتصادی گذر کنیم. آقای مهندس که درمان شدند و بدهی‌ها را پرداخت کردند و توان مالی پیدا کردند، در این صورت خانم آنی سر کار نرفتند و این زمان‌بر بود. اگر خانم‌ها صبر و حوصله داشته و کمک‌کننده باشند، خانواده حفظ می‌شود. در شرایط خوب، همه با هم خوب هستند؛ ولی مسئله این است که وقتی شرایط سخت می‌شود، آیا افراد از خودگذشتگی دارند؟ آیا تحمل می‌کنند؟ آیا می‌توانند بخشش و گذشت داشته باشند و به یکدیگر کمک کنند تا از شرایط سخت عبور کنند؟ اگر عمیقاً همدیگر را دوست داشته باشند و باور داشته باشند؛ می‌توانند به اذن خداوند از گذرگاه سخت عبور کنند و زندگی و خانواده را حفظ کنند. پذیرش در درمان مسافر هم با صبر حاصل می‌شود. صبور باشند و آموزش‌ها را دریافت کنند که ان‌شاءالله زمان گشایش و رهایی و درمان مسافر هم فرا برسد.

با همسفرانی که منتظر هستند که شرایط زندگی‌شان مساعد شود و حتماً مسافر به درمان برسد و بعد در کنگره خدمت کنند، چه صحبتی دارید؟

سفر اولی‌ها در حال آموزش هستند و ما برای آن‌که بخواهیم خدمتی انجام بدهیم، در وهله‌ اول باید آموزش ببینیم. رهجوی سفر اول در کنگره باید در ابتدا حرف‌شنوی داشته باشد و بعد از 10 ماه که آموزش‌ها را دریافت کرد و سی‌دی‌ها را نوشت، اجازه‌ خدمت به او داده می‌شود؛ اما در رابطه با سفر دومی‌ها باید گفت، انسان است و اختیارش؛ هستند همسفرانی که مسافرشان برگشت می‌خورند یا سفر را رها می‌کنند که در این صورت همسفر دلسرد می‌شود و به کنگره نمی‌آید؛ ولی یک سری از همسفران با این‌که در این شرایط قرار می‌گیرند و حالشان گرفته می‌شود و غمگین و ناراحت می‌شوند؛ اما پافشاری می‌کنند و به آموزش‌هایشان ادامه می‌دهند و خدمت می‌کنند تا مسیر برایشان هموار شود. این مسیر به انتخاب شخص بستگی دارد که پیگیر کار باشد یا قهر کند و کنگره را ترک کند.

از نگاه شما ورزش و درمان اضافه‌وزن چگونه می‌تواند به همسفران کمک کند؟

آقای مهندس مرتب در سی‌دی‌ها بیان می‌کنند که ورزش باعث می‌شود که عملکرد عضلات بهتر شود و سیستم شبه‌افیونی بهتر ترشح می‌شود، اعتمادبه‌نفس شخص بالا می‌رود. اضافه‌وزن مسائل و مشکلات زیادی برای فرد به‌وجود می‌آورد که از جمله فشار به زانوها، ماهیچه‌ها و قلب و تمام ارگان‌ها و ...؛ زمانی که به وزن ایده‌آل برسند، این فشار از روی انسان برداشته خواهد شد.

در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» مصرف‌کننده به درخت پوسیده تشبیه شده، آیا یک همسفر را هم می‌توان به درخت پوسیده تشبیه کرد؟

بله وقتی یک همسفر سال‌ها در کنار یک شخص مصرف‌کننده قرار گرفته و در کوهی از مشکلات بوده و حس‌های منفی مثل تنفر، خشم، بیزاری، نفرت و ... این همسفر عیناً تباه شده است. مشخصاً در این کتاب، درخت پوسیده به انسان مصرف‌کننده اطلاق داده شده است که درگیر بیماری اعتیاد می‌باشد؛ ولی این را می‌توان به یک همسفر هم نسبت داد.

شما جایگاه پهلوانی را در کنگره کسب کرده‌اید، در این رابطه هم لطفاً توضیحاتی بدهید؟

تجربه جایگاه پهلوانی حس بسیار خوبی دارد. آدم‌ها در هر جایگاهی که باشند، به یکدیگر نیاز دارند. هر انسانی که توان مالی دارد؛ باید این را بر خود وظیفه بداند که به انسان‌ها کمک کند و زکات اموالش را بدهد. کمک در کنگره هم حتماً خشتی و آجری می‌شود برای این‌که افراد بیایند و درمان شوند.

قدردانی از جایگاه‌ها چه تأثیری بر روی خود فرد و روی سیستم کنگره دارد؟

هفته‌ دیده‌بان برای این نیست که از دیده‌بان‌ها قدردانی شود. هدف از برگزاری هفته‌ دیده‌بان این است که کل ساختار کنگره با دیده‌بانان آشنا شوند. برای مثال: اگر وظایف و ساختار دیده‌بانی برای اعضاء کنگره مشخص نباشد، در آن صورت اعضاء هم حرف‌شنوی از دیده‌بانان نخواهند داشت. همین‌طور هفته‌ دیده‌بان برای ما نحوه‌ شکل‌گیری کنگره را بیان می‌کند. به اعضاء یادآوری می‌شود که کنگره چه قدر چالش، سختی و مشکلات را پشت سر گذاشته است که الان با تفکر آقای مهندس به این صورت قوی و مستقل شده است.

شما همیشه در کنار آقای مهندس هستید و آموزش می‌گیرید، بارزترین صفت آقای مهندس را برایمان بیان می‌کنید؟

بنده آقای مهندس را به عنوان استاد خیلی دوستشان دارم و به عنوان پدر هم بسیار دوستشان دارم و از خداوند می‌خواهم که حافظ و نگه‌دارشان باشد و در سلامت باشند که وجودشان برای کمک به انسان‌ها و آموزش انسان‌ها مهم می‌باشد. بارزترین صفتی که دارند این است که هرگز از کسی کینه به دل نمی‌گیرند، خیلی با محبت هستند و واقعاً انسان‌ها را دوست دارند. گذشت، محبت و بخشش هم بسیار دارند؛ ولی این صفتشان که هرگز کینه‌ای بر دل نمی‌گیرند، آن‌قدر برای خودم هم جالب است که خیلی دوست دارم بنده هم به نقطه‌ای برسم که بر این منش آقای مهندس شباهت پیدا کنم.

در رابطه با این سؤالات لطفاً پاسخ مختصری بدهید؟

زیباترین جمله‌ کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» برای شما:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.

تأثیر وادی چهاردهم بر روی شما:

من در همه‌ این سال‌ها بارها وادی‌ها را خوانده‌ام؛ ولی نمی‌توانم بگویم که وادی ۱۴ را کامل درک کرده‌ام. امیدوارم در حد توانم به محبت وادی چهاردهم نزدیک شوم.

یک پیام برای همسفران و مسافران سفر اول:

حرف راهنما را گوش دهند، مرتب و به‌موقع در جلسات حضور داشته باشند و سی‌دی‌ها را بنویسند، دوباره تأکید می‌کنم که حرف راهنما را گوش دهند. مطالبی را که یاد می‌گیرند، سعی کنند در زندگی پیاده کنند و عملی کنند تا به امید خدا به درمان و رهایی رسیده و وارد سفر دوم شوند.

یک کلام تأثیرگذار از دکتر امین بر شما:

مهم نیست که مانند یک ستاره بدرخشی، مهم این است که کمک کنی تا دیگران هم همچون ستارگان بدرخشند.

خواسته‌ قلبی شما برای کنگره:

بیشمار انسان‌ها در این سیستم خدمت می‌کنند، اعم از راهنمایان، ایجنت‌ها، مرزبان‌ها، مسئولین OT، اعضاء سایت و ...؛ ان‌شاءالله همگی خدمتگزاران در راه درست حرکت کنیم تا این سیستم پابرجا باشد و انسان‌های بیشماری بیایند و به درمان برسند.

حس و حال امروزتان در شعبه رودکی:

حس بسیار خوبی دارم و خوشحالم که امروز در نمایندگی رودکی و در کنار شما عزیزان بودم.

برای سخن پایانی هر آنچه که لازم است بفرمایید؟

ان‌شاءالله که این امکان برای نمایندگی رودکی فراهم شود که یک بنا برای خودشان از کنگره داشته باشند.

از طرف اعضاء نمایندگی رودکی، هفته‌ دیده‌بان را خدمت خانم آنی کماندار تبریک می‌گوییم و قدردان زحماتشان هستیم. سپاسگزاریم از خانم آنی بابت زمانی که برای مصاحبه گذاشته‌اند.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون یازدهم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر مریم
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .