سومین جلسه از دوره جشنهای کنگره60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی کاشان، با استادی دیدهبان محترم علیرضا زرکش و نگهبانی ایجنت محترم حسین و دبیری راهنمای محترم احمد با دستور جلسه "جشن هفته دیدهبان" سهشنبه 3 شهریورماه 1405 رأس ساعت 16:15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر، خیلی خوشبختم که در خدمت شما بزرگواران هستم. دستور جلسه چیه؟ هفته دیدهبان، اولین سال هست که شما این دستور جلسه را پشت سر گذاشته و روی آن حرکت میکنید. برای من خیلی جالب بود از این شانزده دیدهبانی که داریم، هنگامی که آقای خدامی مشخص کرد چه دیدهبانی به کدام نمایندگی برود، هنگامی که به لیست خودم نگاه کردم، دیدم کاشان در لیست من هست، هنگامی که پرسیدم از دیدهبانان کدام یک تاکنون به این نمایندگی آمدهاند پاسخ دادند، شما و آقای خدامی.
جلسه اول است که راجعبه این موضوع صحبت میکنیم، هیچ چیز بیحکمت نیست، شاید آن ارتباط حسی من با کاشان است که شما باید درک کنید تا بفهمید چه میگویم. خیلی دوست دارم این قضیه را برای شما روشن کنم، چون برای بار اول است که این موضوع را تجربه میکنید. این که ایجنت و مرزبانان میگویند لباس تمیز بپوش، مرتب باش، مشارکت کن، پاکتی درست کن و در آن پول بگذار و دلنوشته هم بنویس علت آن چیست؟
اگر ما علت آن را فهم و درک نکنيم، آن کار را سخت انجام میدهیم و چون علت آن را نمیدانیم انجامش سخت است. اگر ما علت کاری را نفهمیم و درک نکنیم، آن کار را سخت انجام میدهیم، سخت راه میرویم، سخت جواب میدهیم، چون علت آن را نمیدانیم. وقتی وارد کنگره میشویم، اگر به ما نگویند چرا باید سیدی بنویسیم، سیدی نوشتن برای ما سخت است، برای اینکه در کنگره مفهوم چیزی را درک کنیم، دستور جلسه وجود دارد، هنگامی که درباره دستور جلسه صحبت میکنیم به آگاهی میرسیم، ولی هنوز آن را نفهمیدهایم، اگر هم فهمیده باشیم درک نکردهایم.
چه کسی میتواند پیام رهایی دهد؟ کسی که آن را درک کرده، کسی درک کرده است که یازده ماه سفر کند، گل رهایی بگیرد و یکسال هم از رهایی او گذشته باشد، او میتواند بگوید من به رهایی رسیدهام. ما باید بفهمیم به کجا آمده ایم و داریم چه میکنیم. ساختار کنگره60 چه شکلی است؟ ساختار کنگره یک نگهبان دارد، به نام مهندس حسین دژاکام که بنیان گذار روشDST هستند.
ما در کنگره چه می کنیم؟ ما در کنگره میآییم که سفر کنیم، به فرمان قطع مواد مخدر و رهایی برسیم. یک چیزی همه ما را این جا دور هم جمع کرده است، ما آمدهایم که این جا برای ما اتفاقی بیافتد، اما نمیدانیم آن اتفاق چیست، اما دیدهایم کسانی به کنگره60 آمدهاند و حالشان خوب شده است. به کنگره60 میآییم که به فرمان قطع مواد مخدر برسیم، یعنی از یک مبدأ حرکت میکنیم تا به یک مقصدی سالم برسیم. امر مشخص است، امر رهایی است، ولی ما باید این مسیر را طی کنیم، این مسیر باید مسیری باشد که ما را صحیح و سالم به مقصد برساند؛ مسیری میتواند انسانها را سالم به مقصد برساند که بر اساس یکسری قوانین برنامهریزی شده باشد.
یک مسافر و یک همسفر وقتی به کنگره60 میآیند، اولین چیزی که به آنها میگویند، این است که اول باید قوانین و حرمتهای کنگره60 را رعايت کنی، برای چه؟ برای اینکه سالم به فرمان قطع مواد مخدر برسی. این قانون را قانونگذاران میگذارند و آنان کسانی هستند که شال سفید دارند که به آنها دیدهبان میگویند. دیدهبانان موظف هستند، به قانونی که گذاشتهاند، سر بزنند، در طول سال غیر رسمی و در هفته دیدهبان به شکل رسمی این کار انجام میشود. امروز آمدهام به قوانینی که در کنگره60 وضع شده است، سر بزنم، آیا حریم و حرمتها حفظ میشود؟ آیا سیستم صوتی خوب کار میکند؟ آیا مسافر و همسفر در کار هم دخالت نمیکنند؟ نشریات چطوری است؟ آیا ایمنی رعایت میشود؟ و خیلی از مسائل دیگر. اگر هر کدام از شما در کنگره60 سالم و سلامت و در احترام کامل درحال حرکت هستید، مرهون همین قوانینی است که دیدهبانان آن را وضع میکنند. دیدهبانان کسانی هستند که در کنگره در حال سفر هستند، اما با رهجو فرق دارند، دیدهبان خیلی چیزها را میداند، دیگر رهجو نیست، رهپو است، یعنی در این راه درحال حرکت است و قضيه کاملا متفاوت است، برای دیدهبان یکسری اصولی تعریف شده است.
شما که بهعنوان یک سفر اولی یا همسفر در این مسیر حرکت میکنید، برای شما قوانینی وضع شده است که باید آن را یاد بگیرید. زمانی که یک همسفر شدی، درست است که خیلی بیمهری دیدی، اما در دوران سفر اول نمیتوانی مهرت را از مسافر دریغ کنی، باید او را در آغوش بگیری، اگر میخواهی تغییرات ایجاد شود. یک سفر اولی باید سفر کند، کسی که شال میاندازد باید خدمت کند، باید روی روان خودش کار کند. شالها و رنگهایی که در کنگره60 داریم، میتواند ما را از نقطهای به نقطه دیگر حرکت دهد.
دیدهبانان از دانایی به دانایی مؤثر حرکت میکنند، دیدهبان باید دارای منشی باشد که هنگامی که او را نگاه میکنند از او یاد بگیرند یا به شکلی حرکت کند که موجب تفکر دیگران شود، که دانایی مؤثر است. مسیری که ما در کنگره60 داریم، کاملا تعریف شده است، کنگره60 میکوشد تا ارتباط به وجود آورد، حتی به زور هم که شده است باید در این ارتباط قرار بگیریم.

شما باید همه امروز به من نه بهعنوان علیرضا، بلکه بهعنوان قانون به من پاکت بدهید، شما وقتی که این کار را انجام میدهید با قانون ارتباط برقرار میکنید. مبلغی که در پاکت میگذارید مهم نیست، مهم این است که اسم بنویسی، دلنوشته بنویسی، اگر دیدهبان را از نزدیک میشناسی دو خصوصیت او را بنویسی.
ما باید یاد بگیریم که ارتباط خود را با جهان هستی بر قرار کنیم، شما امروز قوانین کنگره60 را یاد میگیرید که وقتی تولد همسفرم است به او پاکت بدهم، اگر همکارم برای من کار خوبی انجام داد به او پاکت بدهم، اگر متوجه نباشم، همان انسانی هستم که متوجه نبود به دنیا میآید و همان گونه دنیا را ترک میکند، به عبارتی همان آقایی که به دنیا آمدی همان آقا از دنیا میروی که خیلی سخت است. میگویی مرا بفرست روی زمین و به من وقت بده که بازی کنم، سوت میزنه میروی بیرون وقتی تصویر خودت را میبینی میگویی، چرا من لایی خوردم، چرا دوباره مواد مصرف کردم، چرا حواسم پرت بود، قرار بود که من سرفراز باشم، چرا حقیر شدم، قرار بود من وارد نور شوم، چرا در ظلمت فرو رفتم، قرار بود عشق داشته باشم چرا کافر شدم، چرا نفرت تمام وجودم را گرفته است؟
ما به معرفت نیاز داریم، اگر معرفت و شناخت نداشته باشیم، نمیتوانیم عمل سالم انجام دهیم. معرفت را از عقل کنگره60 کسب میکنیم که همان سیدیهایی است که مینویسیم، اگر سیدیها را با حواس جمع بنویسیم، ممکن است فراموش کنیم، اما جایی که نیاز داشته باشیم به یاد ما میآید. اینجا، نوبت من علیرضا است، باید قانون را رعایت کنم، باید عمل سالم انجام بدهم. معرفت را با دانشی که در کنگره است، کسب میکنیم، معرفتی کاربردی که در هیچ دانشگاهی نمیتوانی کسب کنی، این را بهخاطر این میگویم که اگر در بیرون مصرف کنندهای را دیدید خجالت نکشید من هم شوهرم مصرف کننده بود به کنگره رفت و خوب شد.
ما در کنگره60 صاحب قدرت میشویم، زمانی از مصرفکننده بودن باید خجالت بکشیم که چارهای نداریم، اصلا نمیفهمیم که اعتیاد چیست، شاید اگر بفهمیم سرطان چیست، شاید خجالت بکشیم که بگوییم سرطان داریم ولی اگر بفهمیم که اعتیاد چیست، با قدرت میگوییم که مصرفکننده موادمخدر بودم و به درمان رسیدم.
می دانید درمان اعتیاد یعنی چی؟ چه تواناییهایی برای مسافر و همسفر به همراه میآورد؟ میدانید پنهان کردن رهایی یعنی چه؟ شما شعبه تازه تأسیس هستید، خیلیها برای این شعبه زحمت کشیدند مانند تاریخ کنگره60 که سی سال از آن میگذرد. هیچ کس برای کنگره60 کاری نکرده، همه در کنگره60 برای خودشان کار میکنند، یک نفر برای کنگره کار کرده است و آن هم آقای مهندس دژاکام است. دیدهبان، ایجنت، راهنما و حتی تو برای خودت کار میکنی. ما در کنگره روزی میخوریم، اگر کنگره را درک کنیم، قضیه کاملا متفاوت است. دیگر خجالت نمیکشیدم که بگوییم در کنگره60 آموزش میبینیم، عقل ما نمیرسد که نمیرسد، هیچ کس دستش به سرش نمیرسد، اگر ما با عقل کار میکردیم شرایط زندگی ما کاملا متفاوت بود.
وقتی در کنگره60 به فرمان حرکت میکنیم، به فرمان عقل نزدیک میشویم، فرقی نمیکند که بالا شهر باشیم یا پایین شهر، تهران خانه داریم یا نداریم، ویلا داریم یا نداریم، اصلا مهم نیست، مهم این است که در دل شما چه خبر است، در کجای دنیا هستی این را حساب و کتاب میکنی، هنگامی که در سفر اول در کنگره رها شدیم تازه از ظلمت به طرف نور حرکت میکنیم، برای اینکه از ظلمت به طرف نور حرکت بکنیم باید مسیرهایی را طی کنیم، باید از حقارت به سرفرازی طی کنیم، میدانید حقیر چه کسی است؟ حقیر کسی است که فقط به خودش و خانوادهاش فکر میکند، به یک نفر خدمت میکند. سرفراز چه کسی است؟ کسی که به جمع خدمت میکند و این یک جایگاه است، یک سفر است، نفرت و عشق هم همین طور، از نادانی به دانایی هم همین طور، گویا انسانها آمدهاند که در این پلهها حرکت کنند و این بستر در کنگره60 برای شما فراهم است.
درنهایت آن چیزی که نان را در کف ماهیتابه میگرداند و آن را جمع میکند و اجازه میدهد که شما بخورید و از طعم آن لذت ببرید یک چیز است و آن باور است. تمام انسانها مزه شیرینی را متوجه میشوند، شیرینی را متوجه نمیشوند، ادای عشق را درمیآورند، هیچ کدام عاشق نیستند، هیچ کدام با محبت نیستند. برای این که صفت بخشش را با خود همراه کنیم؛ بخشش یعنی بخشش از ماده و مادیات، چه بفهمیم چه نفهمیم، این قانون کائنات است، باید ما قسمتی از مال خود را در اختیار دیگران قرار دهیم تا در آن قسمتی که در مال هست بتوانند زندگی کنند، چون ما نیاز داریم خلع دیگران را پر کنیم تا دیگران نیز خلع ما را پر کنند، در غیر این صورت فقط میگوییم شیرینی شیرین است. سعی کنید سفرهای دیگر را هم در کنگره60 تجربه کنید.
به افتخار خودتان دست بزنید.

و درادامه تقدیر از دیدهبان محترم آقای زرکش
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ و ویراستاری: مسافر مرتضی و مسافر حمید لژیون یکم
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
74