English Version
This Site Is Available In English

تمام جایگاه‌ها در کنگره ۶۰ مثل چرخ دنده های یک ساعت هستند

تمام جایگاه‌ها در کنگره ۶۰ مثل  چرخ دنده های یک ساعت هستند

جلسه‌ نهم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر سهراب ، نگهبانی مسافر مسعود ، و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه « هفته دیدبان » یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، سهراب هستم، یک مسافر.

هفته دیدبان را به تمام عزیزانی که الان حضور دارند و کسانی که عزمشان را جزم می‌کنند تا ان‌شاءالله روز سه‌شنبه برای جشن حضور پیدا کنند، تبریک می‌گویم.

ما در سال فقط یک بار اجازه داریم از دیدبان‌ها قدردانی کنیم. یعنی یک دیدبان سیصد و شصت و پنج روز برای یک رهجو، حتی در جایی دور، خدمت می‌کند؛ ولی ما فقط یک روز اجازه داریم به رسم کنگره از ایشان قدردانی کنیم و آن روز، روز سه‌شنبه است.

حالا دیدبان کیست؟

دیدبان عضو یک گروه چهارده‌نفره است؛ حالا یکی بالاتر، یکی کمتر، اما در مجموع عضو یک گروه هستند که قانون‌گذاری و کنترل قوانین در شعب را بررسی می‌کنند و دیدبانی انجام می‌دهند. مدام این مسیر، مثلاً از تهران تا اینجا، طی می‌شود تا شعبه پویایی داشته باشد، بتواند خروجی و درمان داشته باشد و راهنما تولید کند.

من این روز را در اصل به جناب مهندس، به دیدبان‌های بزرگوارمان و به دیدبان شعبه خودمان، آقا رضا ترابخانی، تبریک می‌گویم که فکر می‌کنم روز سه‌شنبه حضور پیدا می‌کنند.

و من، به عنوان یک رهجو، به عنوان کسی که در این شعبه درمان شدم، باید روز سه‌شنبه با تمام توان در این روز حضور پیدا کنم؛ با ظاهری آراسته، با پاکت، دل‌نوشته و با شور و اشتیاق.

چرا؟ چون اگر این روز را گرامی بدارم و شادباش بگویم برای کسی، برای یک بزرگ‌تر و پیشکسوت، قطعاً این قدردانی برای من هم انجام می‌پذیرد.

یعنی من این روز را انتقال می‌دهم و کل هستی و طبیعت این حس را به من انتقال می‌دهد.

و این یک چرخه در طبیعت و هستی است که توأم با آموزش است؛ یعنی من این کار را انجام می‌دهم، یاد می‌گیرم، و بقیه هم این کار را برای من انجام می‌دهند تا باز هم یاد بگیرم و پی ببرم که یک نیروی عظیم دارد این چرخه را کنترل می‌کند و این حس را در آن می‌تاباند تا بتوانیم با هم زندگی کنیم و دست یک نفر را بگیریم تا او هم درمان شود.

این امانتی که دستمان است، همان‌طور که در صحبت‌های جشن هم گفته شد، یک امانت است. آقای ترابخانی همیشه می‌گوید: تمام چیزی که الان دست من است، حتی این حس خوبی که الان دارم، به واسطه یک روز، ده روز، یک سال یا ده سال آمدن، یک امانت است.

اگر جایگاهی دارم، یک امانت است.  

اگر چیزی از کنگره دریافت کردم، اگر علمی را دریافت کردم، این در دست من امانت است.  

اگر رها کنم و بروم و نفهمم از کجا آمده و چه کسی آن را به من داده، این خاک می‌شود و آثارش هم از بین می‌رود ولی اگر این امانت را همان‌طور که گرفته‌ام، در اختیار دیگران بگذارم؛ از کوچک‌ترین حس گرفته تا جایگاه‌ها، آموزش‌ها، نوشتارها و چیزهایی که یاد گرفته‌ام، و بتوانم آن‌ها را انتقال بدهم و در کنار یاد دادن، دوباره آموزش بگیرم و این ظرفیت را در خودم بیشتر کنم، من دقیقاً در وسط این چرخه قرار دارم.

چند وقت پیش یکی از بچه‌های سفر اولی در لژیونم مثال خیلی قشنگی دربارهٔ همین بحث چرخه و این‌که منِ سهراب در این گوشه از کنگرهٔ ۶۰ چه‌کاره هستم، زد. او در صحبتش می‌گفت تمام جایگاه‌ها در کنگرهٔ ۶۰ مثل چرخ‌دنده‌های یک ساعت هستند.

می‌گفت این‌طور نیست که یک چرخ‌دنده، چون مثلاً از جنس برنج است، از چرخ‌دنده‌ای که از جنس آهن است بهتر باشد. اگر در این میان یکی درست درگیر نشود یا یکی روغن روان‌کنندهٔ کافی نداشته باشد، بقیهٔ چرخ‌دنده‌ها هم هرچقدر ارزش مالی بالایی داشته باشند، باز هم از کار می‌افتند.

ما هم همین‌طور هستیم. اگر منِ سهراب این حس را در خودم ایجاد نکنم، این ظرفیت را در خودم به وجود نیاورم و آن آرامش و درمان را، حتی به سختی، در خودم اجرا نکنم و به دست نیاورم، مثل یکی از همین چرخ‌دنده‌ها می‌شوم و اثر خودم را می‌گذارم.

پس ان‌شاءالله روز سه‌شنبه همه با تمام توان شرکت می‌کنیم و اول وقت اینجا حاضر می‌شویم؛ چون هرچه زودتر بهتر، و هرکس به اندازهٔ تلاش و حضورش دریافت می‌کند.

مرسی از این‌که به صحبت‌هایم گوش دادید.

در ادامه رهایی دوستان از بند مواد و نیکوتین 

گروه سایت نمایندگی اروند آبادان 

تایپ: مسافر رضا لژیون پنجم     عکاس: مسافر علی لژیون پنجم       ارسال مطلب: مسافر امین مرزبان خبری 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .