جلسه دوم دوره سی و هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر محمد حسن ، نگهبانی مسافر ولید ، و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» پنج شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدحسن هستم، یک مسافر.
دستور جلسه، وادی ششم است: حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنیم.
چیزی که من حالا برای درمان انتخاب کردهام، فقط کنگره ۶۰ است. خودم، محمدحسن، زمانی که مصرفکننده بودم، تمام راهها را رفتم. تنها جایی که دیدم شفافیت دارد و درمانش قطعی است، چه برای درمان مواد، چه برای درمان سیگار و از همه مهمتر درمان جهانبینی، فقط کنگره ۶۰ بود.
آموزشهایی که در لژیون دیدم، راهنمایم آقا محمود به من یاد داد. ایشان درست مصرف کردن را به من آموزش دادند. همان فرمان عقل که به من میگفت: زمان مناسب، داروی مناسب، بهترین چیزی بود برای درمان و توانست به من کمک کند. همان روش DST.
این جلسه هم مربوط به لژیون سردار است و ما هم که همه در سالن نشستهایم، به برکت وجود آقای مهندس، دیدبانهای محترم و لژیون سردار است.
من وقتی رها شدم، میتوانستم از کنگره ۶۰ بروم، ولی وادیای که در ذهن من بود، بخشش بود. یاد گرفتم، نشستم و تفکر کردم. دیدم دیگران کاشتند و من برداشت کردم؛ الان موقعی است که من بکارم. برای همین گفتم اینجا خدمتگزار باشم، خدمت نیروی انسانی انجام بدهم، تلاش کنم برای راهنما شدن، نیروی علمی در کنگره را در خودم تقویت کنم و از همه مهمتر، نیروی مالی را بتوانم در خودم پرورش بدهم.
من همیشه در لژیون سردار میگویم: اگر پهلوان شدم، برای خودم پهلوان شدم. سعی کردم در لژیون سردار، بخشش را یاد بگیرم.
آن روز که لژیون سردار داشتیم، مسافران محبت کرده بودند و آمده بودند. آقای زرکش صحبتی کردند و گفتند که یک روز از آقای مهندس پرسیدند: «آقا، این پولهای لژیون سردار کجا میرود؟» آقای مهندس گفته بودند: «این بچههایی که در این سالن بازی میکنند، بر اساس همین لژیون سردار است. همسفرهای محترمی که روی صندلیها نشستهاند، بر اساس لژیون سردار است. مسافرانی که نشستهاند و دارند درمان میشوند، به برکت آموزشهای لژیون سردار است.»
خیلیها قرار بود در این جمع نباشند، خیلیها قرار بود جدا شوند. مهم این است که من یک وقت رو برنگردانم و نگویم: «من رها شدم، تمام شد، رفت؛ بروم دنبال کار و زندگیام.» ما خیلی خواستهها از خداوند داریم. حواسم، منِ محمدحسن، باید باشد که طبق خواستههای دیگری هم که از خداوند دارم، خداوندم همانطور که درمان قطعی مواد را به من داد، زندگیام را حفظ کرد، سلامتیام را به من برگرداند و باعث شد اطرافیانم من را قبول داشته باشند و بتوانم خدمتگزار باشم، اگر خواسته دیگری هم از خداوند داشتم، بتوانم آن را از هستی بگیرم.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
گروه سایت نمایندگی اروند آبادان
تایپ: مسافر رضا لژیون پنجم عکاس: مسافر علی لژیون پنجم ارسال مطلب: مسافر امین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
142