English Version
This Site Is Available In English

طلوعِ یک باور

طلوعِ یک باور

همسفر فریبا: 

به نام قدرت مطلق الله. وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم؛ یادم هست که جلسه دومِ مسافرم بود، به من هیچ اصراری نداشت که همراهش باشم، ولی طوری تعریف می‌کرد که دوست داشت همراهش به کنگره بروم. از حس‌وحالِ آن‌جایی که نمی‌دانستم کجاست، ولی احساس می‌کردم به من آرامش می‌دهد، برایم می‌گفت. بالاخره دلم را به دریا زدم و با خودم گفتم: برای یک بار هم که شده می‌روم، خوشم نیامد دیگر نمی‌روم؛ ترس از اینکه چه برخوردی با من خواهند داشت و اصلاً به چه صورت، من سرِ صحبت را آن‌جا باز کنم. با هزار امید وارد شعبه الوند شدم، دلم روشن بود که من اینجا به آرامش و به حال خوب می‌رسم. با استرس وارد حیاط که شدم، یک خانم با شال زرد که انگار چند سالی است با من آشنا است، من را در آغوش کشید، و به من خوش‌آمد گفت و تا داخل سالن راهنمایی‌ام کرد. متوجه شدم هر کسی که وارد سالن می‌شود برای شروع جلسه روی صندلی می‌نشیند؛ من هم یک صندلی را انتخاب کردم و بر روی آن نشستم. بعد از اتمام جلسه، متعجب به تمام خانم‌ها نگاه می‌کردم، که چرا دوباره برای خودشان جای دیگری را انتخاب می‌کنند، برای نشستن و دور هم جمع می شوند؛ پیش خودم گفتم مگر جلسه تمام نشده است.

رفتم کنار همان خانمی که شال زرد داشت،و هنگام ورود راهنمایی‌ام کرد و بعد متوجه شدم که به ایشان «مرزبان» می‌گویند. از ایشان پرسیدم: بنده می‌توانم بروم؟ پرسید: کجا؟ جلسه هنوز تمام نشده است عزیزم، گفتم: پس همه رفتند به یک طرف دیگر و استاد هم تشکر کرد. ایشان من را به یک خانم که شال سبز داشت معرفی کرد و به ایشان گفت که این خانم تازه‌وارد هستند، و لطفاً ایشان راهنمایی‌ کنید.خانم معصومه تمام قوانین این مکان مقدس را برایم توضیح دادند، که بعد از پایان جلسه، هر رهجو با راهنمای خودش، جلسه دارد و به من توضیح دادند که آن راهنما را باید دلی انتخاب کنیم، برایم جالب شد و سخت. برای من که حتی با آنها آشنایی نداشتم چگونه دلی انتخاب کنم؟ روزی که قرار شد راهنما انتخاب کنم، یک خانم آرام، استاد جلسه بودند که واقعاً به دلم نشست؛ آن استاد خانم سمیه بودند، و این گونه شد که خانم سمیه شدند، راهنما و همراه من در این مسیر سخت و ناهموار. دلم روشن است، به امید خدا و کمک راهنمایان و آقای مهندس، من و مسافرم، این سفر را به خوبی طی خواهیم کرد.به امید آن روز. 

نویسنده: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون یکم)
ویرایش: رابط خبری همسفر بهار رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .