جلسه سوم از دور دوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 با استادی دیدهبان محترم مسافر محمد صادق، نگهبانی ایجنت محترم مسافر امیر و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه «جشن دیدهبان» پنجشنبه 5 شهریور ساعت 16 آغاز به کار کرذ.
سخنان استاد:
خداوند را شکر و سپاسگزارم که امسال نیز این لیاقت و توفیق را داشتم که بتوانم در این هفته در خدمت شما عزیزان باشم. امیدوارم مانند سالهای گذشته، جلسه خوبی در کنار یکدیگر داشته باشیم و از حضور و وجود یکدیگر لذت ببریم.یکی از چیزهایی که از دیدنش لذت میبرم، بشاش بودن چهرهها و شادابی اعضای کنگره ۶۰ است. وقتی به جمع اعضای کنگره نگاه میکنید، دنبال یک انسان مصرفکننده میگردید، اما چنین فردی را نمیبینید؛ در حالی که بسیاری از همین عزیزانی که امروز در اینجا نشستهاند، زمانی مصرفکننده بودهاند. شاید در میان جمع آقایان، فقط چند نفر همسفر باشند و بیشتر افراد، روزی مصرفکننده بودهاند. اگر کسی از بیرون وارد شود، شاید باورش سخت باشد و بگوید: «اینها مصرفکننده بودهاند؟» و شاید حتی بگوید بروید دنبال زندگیتان، چون اصلاً نمیدانید مصرفکننده چه کسی بوده است.

این موضوع، یکی از نشانههای روش صحیح درمان است؛ اینکه بچهها به جایگاه میرسند، از زندگی و حضور خود در جامعه لذت میبرند و دیگران نیز از بودن در کنار آنها لذت می برند، وقتی روش درست باشد، باید چنین اتفاقی بیفتد. این، یکی از نشانههای روش درمانی درست است. بسیاری از مشکلات ما برطرف شده است، هرچند بسیاری از مشکلات هنوز وجود دارد؛ اما این موضوع باعث نمیشود که ما کدر شویم، افسرده شویم یا قید همه چیز را بزنیم و بگوییم زندگی خوب نیست.ممکن است اوضاع مالی خراب باشد؛ این شرایط برای همه وجود دارد. اما ما خیلی راحت به جلسات میآییم، در کنار یکدیگر مینشینیم و حداقل در همین چند ساعتی که اینجا هستیم، انرژی میگیریم و سپس این انرژی را در جامعه صرف میکنیم.این خودش یعنی یک جهانبینی بزرگ؛ یعنی آموزشی که راهنماها به ما دادهاند و ما آن را اجرا میکنیم.
همیشه این کار را انجام دادهام و خواهم داد و تا ابد از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان سپاسگزاری خواهم کرد؛ از سرکار خانم انی، آقای دکتر امین، سرکار خانم کماندار و سرکار خانم شانی که صبورانه در کنار آقای مهندس ماندند تا ایشان بتوانند در کنگره ۶۰ حضور داشته باشند و ما بتوانیم از تفکر و اندیشه ایشان استفاده کنیم.به نظر من، یک بخش از کار، خود تفکر آقای مهندس است و بخش دیگر، ساختاری است که ما بیشتر از طریق آن از تفکر ایشان استفاده میکنیم. شاید بسیاری از ما آقای مهندس را دو هفته یکبار، سه هفته یکبار یا حتی ماهی یکبار ببینیم؛ اما هر چهارشنبه سیدیها ارائه میشوند، برنامهها وجود دارند و ما از آنها استفاده میکنیماین یعنی حضور یک شخص، حتی اگر او را نبینیم، کاملاً مشخص است. روش درمان و شرایطی که امروز بچهها در مسیر درمان تجربه میکنند، نشان میدهد که حضور آن شخص در همه جا وجود دارد و این انسان به همه انسانهایی که نیازمند هستند کمک میکند.انشاءالله بتوانیم همه شاگردان خوبی برای کنگره ۶۰ باشیم و این روش و این مسیر را ترویج کنیم؛ مسیر انسان بودن را ترویج کنیم تا دیگران نیز متوجه شوند و بتوانند انسانهای بهتری باشند، در زندگی بهتر عمل کنند و با رضایتمندی بیشتری به زندگی ادامه دهندامروز رضایتمندی ما در کنگره ۶۰ بسیار بسیار بالاست.
.jpg)
نگاهی به گذشته کنگره ۶۰
در مورد هفته دیدهبان، جناب آقای مهندس در گذشته فرمودند که از مسائلی که در گذشته در کنگره ۶۰ داشتیم صحبت کنیم. من خیلی به این موضوع فکر کردم و دیدم چیز خیلی سختی به ما نگذشته استدرست است که شاید شرایط مثل امروز نبوده و روش درمان به این کاملی نبوده است؛ روش درمان به صورت تدریجی شکل گرفته و در مسیر، تغییرات زیادی انجام شده است
اگر بخواهیم مثالی بزنیم، فرض کنید زمانی یک جاده داشتیم که از تهران به تبریز میرفتیم. امروز نیز همان مسیر تهران به تبریز را طی میکنیم، اما دیگر آن جاده خاکی نیست؛ بلکه یک اتوبان ششبانده است که گاردریل دارد.من سال گذشته هم گفتم که گاردریلهای این اتوبان برای من شبیه لژیونهای انضباطی هستند که مراقب ما هستند تابلوهایی وجود داردکه به ما میگویند اینجا سرعت را کمتر کن، اینجا کمی آزادتر هستی، اینجا مواظب باش، اینجا پیچ خطرناک است، اگر شب حرکت میکنی بیشتر مراقب باش، ممکن است حیوانات از جاده عبور کنند و موارد بسیار دیگری که برای حفظ سلامت ما وجود داردهمه اینها برای چیست؟ برای اینکه ما سالم به مقصد برسیم
کنگره ۶۰ به شکلی که امروز میبینیم، از ابتدا وجود نداشت زمانی حتی شرایطی وجود داشت که شاید باور کردن آن برای شما سخت باشد. در آن سالها، راهنما از رهجو یک بسته سیگار وینستون میگرفت و سپس به او برنامه میداد. شاید باورش برای شما سخت باشد، اما من خودم این شرایط را میدیدم. حتی گاهی بسته سیگار را ابتدا از رهجو میگرفت و سپس در همان پلههای آکادمی به او برنامه میدادکنگره ۶۰ اینگونه بوده استما کاری به مدل کار کردن آن افراد نداریم. آنها نیز برای خودشان زحمت کشیدند. همان انسانهایی که در آن روزها در کنگره حضور داشتند، پرچم را تا یک نقطه جلو آوردند و سپس آن را به دست افراد بعدی سپردند امروز همه ما که اینجا نشستهایم، پرچمداران کنگره ۶۰ هستیم و کمک میکنیم این مسیر پیش برود
از نداشتههای گذشته تا داشتههای امروز
از نداشتههای گذشته میخواهم بگویم. زمانی که در سالهای ۸۰ یا ۸۱ وارد کنگره شدم، خیلی چیزها داشتیم و خیلی چیزها را هم نداشتیم شاید پول نداشتیم، شاید جایگاه اجتماعی نداشتیم، شاید اعتبار نداشتیم. گاهی مسائلی پیش میآمد که شرایط را برای ادامه کار سخت میکردبه یاد دارم اتفاقی افتاد که نگرانی را برای اولین و آخرین بار در چهره آقای مهندس دیدمابتدا خیلی فکر کردم که شاید نگرانی ایشان به خاطر این بوده که میخواهند خود ایشان را بازداشت کنند؛ اما بعداً فهمیدم که نگرانی ایشان برای کنگره ۶۰ بوده است
آقای مهندس هیچوقت برای خودش نگران نشد
.jpg)
بعد از آن اتفاق، دیگر آن نگرانی را در چهره ایشان ندیدم؛ نگرانی بابت کنگره ۶۰ را هم دیگر ندیدم، چون از آن روز به بعد آقای مهندس یک برنامه بسیار تمیز و دقیق ریختند تا کنگره ۶۰ صاحب همه چیز باشد اگر امروز به ما بگویند ساختمان را تحویل بدهید، ما خیلی راحت این کار را انجام میدهیم برای مثال، زمانی به ما گفتند ساختمان نمایندگی آکادمی را تحویل بدهید. روز دوشنبه به ما گفتند ساختمان را تحویل دهید و روز جمعه آن را تحویل دادیم امروز هم آکادمی فعالیت خودش را انجام میدهدعزیزانی که در این مدت به آکادمی آمدهاند، دیدهاند که رهاییها در سیمرغ انجام میشود و جلسات آکادمی نیز درساعت چهار بعدازظهر برگزار میشود؛ همه چیز مرتب و منظم در حال انجام استما امروز ناراحت نیستیم که آکادمی را از ما گرفتند و تحویل دادیم هیچ نگرانی نداریم؛ چرا؟ به خاطر اینکه پشت این کار تفکر وجود داشته استآن روز چیزهایی داشتیم که امروز نداریم و شاید به ظاهر، شرایط کار برای ما سختتر میشد؛ اما یک مسئله بسیار مهم پشت این کار وجود داشت و امروز نتیجه آن را میبینیم و آن مسئله، تفکر بود.
تفکر و جهانبینی
تفکر در زندگی انسانها خیلی خیلی کمک میکند برای مثال، من چرا باید شیشه ماشینم را پاک کنم؟ چرا نباید آشغال روی زمین بریزم؟ من قبلاً هم گفتهام، در جوامعی که در کشورهای دیگر میبینیم و محیط آنها تمیز است، علت فقط شهرداری آن شهر یا کشور نیست؛ علت اصلی، انسانهایی هستند که در آنجا زندگی میکنند انسانها آشغال روی زمین نمیریزند. در رانندگی درست رانندگی میکنند در همسایهداری درست رفتار میکنند درخانواده و فامیل نیز درست برخورد میکنند ما هم در کنگره ۶۰ یاد میگیریم که جهانبینی یعنی همینوگرنه اگر فقط درمان شده بودیم، میرفتیم سراغ کار و زندگی خودمان. چرا بعد از درمان در کنگره میمانیم؟ برای اینکه یاد بگیریم؛ تفکر کنیم
یاد بگیریم کاری که امروز انجام میدهم، نتیجهاش چیست؟ چه فایدهای برای من دارد؟ چه سودی برای دیگران دارد؟امروز میخواهم حرکتی انجام دهم؛ باید ببینم نتیجه این حرکت چیست. مثلاً امروز میخواهم عینک بخرم؛ باید فکر کنم آیا این عینک به کار من میآید یا نه، و بعد تصمیم بگیرم که آن را بخرم تفکر همین است. اصلاً کار سختی نیست قرار نیست برای تفکر کردن، اطلاعات بسیار زیادی درباره همه موضوعات داشته باشیم
.jpg)
آقای مهندس چندین سال پیش تفکر کردند و امروز، بعد از گذشت نزدیک به ۲۸ یا ۲۹ سال، ما نتیجه آن تفکر را میبینیم.یک روز در همین نمایندگی شاید ۱۲ یا ۱۵ نفر نشسته بودند؛ امروز صدها نفر آمدهاند، درمان شدهاند، رفتهاند و دوباره انسانهای جدیدی وارد کنگره شدهانداین نتیجه تفکر است کنگره ۶۰؛ درمان، آموزش و بازگشت به زندگی ممکن است فردی مدتی در کنگره باشد و بعد به دلیل شرایط کاری، مالی یا خانوادگی خود دیگر نتواند به کنگره بیایدیک روز صحبت شد که فلان شخص دیگر به کنگره نمیآید، اما همسفر او که قبلاً به کنگره نمیآمد، امروز بسیار کنگرهای شده استگفتم چه ایرادی دارد؟قرار نیست همه افراد حتماً در کنگره بمانندهمین که انسان به زندگی خود برمیگردد و شما او را میبینید، متوجه میشوید که چهرهاش تغییر کرده، نور و آرامش در وجودش دیده میشود و از دیدنش لذت میبرید. او باید برود و به کار و زندگی خودش برسد روال کنگره ۶۰ همین است ما وارد کنگره ۶۰ میشویم، درمان میشویم، آموزش میگیریم و سپس به جامعه و زندگی خودمان برمیگردیم قرار نیست همه در کنگره بمانند عدهای شرایط کاری، مالی یا خانوادگیشان اجازه میدهد که بیشتر در کنگره بمانند و خدمت کنند و عدهای نیز پس از درمان به کار و زندگی خود میپردازند داستان کنگره ۶۰ همین است امروز ما نتیجه تفکر گذشته را میبینیم و فردا نیز نتیجه تفکر امروزمان را خواهیم دید پس باید سعی کنیم به بهترین شکل ممکن کار خود را انجام دهیم اگر یک سفر اولی هستیم، تلاش کنیم به گونهای سفر کنیم که کمترین هزینه را برای کنگره ۶۰ داشته باشیم
اگر یک سفر دومی هستیم، سعی کنیم بهترین خدمت را انجام دهیماگر راهنما هستیم، بهترین آموزش را به رهجو منتقل کنیمزیرا فردا روزی که من و شما دیگر اینجا نیستیم، انسانهایی خواهند آمد که شاید دو یا سه نسل بعد از ما باشند و ما اصلاً آنها را نبینیم اما ما امروز باید به گونهای حرکت کنیم که چراغ اینجا برای نسلهای آینده روشن بمانداین همان تفکری است که کنگره ۶۰ از ما میخواهد؛ اینکه اینگونه فکر کنیم و اینگونه حرکت کنیم و دین خود را نسبت به کنگره ادا کنیم
بدهی ما به کنگره ۶۰
آقای مهندس همیشه میگویند هیچکدام از ما به کنگره بدهی نداریم؛ اما ما همه، متفقالقول، میدانیم که خودمان را بدهکار کنگره میدانیم نمیدانم چرا این را میگویم و تا امروز هم از آقای مهندس درباره این موضوع سؤال نکردهام و نخواهم کرد، اما من خودم شخصاً میدانم که به کنگره ۶۰ بدهکارم و باید بدهیام را به کنگره پرداخت کنم برای من مهم نیست که ۲۰ سال یا ۲۵ سال از ورودم به کنگره گذشته است؛ باز هم خودم را بدهکار میدانمچون در تمام این سالها آموزش دیدهام. البته اینگونه نبوده که ابتدا آموزش ببینم و بعد شروع به آموزش دادن کنم؛ بلکه همزمان که آموزش میگیرم، آموزش نیز میدهم این، روال کنگره ۶۰ استدر پایان، هفته دیدهبان را به همه دیدهبانهای عزیز و همکاران خودم تبریک میگویم و برای تکتک شما عزیزان آرزوی سلامتی دارماز همه عزیزانی که از شعب دیگر تشریف آوردهاند نیز تشکر میکنم. بسیاری از عزیزان از شعب مختلف و شاید از مسیرهای دورتر آمدهاند و امروز حضورشان را دیدم و از دیدنشان انرژی گرفتم
از همه شما سپاسگزارم و امیدوارم مشارکتهای خوب و پرباری داشته باشید.
در ادامه مراسم جشن دیده بان در نمایندگی الوند با شور و شوق فراوان برگزار گردید















مرزبان کشیک: مسافر علی
تایپ و ویراست: مسافر پدرام
عکاس : مسافر کیا
تنظیم و بارگزاری :مسافر ارش
- تعداد بازدید از این مطلب :
146