سیزدهمین جلسه از دوره سیودوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری ، ویژه مسافران در روزهای یکشنبه با استادی: راهنمای محترم مسافر محمد و نگهبانی: مسافر علی و دبیری: مسافر فریدون با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من» در تاریخ 25مردادماه 1405 ساعت 17 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم، مسافر
دستور جلسه امروز، وادی ششم است: «حکم عقل را در قالب فرمانده،کاملاً اجرا نماییم.»
ما زمانی به وادی ششم میرسیم که بسیاری از آموختههای وادیهای اول تا سوم را در عمل به کار گرفته باشیم. در وادی اول مهمترین مسئله این بود: «اگر قرار است در درمان موفق شوید، باید مجری باشید.» راهنما فرمان میدهد و شما اجرا میکنید. وادی اول میگوید: هر چه را که میخواهی بگویی، ابتدا دور دهانت بچرخان؛ بسیاری از حرفها اگر زده شوند، فردا با کائنات علیه خودت بازمیگردند و آنگاه عدالت خداوند در مورد تو اجرا میشود.
در وادی دوم میآموزیم که ناامید نباشیم. ما که روزی تریاک، شیشه و ...میزدیم، حالا میگوییم: ناامید نباش؛ بسیاری درمان شدهاند و تو هم اگر تابع باشی و مسئولیت کارهایت را به عهده بگیری، مورد رحمت خداوند قرار خواهی گرفت. باید بدانی که هیچکس به اندازه خودت به فکر تو نیست و حداقل مسئولیت کارهایت را باید خودت بپذیری. مسئولیت همیشه دو طرفه است: راهنما وظیفه دارد پیگیر، دلسوز و بهروز باشد و با دست پر بیاید؛ رهجو نیز باید فرمانبرداری کند و هوشمندانه از اطلاعات راهنما استفاده نماید.
در وادی پنجم آموختیم که ساختارهای ذهنی را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم. کنگره جای خوبی است، اما باید حرکت کنید. با نشستن و تعریف کردن از کنگره، درمان اتفاق نمیافتد. باید عمل کنید.
و اما وادی ششم: «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.»
مهمترین و سرنوشتسازترین مؤلفه در وجود انسان، عقل است. کارعقل صدور فرمان است؛ الهی است و فناپذیر نیست. بسیاری از افراد به فرمان عقل نزدیک میشوند، اما افراد محدودی به فرمان عقل میرسند. مسئله «شو شود» دقیقاً برای کسانی اتفاق میافتد که به فرمان عقل رسیدهاند.
اگر میخواهی به فرمان عقل نزدیک شوی، از کارهای کوچک شروع کن: امشب که به خانه رفتی، یک چای با همسفرَت بنوش؛ با پیامک صحبت نکن. اگر شیر آب خراب است، درستش کن؛ اگر آنتن خراب است، تعمیرش کن. اگر میگویی «فردا روغن ماشینم را چک میکنم»، واقعاً فردا انجامش بده. اگر لیوانی وسط خانه است و آن را برداشتی، ارزش دارد؛ اگر آشغالی روی زمین دیدی و همانجا برداشتی، یعنی داری به فرمان عقل عمل میکنی. اما اگر برگشتی و بعداً آن را برداشتی، دیگر آن ارزش را ندارد؛ اینها درگیر حقّههای نفس میشوی و روزبهروز از فرمان عقل دورتر میشوی.
وادیها قوانین زندگی را به ما میآموزند. چهارده وادی، چهارده قانون زندگی. این قوانین به ما کمک میکنند خودمان را بشناسیم. انسان ذرهای از وجود خداوند است؛ تا خودش را نشناسد، نمیتواند خدا را بشناسد. کسی که درگیر سوءمصرف مواد مخدر است، نه تنها خودش را دوست ندارد و به خودش نمیرسد، بلکه به خدا هم نخواهد رسید. وقتی مواد مصرف میکنی، در زمره نیروهای شیطانی قرار میگیری.
اگر قوانین زندگی را بلد نباشی، زندگی تو را خرد و خمیر میکند. قوانین زندگی میگوید: فرزند من مثل من نمیخوابد، مثل من بیدار نمیشود، مثل من غذا نمیخورد. بسیاری از چیزهایی که برای من ارزش است، برای فرزند من ضد ارزش است. الان تتو زدن، سیگار کشیدن و بسیاری چیزها برای نسل جدید بد نیست. تو باید بلد باشی با فرزندت چگونه رفتار کنی. اگر گوشی را از دستش بگیری و در اتاق را ببندی، بدتر میشود. این یکی از قوانین زندگی است.
قانون دیگر: دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند. اگر همه چیز را فقط برای خودت بخواهی — آرامش، آسایش، سلامتی — و کسی که سرش در سطل آشغال است و مواد مصرف میکند، به خودت نیاوری و دلت نسوزد، بویی از انسانیت نبردهای. باید دیگران را دوست داشته باشی؛ باید بندگان خداوند را دوست داشته باشی. نمیتوانی بگویی من بنده خداوند را دوست ندارم، ولی خدا را دوست دارم. این اتفاق نمیافتد.
امیدوارم با آموزشی که در کنگره میگیریم، بتونیم ببخشیم. بخشیدن دل بزرگ میخواهد. کسی که آموزش بگیرد، غیبت نمیکند، دروغ نمیگوید، بد دیگران را نمیگوید،عیب رندان مکن، ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت. من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش؛ هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.
از اینکه با سکوت و توجهتان مرا همراهی کردید، صمیمانه سپاسگزارم.

.gif)
ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
128