جلسه ششم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنمامسافررضا، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «وادی پنجم وتاثیرآن روی من » سه شنبه، ۳۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم مسافر
خیلی خوشحالم که در خدمت شما عزیزان هستم. در مورد دستور جلسهی "وادی پنجم" که میگوید «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید»، به نظرم مشکل اصلی انسانها "بیتعادلی" است.
ما یا بدون تفکر دست به کار میشویم، یا آنقدر غرق در تفکر میشویم که هیچ عملی صورت نمیگیرد. گاهی همین بیش از حد فکر کردن، باعث میشود فرصتها را از دست بدهیم. برای مثال، خودم بارها پیش آمده که برای خرید یک وسیله آنقدر فکر کردم و جستوجو کردم که شش ماه بعد، همان کالا را با قیمتی بسیار بالاتر خریدم. نکته اینجاست که باید تعادلی بین «تفکر» و «عمل» در انسان برقرار شود.
در کنگره و در سیدیهای مهندس، برای موفقیت در هستی به سه ضلع اصلی اشاره میشود: «قدرت تفکر»، «قدرت عمل» (تبدیل تفکر به عمل) و «قدرت جسمی». ما تنها میآییم و تنها میرویم؛ اما مهم این است که کولهبارمان را چگونه پر میکنیم. در وادی پنجم، از سه جهان صحبت میشود که در آن زندگی میکنیم: جهان خواب، جهان بیداری و جهان ذهنی. انسانی که در تعادل است، باید حواسش به هر سه ضلع این مثلث باشد؛ چرا که این سه کاملاً به هم مرتبطاند.
مهندس در سیدیها میگویند که ما فکر میکنیم خواب فقط یک امر طبیعی است، در حالی که در خواب هم فعالیتهای مهمی انجام میدهیم. من برای اینکه در هر سه جهان عملکرد درستی داشته باشم، همیشه دو زمان را در ذهنم مدیریت میکنم: یکی صبح هنگام بیداری که تصمیم میگیرم درست عمل کنم، و یکی شب هنگام خواب که تمرکز میکنم در خواب نیز درست عمل کنم.
.jpg)
برای اینکه در هر سه جهان (ذهن، خواب و بیداری) موفق باشیم، باید «ذهن آرامی» داشته باشیم. وقتی ذهن به همریخته است، نمیتوانیم کارها را پیش ببریم. گاهی خودمان با ساختن چارچوبهای ذهنیِ غلط و چسبیدنِ بیش از حد به برخی مسائل، خودمان را آزار میدهیم و متوجه نیستیم که مانع اصلی خودِ ما هستیم.
یادم میآید زمانی که مرزبان بودم، روی موضوعی پافشاری زیادی میکردم. بعد متوجه شدم آن موضوع در ذهن من بسیار سخت و پیچیده شکل گرفته بود؛ اما وقتی آن گره ذهنی را رها کردم، دیدم اوضاع اصلاً به آن سختی که فکر میکردم، نیست. استاد امین میفرمایند: اگر در دنیای بیرون مانعی میبینیم، در واقع آن مانع در ذهن خودمان است که میگوید «من نمیتوانم». ذهن مقدمهی کار در دنیای بیرون است؛ بنابراین آرامش ذهن بسیار حیاتی است. ذهنِ آرام مثل اتوبانی است که ماشینها مرتب و منظم در آن حرکت میکنند، اما ذهنِ آشفته مثل ترافیکی سنگین و گرهخورده است که انسان در آن، راه پیشرفت را گم میکند.»
«گاهی اوقات هدفی را ده بار در ذهن مرور میکنیم، اما باز هم نمیتوانیم انجامش دهیم؛ انگار در میان افکار، آن "خواستهی معقول" گم میشود. این وضعیت، درست مثل کارگاهی است که در آن آچارها بهصورت مرتب چیده شدهاند؛ وقتی ابزار مرتب باشد، صاحب کار دقیقاً میداند باید چه کار کند، اما اگر همهچیز در هم ریخته باشد، کار پیش نمیرود. ذهن انسان هم همینگونه است.
چیزی که به من کمک کرد ذهن آشفتهام را آرام کنم، «نوشتن» بود. نوشتن به من کمک کرد تا موضوعات را تفکیک کنم و بفهمم هر چیز جای خودش را دارد. گاهی ذهن ما به دلیل عدم تکامل، نمیتواند مسائل را از هم جدا کند و مثلاً یک موضوع بیربط را به درمان یا مسائل دیگر گره میزند. خیلیها میگویند چون فلان مقدار دارو مصرف میکنم یا فلان شرایط را دارم، پس فلان اتفاق برایم میافتد؛ در حالی که اصلاً آن موضوع ربطی به این ندارد. من شاید هزاران صفحه نوشتم تا توانستم یاد بگیرم که مسائل را تفکیک کنم و به این درک برسم که هر موضوع، دنیای خودش را دارد.
موضوع دیگر، قانون بازتاب عمل است. ذهن ما با کارهایی که انجام میدهیم به هم میریزد. هر جا تنِ کسی را بلرزانیم، تنِ خودمان خواهد لرزید و هر جا ذهن کسی را آشفته کنیم، ذهن خودمان آشفته میشود. گاهی پیش میآید که در یک معامله یا ارتباط، طرف مقابل حال ما را بد میکند؛ من همیشه میگویم نگران نباشید، کسی که سعی میکند حال دیگران را بگیرد، خودش بیش از همه در آشوب و بیتعادلی است.
پلههایی که در وادی پنجم ذکر شده، دقیقاً برای رسیدن به همین آرامش ذهنی است؛ مثل بازگشت از ضدارزشها. ضدارزش فقط دزدی یا مسائل مالی نیست؛ قضاوت کردن، تجسس و وارد شدن در حاشیهها، همه باعث آشفتگی ذهن میشود. یا صبر، که به ما کمک میکند همهچیز را شفاف و واقعی ببینیم. قناعت نیز همینطور؛ خیلی وقتها ما در ذهنمان با دیگران در حال مسابقه و مقایسهایم و همین دویدنِ بیهوده ذهنمان را میفرساید.
کسی که بتواند این پلهها را (از تجسس نکردن تا تسلیم و رضا) در زندگی عملی کند، میتواند سفر اول را به درمان ختم کند و سفر دوم موفقی داشته باشد. ما بابت هر ضدارزشی که انجام میدهیم، بهای سنگینی میپردازیم؛ اگر اختیار کسی را سلب کنیم، جایی اختیار از خودمان سلب میشود؛ اگر جلوی راه کسی را ببندیم، جایی راه خودمان بسته خواهد شد. اینها قوانین هستی است.
بنابراین، برای اینکه به آرامش و صلح برسیم و بتوانیم در دنیای بیرون کارهایمان را به درستی انجام دهیم، گریزی جز عمل به پلههای وادی پنجم نداریم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.»
عکس:مسافر حیدر
تنظیم:مسافرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
164