English Version
This Site Is Available In English

آن‌ روز فقط تولد رهایی او نبود

 آن‌ روز فقط تولد رهایی او نبود

دوباره نفس کشیدم. گاهی زندگی آن‌قدر آرام و بی‌صدا زخمی می‌شود که حتی خودت هم متوجه عمق دردهایت نیستی. سال‌ها کنار یک مصرف‌کننده زندگی کردم؛ با نگرانی خوابیدم، با اضطراب بیدار شدم و بارها از خودم پرسیدم: «آیا روزی می‌رسد که دوباره آرامش را تجربه کنیم؟» اما امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم هیچ شبی آن‌قدر طولانی نبود که صبح نداشته باشد.

کنگره‌۶۰ به من یاد داد که رهایی فقط سهم مسافر نیست؛ همسفر هم می‌تواند از ترس، خشم، ناامیدی و وابستگی رها شود. من یاد گرفتم قبل از این‌که بخواهم کسی را تغییر دهم، باید خودم را بشناسم و تغییر را از درون خودم آغاز کنم. چندی پیش نخستین جشن تولد رهایی مسافرم را برگزار کردیم. آن روز فقط تولد رهایی او نبود؛ انگار قلب من هم دوباره متولد شد. اشک‌هایم دیگر از جنس غم نبود؛ از جنس شکرگزاری بود. شکر برای این‌که خداوند دستمان را گرفت و راهی را نشانمان داد که انتهایش امید بود.

از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که به من فرصت داد تا در کنار مسافرم، خود نیز سفر کنم. امروز رهایی مسافرم، برای من فقط پایان مصرف نیست؛ بلکه تولد دوباره امید، آرامش و ایمان در زندگی‌مان است. امروز هنوز هم در حال یاد گرفتن هستم. هنوز هم اشتباه می‌کنم، اما دیگر از آینده نمی‌ترسم؛ چون ایمان دارم تا وقتی در مسیر آموزش و خدمت باشم، نور این راه خاموش نخواهد شد.

اگر امروز این چند خط را می‌نویسم، فقط برای گفتن یک جمله است: هیچ‌کس آن‌قدر گم نشده است که راهش را پیدا نکند؛ کافی است روزی تصمیم بگیرد اولین قدم را بردارد، آن‌گاه مسیر برایش روشن خواهد شد. سپاسگزار خداوند هستم که فرصت دوباره زندگی کردن را به ما هدیه داد و سپاسگزار کنگره که به من آموخت گاهی بزرگ‌ترین معجزه، آرامشی است که آرام‌آرام به دل انسان بازمی‌گردد. همچنین سپاسگزار بنیان کنگره و همه خدمتگزاران هستم و تشکر ویژه دارم از همسفر مریم راهنمایم که همواره روشنی‌بخش این مسیر برای من بودند.

نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا 
رابط خبری: راهنمای تازه‌واردین همسفر فرزانه 
ویرایش و ارسال: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .