«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.» وادی پنجم آغاز عملیاتیشدن آموزشهای 4 وادی قبل است. در این وادی یاد میگیریم انرژی پتانسیل را به انرژی جنبشی تبدیل کنیم. تا اینجا یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم، در مورد چه چیزهایی بیندیشیم، مسئولیتپذیر باشیم، امید و خودباوری را در خود تقویت کنیم، قدرت تصمیمگیری پیدا کنیم؛ اما این وادی آغاز حرکت بهسمت هدف است.
آقای مهندس در این وادی ابتدا جهانهای مختلف را نشان میدهند. ما در جهانهای گوناگون و پیچیده که مانند حلقههایی به هم متصل هستند زندگی میکنیم از جهان خاکی و فیزیکی که قابل رؤیت است تا جهان خواب و ذهن که قابل فهم است. جهان ذهن تمرین عملی برای چگونهزیستن در جهان خاکی است که از طریق تفکر و تصمیم آغاز میگردد. این تفکر ساختاری مناسب را ایجاد میکند تا آن را به اجرا دربیاوریم؛ اما اگر آنچه در ذهن میگذرد عملی نکنیم در همان محدوده باقی میماند و به مرحله عمل در نمیآید؛ پس در این وادی یاد میگیریم چگونه تفکرات ذهنی خود را از قوه به فعل درآوریم و ساختارهای آن را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم.
آموزشها مانند انرژی بالقوه هستند و علمای اخلاق آن را اخلاق نظری مینامند. اخلاق نظری مانند انبوهی هیزم هست که در سرمای زمستان در کنار شخصی باشد؛ اما او برای گرم کردن خود باید حرکت کند و هیزمها را بسوزاند تا گرم بماند وگرنه در کنار همین هیزمها میتواند یخ بزند. دانستهها به تنهایی کافی نیستند؛ چه بسیار انسانهایی که دانستههای فراوان دارند؛ اما قدرت به عملدرآوردن دانشهای خود را ندارند؛ چنین افرادی بسان چهارپایانی هستند که حامل کتابهای باارزش میباشند.
آقای دکتر امین در سیدی علم ۲ این موضوع را بهطور کامل توضیح دادهاند. ایشان بیان میکنند: «دانستهها و دانشها بدون آنکه قدرت اجرایی در مورد آنها داشته باشیم ارزشی ندارند. انسانها برای آنکه بتوانند آنچه میدانند را به آنچه میتوانند تبدیل کنند باید از بیتعادلی و بههمریختگی دور باشند و این به معنی تزکیه و پالایش درونی است؛ یعنی حرکت در مسیر ارزشها و صراط مستقیم.»
برای این منظور مهمترین فاکتورها عبور از ترس، اضطراب، ناامیدی و داشتن اعتمادبهنفس است. در ابتدا باید از خواستههای کوچک و معقول استفاده کنیم تا اجراییکردن و عملیاتیکردن آنها به ما نیرو ببخشد و اعتمادبهنفس ما را بالا ببرد. در این وادی برای خروج از بیتعادلی و گذر از ناامیدی، ترس و اضطراب باید پلههایی را یکییکی طی نمود. آقای مهندس در این وادی این پلهها را برای ما مشخص نمودهاند که عبارتند از: برگشت از ضد ارزشها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت، غیبت، پسانداز و درنهایت توکل، رضا و تسلیم هستند.
این ۷ پله درحقیقت پلههای صعود ما به مرحله انسانیت هستند که هرکدام از اینها در جای خود قابل بحث و گسترش میباشند؛ اما برای من همسفر پله صبر، بسیار حیاتی و مهم است؛ صبر به معنی پشتسر گذاشتن و طیکردن زمان همراه با تلاش و کوشش برای رسیدن به هدف است. باید بدانم صبر با تحمل طاقتفرسا بسیار متفاوت است؛ صبر باید با تفکر باشد نه با تحمل، این مهمترین مطلبی است که یک همسفر باید در طول حرکت در زندگی خود آن را بفهمد و بداند صبر میوه شیرین دارد و پایانی خوش را رقم میزند؛ اما تحمل چون حنظلی کام ما را تلخ میکند و عاقبت خوشی بههمراه ندارد.
اگر بتوانیم پلههای یادشده در وادی پنجم را گامبهگام جلو برویم درنهایت به پله هفتم که من آن را پله آرامش میدانم؛ یعنی رسیدن به مرحله رضا و تسلیم در برابر خواستههای قدرت مطلق میرسیم. در این مرحله ما تسلیم محض خداوند هستیم؛ هیچ موضوعی آزارمان نمیدهد و هیچ مشکلی ما را در هم نمیشکند. آرام، محکم و استوار انتهای مسیر را نگاه میکنیم و اطمینان داریم که با سلامت و رضایت به مقصد میرسیم و همه اینها محتاج این است که علم و دانش راستین را با تکرار و تمرین خالص کنیم و آن را در نفس ذخیره کنیم و به دانستههای خود جامه عمل بپوشانیم.
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
209