English Version
This Site Is Available In English

خالص‌ترین نوع بخشش

خالص‌ترین نوع بخشش

بزرگی یک جایگاه فقط به عنوان آن نیست، به اثری است که بر زندگی انسان‌ها می‌گذارد. خدمت صادقانه شما در مسیر سبز کنگره‌۶۰ و درمان‌اعتیاد، نمادی از مسئولیت‌پذیری، انسان‌دوستی و باور به توانایی انسان برای آغاز دوباره است.

مسافر علیرضا با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه به راهنمایی مسافر محمدصادق سفر کردند. به مدت ۲۱ سال است که آزاد و رها هستند.

اگر فردی برای پذیرش مسئولیت خدمت در کنگره‌۶۰ تردید داشته باشد چه توصیه‌ای به او می‌کنید؟ خدمت کردن چه تأثیری بر رشد جهان‌بینی و شخصیت اعضاء دارد ؟

قطعاً وقتی من یک چیزی را نمی‌شناسم مردد هستم، تردید دارم که آیا این کار را انجام بدهم یا انجام ندهم؛ اگر بدانیم کجا هستیم و چه کار می‌خواهیم انجام دهیم، متفاوت عمل می‌کنیم. جالب اینجاست ما در کنگره۶۰ مسئولیت دیگران را می‌پذیریم که بتوانیم مسئولیت خودمان را بپذیریم؛ موقعی که ما در کنگره۶۰ مسئولیت دیگران را می‌پذیریم بیرون از کنگره۶۰ هم می‌توانیم مسئولیت خود را بپذیریم؛ باید این را درک کنیم. اگر در کنگره۶۰ به ما گفتند مثلاً در اینجا خدمتگزار می‌خواهیم دستمان را بلند می‌کنیم برای این‌که برویم در آنجا خدمت کنیم، اگر جا داشته باشیم می‌توانیم حرکت کنیم، یعنی اگر من جا داشته باشم امکان دارد و ممکن است حرکت کنم؛ ولی اگر جایی نداشته باشم اصلاً ممکن نیست حرکت کنم. در کنگره۶۰ همه دنبال جایگاه خدمت می‌کردند: یعنی مکان می‌شود جا و گاه می‌شود زمان، وقتی ما در جایگاه یعنی در مکان و زمان قرار می‌گیریم اجازه تغییر به ما داده می‌شود. دکتر امین دژاکام می‌گوید: در ادامه بازی است که ما فهم را به درک و ادراک می‌رسانیم، یعنی من آن جایگاه را می‌پذیرم و دستم را بلند می‌کنم. مسئولیت را می‌پذیرم، می‌روم در آن جا می‌ایستم و خدمت می‌کنم و اجازه می‌دهم که خدمت به من، خدمت کند. من فکر نمی‌کنم هیچ جایی چنین امکاناتی به یک خدمتگزار داده بشود، مثلاً به کسی که در آبدارخانه رفته تا خدمت کند، چنین اختیاری بدهند که مثلاً برای ۲۰۰ نفر چای درست کند و آن ۲۰۰ نفر چای را بخورند و لذت ببرند یا به یک مرزبان چنین جایگاهی داده بشود که مثلاً ۲ یا ۵ نفر مرزبان بتوانند مراقبشان باشند، حافظ حرمت و اصول باشند به یک ایجنت، به یک دیده‌بان یا به تک‌تک ما، برای همین اگر کمی خردمند باشید اگر جایی خالی شد سریع تلاش می‌کنید که آن‌جا را پر کنید، برای این‌که این جایگاه ما را جابه‌جا می‌کند، ارتقاء می‌دهد. این جایگاه می‌تواند ما را از ترس به شجاعت، از نفرت به طرف عشق، از حقارت به سرافرازی و .... برساند؛ زیرا آن‌جا مال مسافر است در بی‌جایی و بی‌مکانی که انسان نمی‌تواند مسافرت برود. شخصیت فرد در خدمت ساخته می‌شود. وقتی در یک جایگاه قرار می‌گیرید شاید یکی به شما بی‌احترامی کند، یکی دیگر به شما احترام بگذارد، شخصی دوستت داشته باشد، ولی یکی از شما خوشش نیاید، یکی حرف شما را گوش می‌دهد، یکی دیگر حرف شما برایش بی‌اهمیت باشد؛ اما وقتی من بفهمم که چرا خدمت می‌کنم یا چرا پذیرای دیگران می‌شوم، آن موقع تازه امکان دارد دریچه ورود به سفر دوم برای من باز بشود.

لطفاً کمی در مورد همسفرانی که چند سال است به کنگره۶۰ می‌آیند و هنوز حال آن‌ها خوب نیست و نمی‌توانند مسافر را رها کنند بفرمایید؟

حالشان خراب است برای این‌که مسافر را رها نمی‌کنند، حال خود را به حال دیگران گره می‌زنند. درست است که ما یک خانواده‌ هستیم، درست است که با هم هستیم؛ ولی هر کدام به خاطر خودمان و به خاطر این‌که حال بدمان را تبدیل به حال خوب کنیم، به کنگره۶۰ می‌آییم و ماندگار می‌شویم. آقای‌‌ مهندس می‌گویند همسفر به‌خاطر خودش و به‌خاطر حال خودش می‌آید، زمانی‌که همسفر به‌خاطر حال دیگران بیاید؛ اگر حال آن‌ها خراب باشد حال او هم خراب می‌شود، چون حال خود را به حال دیگران گره زده‌ است. حالا اگر حال من خوب باشد می‌توانم حال همسفر یا حال مسافر خود را خوب کنم؛ بنابراین قرار شد ما به عنوان یک نفس که فردیت دارد حالمان خوب باشد، به این مفهوم که آموزش ببینیم، یعنی تلاش کنیم.

اگر امروز به روزهای آغازین ورود خود به کنگره‌۶۰ برگردید چه نکته‌ای را به خودتان یادآوری می‌کنید که مسیر خدمت را برایتان روشن‌تر کند و به حرکت شما قدرت بدهد؟

امروز اگر به آن زمان برگردم، خیلی متفاوت عمل می‌کردم؛ اما نمی‌شود برگشت، متوجه می‌شوید چه می‌گویم! ما باید حتماً از اشتباهات‌ خود رد شویم ما حتماً باید نادانی‌ را تجربه کنیم که به دانایی و سپس دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم. اگر به آن هنگام برمی‌گشتم، باز به همین ثابت‌قدمی حرکت می‌کردم؛ اما تلاش زیادی می‌کردم که از تجربه دیگران بیشتر استفاده کنم. کنگره۶۰ خطوط مختلفی دارد، سعی می‌کردم وارد خطوط مختلف نشوم. در این مسیر مستقیم فقط به جلو نگاه می‌کردم؛ البته نگاه کردم که امروز اینجا هستم؛ اما دقیق‌تر، محکم‌تر و ثابت‌قدم‌تر.

طبق وادی پنجم اگر حرکت کردن در مسیر درست و رسیدن به هدف ما را به انسانی متفاوت تبدیل کند آیا می‌توان گفت ارزشی واقعی مسیر فقط رسیدن به مقصد نیست؛ بلکه تبدیل شدن به نسخه‌ای کامل‌تر از خودمان است؟ چرا؟ کمی برای ما این موضوع را بشکافید؟

قطعاً آدم‌ها تفاوت دارند. تفاوت آدم‌ها نه در معرفتشان است، نه در عدالتشان، ما معرفت را کسب می‌کنیم، یعنی آموزش و دانش. حالا این معرفت روی هوا است، عدالت هم که از آن خداوند است، آن چیزی که بر ما حکم می‌کند که بیرون از ما است، می‌شود خداوند، کائنات، تجربه. فقط یک چیزی می‌ماند که در اختیار ما است، آن هم دو تا پای ما که روی زمین است، یعنی عمل سالم. انسان‌هایی که سعی می‌کنند عمل سالم انجام بدهند قطعاً مکان و زمان متفاوتی را تجربه می‌کنند. این‌طور نیست انسان‌هایی که در کنگره۶۰ آموزش می‌بینند برتر هستند یا مثلاً لطف خداوند شامل حالشان شده نه. برای این است که ما آموزش راستین می‌بینیم و تمام تلاشمان را می‌کنیم که حرکت کنیم، یعنی آن آموزش را عملی می‌کنیم. برای همین همسفران در خانواده‌های خود متفاوت عمل می‌کنند. مسافرها هم بیرون از کنگره۶۰ متفاوت عمل می‌کنند، وقتی متفاوت عمل کنند قطعاً عدالت هم به واسطه عادل بودنش حکم بهتری به ما می‌دهد.

از نگاه شما با توجه به تعطیلات تابستانی پیش‌رو کنگره۶۰ یک مسافر سفر اولی با رعایت چه نکاتی می‌تواند تعطیلات را به سلامت سپری نماید؟

موضوع مواد مخدر در کنگره۶۰ حل شده است: زمانی‌که مدتی در اينجا حضور داشته باشید دیگر انتها و ابتدای ماجرا را متوجه می‌شوید؛ اگر بروید و گریز بزنید این از حماقت است، متوجه می‌شوید چه می‌گویم؟ من مثل آقای‌ مهندس توصیه می‌کنم که بروید آب میوه‌های مختلفی را تجربه کنید. اعتیاد نشئگی دارد، یک حال به خصوصی برای ما دارد، حال دارد حالا چه خوش چه ناخوش، من کاری با این موضوع ندارم؛ ولی حال می‌دهد، حالا چه حال بد چه حال خوب. در تعطیلاتی که ما در کنگره۶۰ داریم، تعطیلات تابستانی که زمانش هم زیاد است، ما می‌توانیم خود را تقویت کنیم، یعنی آن چیزهایی که آموزش دیده‌ایم را اجرایی کنیم. ما وقتی کنگره۶۰ را نداریم ۲ تا ضلع دیگر را داریم، یعنی خانواده و کار، به عنوان یک سفر اولی می‌توانیم برویم در بطن خانواده‌ خود، یعنی برویم در دل همسفر خود، برویم دل همسفر خود را به دست بیاوریم؛ زیرا کنگره۶۰ را داریم. کنگره۶۰ در این تعطیلات فرصتی داده که من بروم در دل کارم، دل کارم را به دست بیاورم، بروم در دل فضای بیرون از کنگره۶۰ که کمی هم ترسناک می‌باشد؛ اما من سی‌دی‌ها را با خودم دارم، آموزش راهنما را دارم، سی‌دی‌هایی که نوشتم را دارم از همه مهم‌تر، مهر خداوند را هم در این مدتی که سفر می‌کنم احساس کرده‌ام؛ بنابراین با ایمان راسخ قدم‌هایی مستحکم برداریم و بعد از ۱۵ روز تعطیلی با حال خوب بیاییم و در دل کنگره۶۰ بگوییم ما دل خانواده‌ خود، دل کارمان را به دست آوردیم. الآن آمدیم به دل کنگره۶۰ و آن مثلث کنگره۶۰ با کار و خانواده به این صورت شروع به چرخش می‌کند.

با توجه به این‌که هر چیزی یک صور پنهان و یک صور آشکار دارد، از نظر شما صور پنهان لژیون سردار چه می‌تواند باشد؟

اصلاً لژیون سردار صور پنهان است، صور آشکار ندارد. صور آشکار را می‌گوییم که حالا شاید مثلاً همان پول دادن باشد. گفتن پول دادن، پول دادن یا پول بده باشد، اين‌ها ماده است. ما در مسیر کنگره۶۰ باید حرکت کنیم. مسیر کنگره۶۰ از چه چیزی می‌گذرد؟ از جسم، روان، جهان‌بینی، از سفر اول، سفر دوم، سفر سوم، از مصرف مواد مخدر تا قطع، از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود. این مسیر کنگره۶۰ است ما باید بفهمیم، درک کنیم و تجربه کنیم که خدمت مالی و بخشش یا گذشت در کدام ضلع کنگره۶۰ است؟ آیا در جسم ما است؟ آیا در روان ما است؟ یا در جهان‌بینی ما است؟ حالا چه چیزی را به چه چیزی وصل می‌کند؟ کدام فصل را به کدام فصل وصل می‌کند؟ تنها نیرویی که فصل زمستان را به فصل بهار وصل می‌کند، تنها نیرو یا تنها قدرت یا تنها ضلعی که جسم را به روان، صور آشکار و صور پنهان را به هم وصل می‌کند، تنها چیزی که زمین را به آسمان می‌تواند وصل کند بخشش، محبت، گذشت، ایمان و جهان‌بینی ما است. لژیون سردار ضلع جهان‌بینی کنگره۶۰ است قابل رؤیت نیست؛ ولی قابل احساس است. وقتی می‌بخشید چه حس خوبی به شما دست می‌دهد، زمانی‌که از مال خود می‌گذرید. گویی وقتی از مال خود می‌گذرید می‌توانید به همسر و به فرزند خود محبت کنید، می‌توانید به تن خود محبت کنید، می‌توانید به آن کفش پای خود محبت کنید، بخشش به مال، چون باور است: چون ایمان است، به ما توانایی می‌دهد، قدرت و اراده می‌دهد ما همه باید قدرتی داشته باشیم و روی این قدرت یک اراده‌ای داشته باشیم که بتوانیم کاری کنیم، ایمان یا بخشش کارها را برای ما سهل می‌کند، غیرممکن را برای ما ممکن می‌کند، آنجا است که انسان سرفراز می‌شود. ما باید سفر کنیم: در غیر اين صورت روی این صندلی‌ها می‌نشینیم و فقط کلام را جاری می‌کنیم آن هم بدون حس، شاید در آن لحظه برای ما یک انرژی داشته باشد، یک حالی به ما بدهد؛ اما این حال، حالی نیست که با خودمان بتوانیم حمل کنیم، ما حالی را می‌خواهیم که بتوانیم حملش کنیم و تنها حالی را می‌توانیم با خود حمل کنیم که تجربیات ما از گذشت و بخشش باشد. زندگی هیچ چیزی نیست غیر از بخشش. من همسفر خود را ببخشم، من بدی را ببخشم، خوبی را ببخشم، حتی بخشش را ببخشم. من فرزندم را ببخشم، من مالم را ببخشم ما در کنگره۶۰ یاد می‌گیریم اگر کسی بیرون از ما درخواست کمک کرد، کمکش کنیم، یاری‌اش بدهیم؛ حتی اگر غریبه باشد، ما یاد می‌گیریم که دوستان نزدیک‌ خود را ببخشیم. شاید سخت‌ترین کار برای ما همین باشد که آن‌ها را ببخشیم، شاید غریبه‌ها را خیلی راحت می‌بخشیم؛ ولی کسانی که دائماً کنار ما هستند را به سختی می‌بخشیم، حتی دائماً به رویشان می‌آوریم. بخشش مادی و مالی در کنگره۶۰ به ما این اجازه را می‌دهد که من فرزندم را ببخشم یا قبل از این‌که برادرم به من درخواست بدهد و بابت گرفتاری مالی عجز و ناله کند بتوانم به او ببخشم، بگویم بیا این پول را بگیر، هر موقع داشتی به من بده، بیشتر از این ندارم، ولی این‌قدر را دارم: حتی من می‌توانم یک آدرس دادن را به دیگران ببخشم، می‌توانم یک لبخند واقعی را به همسفرم یا به همسایه‌ام ببخشم. زندگی بخشش است و ما این را از کنگره۶۰ یاد می‌گیریم. این صفت ارزنده‌ترین آموزشی است که آقای‌ مهندس در اختیار ما گذاشته و همگی این کار را می‌کنیم. در کنگره۶۰ در جلسه لژیون دیده‌بانی هیچ‌کس غیر از دیده‌بان نمی‌تواند شرکت کند، در لژیون راهنمایی هیچ‌کس غیر از راهنما نمی‌تواند شرکت کند، در لژیون مرزبانی غیر از مرزبان هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند شرکت کند، هیج راهنمایی در لژیون مرزبانی شرکت نمی‌کند. تنها لژیونی که کل راهنماها، کل مرزبان‌ها، کل سفر اولی‌ها، کل سفر دومی‌ها می‌توانند در آن عضو شوند و در جلساتش شرکت کنند، لژیون‌ سردار است که خود آقای مهندس هم عضو آن هستند. این لژیون‌ سردار نه مال من است و نه مال شما، لژیون‌ سردار مال بخشش است.

آیا اضافه وزن با بخشش رابطه مستقیمی دارد؟

اصلاً هیچ چیزی نیست که درونش بخشش مستتر نباشد، درونش بخشش جاری نباشد، لژیون جونز تماماً در مورد جسم است و ما نیاز به این جسم داریم، این جسم برای ما مهم است، جسم، روان و جهان‌بینی مهم است. لژیون جونز و تغذیه سالم اين‌قدر مهم است که بدون بخشش، جسم اصلاً تغییر نمی‌کند. ما خواسته‌های نامعقول خود را می‌بخشیم. تنها چیزی که به ما کمک می‌کند تا بخشش را بتوانیم انجام بدهیم دانش و آگاهی است. در لژیون‌ تغذیه سالم ما ۱۲ سی‌دی یا حدود ۱۸ سی‌دی می‌نویسیم تا بفهمیم تا سلول‌های ما بفهمند که چه‌طور همدیگر را ببخشیم. افراد چه‌‌طور خواسته‌های نامعقول‌ خود را ببخشند، چه‌طور این چربی‌هایی که دارند را بتوانند از بدن خارج کنند، رهایش کنند، با بخشش این اتفاق می‌افتد. ما در لژیون‌ تغذیه سالم چربی‌سوزی نداریم، ما چربی اضافی را دفع می‌کنیم. چه‌طور من در خانه خود را باز می‌کنم و چیز اضافه‌ای که دارم را بیرون در می‌گذارم؟ این فهم می‌خواهد، درک  و بخشش می‌خواهد، دانش الهی هم غیر از بخشش چیزی نیست. اصلاً ما در کنگره۶۰ فقط بخشش را آموزش می‌بینیم. لژیون‌ تغذیه سالم هم کلاً عجین شده با این موضوع که ماده و مادیات است. اگر ما سوار جسم شویم و جسم را سالم کنیم، قضیه بسیار متفاوت می‌شود.

لطفاً در مورد آزمون سراسری راهنمایی کنگره‌۶۰ و تجربه خود در این باره برای خوانندگان ما بفرمایید؟

حتماً شرکت کنند؛ ولی باید بخوانند تا شرکت کنند. هیچ جایگاهی الکی به کسی داده نمی‌شود. شاید کم بخوانیم و قبول شویم؛ اما باید خواند. این‌جور نیست که ما بدون خواندن و اطلاعات و آگاهی برویم سر جلسه بنشینیم و آزمون بدهیم. وادی پنجم هم بی‌ارتباط به این موضوع نیست. در پندار همه بچه‌ها و اعضاء این است و می‌گويند که آقا ما دوست داریم آزمون را قبول شویم، حتی خواب راهنمایی را می‌بینیم، دوست داریم راهنما بشویم؛ اما دوست داشتن تا انجام دادن خیلی با هم فاصله دارد. در کنگره۶۰ ما وقتی به گردن‌ خود شال می‌اندازیم؛ یعنی روی خلق‌ و خوی خود داریم کار می‌کنیم. در سفر دوم بعد از قطع مواد حرکت می‌کنیم در جایگاه‌های مختلف، مثل یک مرزبان، یک ایجنت یا یک راهنما یا هر شخص دیگری. این موضوع به این مفهوم است که روی ضلع روان کار می‌کنند؛ زیرا ما نیاز به روان سالم داریم. روان سالم ما یعنی حرکت از حقارت به سرفرازی، روان سالم ما با خدمت کردن درست می‌شود. خواست مهم است؛ اما حتماً بخوانید حتماً مشارکت کنید و این بستر هم وجود دارد. حالا یا راهنمای تازه‌واردین بشوید که خیلی جایگاه خوب و قشنگی است یا راهنمای سفر اول. در نهایت حضور پیدا کنید و خود را محک بزنید.

صحبت پایانی شما:

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، ما در لحظه هم خواست را داریم هم پندار و هم حرکت را داریم و هم نتیجه را داریم، یعنی پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است در تمام لحظه‌لحظه ما این موضوع صحت دارد. این مهم است؛ زیرا هر نقطه‌ای که ما پا می‌گذاریم، هر تفکر یا هر حرکتی می‌کنیم؛ باید دانسته باشد. یک چیزهایی ما را از غرق شدن نجات می‌دهد، ما اگر تنها باشیم غرق می‌شویم؛ ولی اگر در جمع باشیم نجات پیدا می‌کنیم؛ حتی اگر بخواهیم غرق شویم، در نهایت نجات پیدا می‌کنیم. آن چیزی که ما را نجات می‌دهد گذشته‌ ما است نه آینده‌ ما. آن چیزی که ما را نجات می‌دهد دیگران هستند. آن چیزی که دیگران را به ما وصل می‌کنند، نفرت، خشم و شهوت نیست. آن چیزی که دیگران را به ما وصل می‌کند محبت، گذشت، بخشش و عشق ورزیدن است؛ اما در هر جایی این بستر را پیدا نمی‌کنید. کنگره۶۰ یک بستر به ما می‌دهد تا ما به دیگران محبت کنیم، عشق بورزیم و ببخشیم؛ بنابراین تا زمانی که حضور داریم سعی کنیم که محبت کنیم، گذشت داشته باشیم و ببخشیم. کنگره‌۶۰ ماورائی است، ماورای محبت است، ستون‌هایی از عشق بنا شده است که بخشش در کنگره۶۰ جاری است. ما اگر ببخشیم می‌توانیم با این جاری بودن، جاری شویم. آن چیزی که ما را می‌تواند بیرون کنگره۶۰ حفظ کند، بخشش ما در درون کنگره۶۰ است، تجربه ما در درون کنگره۶۰ است. چرا می‌گویم درون کنگره۶۰؛ زیرا خالص‌ترین نوع بخشش در کنگره۶۰ وجود دارد، شما پول می‌دهید، گیرنده را نمی‌دانید کیست، اصلاً نمی‌دانید کجا زندگی می‌کند! در بندرعباس، رشت، شیروان. نه در چشمانش نگاه می‌کنید و نه می‌دانید این خدمتی که شما می‌کنید به درد کجای زخمش می‌خورد؛ ولی من این‌را می‌دانم وقتی در کنگره۶۰ من علیرضا خدمت مالی می‌کنم، این خدمت مالی یک صندلی می‌شود برای یک سفراولی با حال خراب رویش می‌نشیند، با حس بد، با خانواده به هم‌ ریخته می‌آيد می‌نشیند و سپس می‌تواند یک خانواده را نجات بدهد. یک سقف می‌شود برای یک همسفر، با یک تفکر خراب، با حال خراب، با چه‌کنم چه‌کنم. گویی اگر به حال خود رها شود خیلی اشتباه کرده است و این اشتباهات شاید غیرقابل جبران باشد. آن صندلی و آن سقف نجاتش می‌دهد، نمی‌گذارد اشتباهی مرتکب شود. اشتباه نکردن او با آن خدمت مالی من باعث می‌شود که یک‌درهزار یا یک‌درمیلیون، مسیر انحرافی برای کج رفتن یک مسافر و یک همسفر باز نشود. او را از بی‌راهه رفتن نجات می‌دهد. این امکان در کنگره۶۰ میسر می‌شود. امیدوارم که موفق باشید.

با سپاس فراوان از شما بابت وقتی‌ که در اختیار ما گذاشتید. برای شما بهترین‌ها را از خداوند خواستاریم و امیدواریم برکت این خدمت‌ها هزاران برابر در زندگیتان جاری باشد.

طراح سؤالات و مصاحبه کننده: همسفر سیما رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر سوفیا
ویرایش و ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .