English Version
This Site Is Available In English

از دل تاریکی به روشنایی

از دل تاریکی به روشنایی

خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که امروز در مسیر کنگره هستم. هر زمان که به این دستور جلسه می‌رسیم، روزهای تاریک و سخت، برای من یادآوری می‌شود. برای من تصور درمان مسافرم در آن زمان‌ها، یک افسانه بود؛ اما حالا که در این جایگاه هستیم و پنج سال از رهایی ما می‌گذرد، تنها خدا را هزاران بار شاکر هستم که آن روزها تمام شد و ما از دل تاریکی‌ها به نور رسیدیم و اکنون در حال آموزش هستیم. از خداوند مهربان می‌خواهم برای کسانی که اکنون در تاریکی به‌سر می‌برند و خواستار رهایی هستند، مسیر و علم کنگره نمایان شود تا بتوانند به درمان برسند. شیشه یک زمانی کابوس من بود؛ به‌‌طوری‌که با دیدن مسافرم رعشه به تن من می‌افتاد که الان می‌آید و حال او چگونه است؟ برای من اتفاقی نمی‌افتد؟

به لطف خدا، مسافر من آزار و اذیتی برای ما نداشت و فقط شب‌ها بیدار بود. شاید به جرات می‌توانم بگویم که هفته‌ها نمی‌خوابید و روی یک مسئله متمرکز می‌شد. یک شب تا صبح، بدون هیچ استراحتی با موبایل خود کار می‌کرد و بعد می‌گفت من موبایل خود را درست کرده‌ام و حتی بهتر از اول شده است. خداوند را شکر می‌کنم که راه کنگره برای ما باز شد و مسافر من نیز به درمان رسید. راهی که در انتها به منشاء نور رسیدیم. من این حال خوش را در وهله اول سپاسگذار خداوند، بعد آقای مهندس و تمام عزیزانی هستم که در این مسیر ما را همراهی کردند.

رابط خبری: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
نویسنده: همسفر نگین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .