English Version
This Site Is Available In English

یاد گرفتم انسان اختیار دارد

یاد گرفتم انسان اختیار دارد

قلم بی‌جان را برمی‌دارم تا چند سطری در مورد همسفر بنویسم. هرگز آن روزها را که با حالی خراب، چشمانی پر از اشک و دلی ناامید وارد کنگره شدم، فراموش نمی‌کنم. روزی که برای اولین‌بار وارد کنگره شدم، به‌عنوان مهمان روی صندلی داخل سالن نشستم. مسافرانی که خود را معرفی می‌کردند و مدت زمان پاکیشان را اعلام می‌نمودند و من همچنان اشک می‌ریختم. آرام‌آرام با خودم حرف می‌زدم و دوباره جرقه‌ای از امید در دلم روشن شد؛ امیدی که می‌گفت می‌توان به روشنایی سفر کرد. آنجا بود که فهمیدم باید مسافرم سفر کند و من همسفر او شوم و بار مسئولیت‌های جدیدی را به دوش بگیرم. منی که خودم را فراموش کرده بودم و فقط دغدغه‌های مسافرم را داشتم، تازه فهمیدم باید بال و پری برای مسافرم باشم. مسافرم را به دست افرادی سپردم که از آگاهی و اطلاعات خوبی برخوردار بودند و خودم نیز به شناخت خویش پرداختم.

آنجا بود که آموختم نباید مقابل مسافرم بایستم، بلکه باید کنار او باشم. یاد گرفتم که انسان اختیار انتخاب دارد؛ میان خوبی‌ها و بدی‌ها. باید راهی را انتخاب کنم که از نور خدا باشد، از ضدارزش‌ها دوری کنم و بر خط ارزش‌ها و صراط مستقیم حرکت نمایم. پله‌پله با وادی‌ها آشنا شدم؛ وادی‌هایی که مرا با جهان جسم، جهان خواب و جهان‌بینی آشنا کردند. وقتی کتاب ۱۴ مقاله را خواندم، فهمیدم باید به مصرف‌کننده به چشم یک بیمار نگاه کرد؛ اینکه اعتیاد چیست و چگونه درمان می‌شود. در کنگره دریافتم که هنوز انسان‌هایی هستند که با قلبی مهربان و خالصانه خدمت می‌کنند. مسافر خوبم، من به‌عنوان یک همسفر کنار تو می‌مانم و از تو سپاسگزارم؛ چرا که تو بودی که مرا با چنین مکان ارزشمندی آشنا کردی. امیدوارم سربلند و پایدار بمانی.


نویسنده: همسفر زیبا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
رابط خبری: راهنمای لژیون هفتم همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .