جلسه دوم از دوره پنجم سری کارگاههای عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 زاهدان ببه استادی مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر حمیدرضا امروز با دستور جلسه «وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من» پنجشنبه 9 بهمن ماه 1404 آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدرضا هستم؛ یک مسافر.
خدا را بینهایت شاکرم که امروز بار دیگر این توفیق نصیبم شد تا در جمع گرم و صمیمی شما عزیزان حضور داشته باشم و در کنار شما خدمت کنم. از مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان، از ایجنت پرتلاش شعبه و همچنین از گروه مرزبانی صمیمانه تشکر میکنم که با تلاش و محبتشان، امنیت و آرامش این فضا را فراهم میکنند.
در رابطه با دستور جلسه وادی سیزدهم با عنوان ارزشمند «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم، باید به روز اول سفرم برگردم؛ روزی که درمان را آغاز کردم. در همان برگ اول دفترچهام، راهنمای محترمم آقای جواد همین دستور جلسه را برای من نوشتند. آن روز شاید عمق معنای این جمله را درک نمیکردم، اما امروز، بعد از گذشت یک سال، اینجا نشستهام و افتخار دارم که ارائه این دستور جلسه بر عهده من است. این را به فال نیک میگیرم و نشانهای از لطف خداوند میدانم.
زمانی که سفرم را شروع کردم، سراسر وجودم پر از استرس، ترس و تردید بود؛ اینکه آیا واقعاً درمان میشوم؟ آیا این دورهی سیاه مصرف مواد روزی به پایان میرسد؟ راستش را بخواهید، حتی تصور رهایی از آن بند سنگین هم برایم غیرممکن به نظر میرسید. اما امروز با تمام وجود شکرگزار خداوند هستم که آن تاریکی پشت سر گذاشته شد، درمان شدم و حالا در کنار شما، آرامش، حال خوب و حس زندگی را تجربه میکنم.
در اینجا لازم میدانم از خانوادهام صمیمانه تشکر کنم. در دوران مصرف، چه از نظر اخلاقی و چه از نظر روحی، بههمریخته بودم و آنها با صبوری و تحمل سختیهای فراوان، کنار من ایستادند. همچنین از همسفرم قدردانی میکنم که در آن روزهای دشوار، همراه و پشتیبان من بودند و هیچوقت تنهایم نگذاشتند.
وادی سیزدهم به مثلثی با سه ضلع عشق، ایمان و عقل اشاره دارد. اگر این سه ضلع را در کنار هم ببینیم، متوجه میشویم که عقل، بهمرور و با عبور از وادی یک تا دوازدهم شکل میگیرد و کامل میشود. اصل موضوع این است که عقل زمانی میتواند حکم درست بدهد که دیدِ کامل داشته باشد. در دوران مصرف مواد و در آن سیاهیها، عقل دچار اختلال میشود و تصمیمهای نادرست میگیرد؛ تصمیمهایی که انسان را از خودش و زندگی دورتر میکند.
امروز با تمام وجود شکر میکنم که کنگره ۶۰ وجود دارد و من به حال خوب رسیدهام؛ حالی که حاصل آموزش، صبر، عشق و ایمان است.
ممنونم از اینکه با سکوت و توجهتان به صحبتهای من گوش دادید .
نگارش: مسافر مهدی (لژیون چهارم، راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال: مسافر رامین (لژیون یکم، راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
196