چقدر سخت و دشوارست زندگی برای دختری که با هزار امید و آرزو از خانهی پدری خداحافظی میکند و به خانه بخت میرود تا زندگی تشکیل بدهد و زندگی آرامی بسازد، غافل از اینکه زندگی چه پستی و بلندیهایی برایش رقم زده و قرار است چه سختیهایی را پشتسر بگذارد. وقتی مسافرم را درحال سیگارکشیدن دیدم دنیا روی سرم خراب شد و من خوشخیال فکر میکردم که فقط سیگار است، ولی کمکم تریاک و مشروبات الکلی اضافه شد. چقدر با او صحبتکردم و او قبول میکرد و چقدر قول میداد که درستش میکند و میگفت که بهجایش قرص میخورم و از چاله به چاه میافتاد، یک مواد جدید روی کار میآمد یکمدت هم ازآن استفاده میکرد و قطع مصرف میکرد.
بعد از مدتی فهمیدم که هرویین و شیشه مصرف میکند، حال بماند که از اطرافیان چقدر حرف شنیدهام و مسافرم را به کمپ اجباری فرستادم و من خوشحال از اینکه مسافرم خوب میشود و برمیگردد. روز را شب میکردم و شب را روز تا اینکه ۲۱روز تمام شد از کمپ آمد و بعد از ۴ماه دوباره شروع به مصرف مواد کرد و این ادامه داشت تا اینکه من با کنگره۶۰ آشنا شدم با مسافرم به کنگره۶۰ آمدیم و سفرکردیم ولی باز هم مسافرم گریز میزد و حالش خوب نبود سیدی مینوشت ولی متاسفانه روی دارو نبود و بهخاطر همین موضوع کنگره را رها کرد و من همسفر را وسط این مسیر قشنگ تنها گذاشت و من بهتنهایی راه را ادامه دادم.
از راهنمایی عزیزم خانم فائزه خیلی ممنونم که امید داشتن، نترس بودن و شجاع بودن را بهم یاد دادن و همیشه میگفتند: (یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور) با آموزشهای ناب جناب مهندس و راهنمای عزیزم توانستم کلی آموزش بگیرم و بدانم که چطور باید با مسافرم رفتار کنم و همچنین هنر درست زندگیکردن رو به من یاد دادند و حالا خدا را شکر میکنم که مسافرم مصرفکننده شد تا به واسطه مسافرم با کنگره۶۰ آشنا شوم و به همسفر بودنم افتخار میکنم میدانم که چه جایگاه بالایی دارم.
درست است هنوز مسافرم به درمان و رهایی نرسیده است ولی من همسفر خیلی چیزها آموزش گرفتم و فهمیدم که مسافرم یک بیمار است و حالا باید چطور با یک بیمار رفتار کنم. من باید آنقدر تغییرات در درونم زیاد شود تا این تغییرات من سبب شود که مسافرم به کنگره برگردد و من سعی میکنم با آموزشهای کنگره مسافرم رو رفیق راه کنم تا دوباره سفر خود را شروع کند و به درمان برسد. از خداوند متعال میخواهم که هر همسفری یا هر مادری که از اعتیاد مسافرش رنج میبرد با کنگره۶۰ آشنا شود و کنگره سر راهش قرار بگیرد و با آموزشها بتواند بهترین نتیجه را دریافت کند و برای وجود داشتن پدری بزرگوار و عزیز همچون جنابمهندس خوشحال و سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
رابطخبری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
ویراستاری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
74