سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر.
۴۵روز از سفرم گذشته بود که با لژیون سردار آشنا شدم و اولین حضورم در لژیون سردار با استادی دیدبان محترم جناب آقای زرکش بود. با صحبتها و مشارکتهایی که در لژیون انجام شد در همان ابتدا در ذهن خود گفتم، اینجا هم برای خودشان کاسبی راه انداختهاند و فقط چهار، پنج نفر سفر اولی شرکت کرده بودند. راستش دلسرد شدم با اینکه مشکل مالی نداشتم؛ ولی نمیتوانستم قبول کنم که در این لژیون سهمی داشته باشم. ذهنم هنوز درگیر مسائل دیگری بود و همزمان نیروهای باز دارنده برای اینکه من را دور کنند تمام زورشان را میزدند. وقتی به مشارکتهای داداش لژیونیهایم و صحبتهای راهنمایم گوش میکردم در دلم میگفتم چهطور میشود که پولی را بدهی و آنقدر از پرداختش خوشحال باشی و این همه انرژی و حالخوش را بدست بیاوری. راستش تعجب میکردم به دلیل اینکه عضویت در لژیون سردار اجباری نبود و تمایلی به عضو شدن در این لژیون را نداشتم. تا اینکه سه، چهار ماه سفر بودم و حالم یکم بهتر شده بود و نگاهم نسبت به همه مسائل کنگره۶۰ تغییر پیدا کرده بود. از دبیر لژیون سردار سوالهایی را پرسیدم که این مبالغ صرف چه چیزهایی میشود؟ تمام جوابهایم را گرفتم و حسم نسبت به لژیون عشق و محبت تغییر کرد. متوجه شدم همانطور که در خانه خود زندگی میکنی و باید برای زندگی کردن در منزل خود هزینه کنی اینجا هم برای بدست آوردن حالخوش باید هزینه کنی. با این مبالغ میتوانیم شعبات دیگری را تأسیس کنیم تا دیگران هم بتوانند از این مکان مقدس استفاده کنند تا به درمان و حالخوش برسند. برای حضور در کنگره و نشستن روی صندلی و پرداخت هزینههای آب، برق، گاز، پذیرایی و تحقیقات پزشکی که برای درمان امثال بنده انجام میشود باید هزینه کرد. تمام این هزینهها از طریق خود اعضای کنگره۶۰ تأمین میشود. راهنمای خوبم آقا محمدرضا بارها به بنده و داداش لژیونیهایم میگفتند برای بدست آوردن حالخوش بروید و کارت بکشید، بروید عضو لژیون سردار بشوید، اگر میخواید از بنداعتیاد خلاص بشوید باید ببخشید باید بخشنده باشید همانطور که از دارو OT خود میبخشید باید از مالی که برای خودمان هم نیست ببخشیم تا به حالخوش برسیم. من بخشندگی را درک میکردم؛ چون در بیرون از کنگره بخشنده بودم. از پدر خدا بیامرزم بیاد دارم که چهقدر بخشنده بود و این در ذهن من هک شده بود که باید بخشنده باشم. اگر برای حال دل خودت نتوانی ببخشی چهطور میخواهی به انرژی، حالخوش و درمان برسی، چهطور میخواهی آموزش بگیری اما مبلغی را پرداخت نکنی، الان کنگره۶۰ خانه امن دوم من شده است. نه تنها برای لژیون سردار؛ بلکه در تمام قسمتهایی که نیاز به حضورم داشته باشند میروم و خدمت میکنم. من برای کارهایی که در بیرون از کنگره در قبال کاری که مربوط به شغل من است و انجام میدهم پولی را دریافت میکنم؛ اما اینجا اگر کاری انجام دهم مبلغی دریافت نمیکنم؛ چون فهمیدهام اینجا باید ببخشی و حالخوش آن فقط نصیب خودت میشود. من برای گلیرزان گذشته مبلغی بیشتر از حق عضویت در لژیون سردار تعهد کردم و نسبت به تعهدی که کردم باید مسئولیتپذیر باشم. اگر من این تعهد مالی را نتوانم پرداخت کنم؛ یعنی تمام حرفهایی که میگویم حقیقت ندارد و تا الان خدا را شکر توانستهام ماهبهماه برای تعهد در لژیون سردار و هم برای سبد قانون۱۱ پرداختی داشته باشم. امیدوارم در سال جدید و با رهاییام در سفر DST، سیگار و جونز تعهد مالیام را بیشتر کنم تا بتوانم گوشهای از این کاربزرگ را گرفته باشم تا دیگر عزیزان هم بتوانند این حالخوب را دریافت کنند. در آخر از جناب آقای مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره۶۰ تشکر و قدرانی میکنم. از ایجنت محترم شعبه سمنان حسین آقا و راهنما خوبم که باعث شدند در این لژیون عشق و محبت شرکت کنم و سهم کوچکی داشته باشم تشکر میکنم که با راهنماییهایشان توانستم تا به الان از حالخوش برخوردار باشم.
نویسنده: مسافر مرتضی لژیون پانزدهم
ویرایش متن: مسافر مهدی لژیون دهم
ارسال مطلب: مسافر مجید لژیون یازدهم
مرزبان خبری: مسافر رامین
- تعداد بازدید از این مطلب :
179