English Version
This Site Is Available In English

سفر اولی باید بیشترین تفکر را روی درمان خودش داشته باشد.

سفر اولی باید بیشترین تفکر را روی درمان خودش داشته باشد.

دهمین جلسه از دوره دوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی راهنمای تازه واردین مسافر حسن، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «وادی اول و تاثیر آن روی من» روز پنج شنبه 14 فروردین ماه 1404 ساعت 16 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر. از نگهبان جلسه حسن آقا سپاسگزارم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
خیلی خوشحالم که در موطن خودم و در جمع شما هستم دفعه قبل که آمدم جمعیت کمتری نسبت به الان بود و این نشان از رشد شعبه دارد. در سال 95 پیام وادی اول یعنی تفکر، از یک رهگذر به من رسید و القا و احیاء من، از همان روز شروع شد و از همان روزی که فهمیدم چقدر مصرف کنم رها شدم چون من بدون فکر مصرف می کردم.
بدن من بیش از یک و نیم گرم مواد نمی خواست و همه مشکلات از جایی شروع شد که افراط کردم.
ما از تابلویی که در خانه یا هر جای دیگر نصب می کنیم باید یک چیزی را درک کنیم و بفهمیم تفکر از این جا معلوم می شود. این تابلو باید حرفی برای گفتن داشته باشد تا در خانه یا هر جای دیگری نصب شود.
ما از مصرف مواد چه چیزی فهمیدیم؟ اول کار را انجام می دادیم و بعد پشیمانی آن می ماند. اول معامله می کردیم و بعد به فکر این بودیم که چطوری چک آن را پاس کنیم یا اول برای مسافرت راه می افتادیم بدون این که فکر کنیم که کجا می خواهیم برویم. یعنی بدون این که فکر کنیم که به کجا می رویم و اعتیاد ما را به چه گردابی خواهند کشاند.
من در سالهایی که اعتیاد را تجربه کردم فهمیدم که هر جا مشورت کردم حتی در زمان اعتیاد، کار به خوبی انجام گرفت و هر جا سر خود عمل کردم ضرر کردم و خودم و خانواده ام را گرفتار گرداب کردم. این جا بود که درک کردم که من اشتباه کردم و من باید راه درست را بروم.

همه ما مصرف کننده بودیم وقتی رو به طرف خانه ساقی می رفتیم و یا جنس را می گرفتیم قبل از مصرف حال ما بهتر می شد چون خاطر جمع بودیم جنس را داریم؛ این همان القاء است. وقتی وارد کنگره می شویم راهنما به ما سه روز سقوط آزاد می دهد همین که راهنما به ما زنگ می زند و می گوید از فردا یک وعده بخور حالت خوب می شود این جا بود که فهمیدم که یک راهنما چقدر نقش مهمی درالقاء واحیاء رهجو دارد.
حتی یک سفردومی به سفراولی، هر کدام از ما می توانیم به همدیگر القا کنیم چه حال بد و چه حال خوب. مثل برداشت از یک تابلو، بستگی به من دارد که چه نقاشی بکشم.
همیشه با حال خوب باید یک تفکر خوبی داشته باشم و باید در جهت آن تلاش کنم. یک سفر اولی باید بیشترین تفکر را روی درمان خودش داشته باشد.
فکر با تفکر فرق می کند فکر شما را به هزار راه می برد ولی در تفکر شما روی یک موضوع تمرکز می کنید و در جهت آن تلاش می کنید. من زمانی که مصرف می کردم بچه ام 8 سالش شده بود و نفهمیدم کی بزرگ شد، درخت انجیر را کاشتم، بزرگ شد، از انجیر آن می خوردم و نفهمیدم که خودم درخت کاشتم تا زمانی که درمان شدم فهمیدم.
اگر تفکر صحیح داشته باشیم حتما برداشت درستی هم خواهیم داشت و صعود خواهیم کرد و مشکلات هم کم می شود و موفق و پیروز خواهیم شد.
خیلی خوشحالم که در این مکان قرار گرفته ام از همسفرم تشکر می کنم که این همه راه رفتند و آمدند تا من خوب شدم. امیدوارم که سال خوبی داشته باشید. ممنون از شما که به حرف های من گوش کردید.
عکاس: مسافر محمد لژیون یکم راهنما مسافر حمید
تایپ و ویراستار: مسافر حسن لژیون یکم راهنما مسافر حمید
ارسال خبر:  مسافر محمد لژیون یکم راهنما مسافر حمید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .