English Version
This Site Is Available In English

بخشش دریچه ورود نعمت‌ها

بخشش دریچه ورود نعمت‌ها

سلام دوستان هاشم هستم یک مسافر. 

 

«آن‌چه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است.» 

هر انسانی برای بقا نیاز به یک‌سری پیش نیازها دارد و برای رسیدن به آن‌ها باید به جنبه‌های مادی آن توجه کند. هم‌چنین برای برقراری یک ساختار باید مسائل مالی آن ساختار را هم درنظر گرفت. من زمانی‌که در تاریکی‌ها غرق بودم فقط به فکر مصرف بودم و هیچ‌گاه به بخشش فکر هم نمی‌کردم و همیشه توقع داشتم دیگران به من ببخشند و چیزی را به من هدیه کنند؛ اما بعد از ورود به کنگره و آموزش گرفتن یاد گرفتم که تا نبخشیم و از مال‌مان چشم پوشی نکنیم در واقع مسیر جذب را بر خودمان می‌بندیم و در حالت سکون می‌مانیم. از معایب سکون به باتلاق تبدیل شدن و گندیدن است؛ ولی وقتی چیزی را به دست می‌آوری باید آن را در زندگی جاری کنی به قول قدیمی‌ها از هر دست بدهی از همان دست می‌گیری، باید بخشید این آموزشی است که امروز من فراگرفتم و این را مدیون کنگره۶۰ و آموزش‌های شخص مهندس دژاکام هستم. من همیشه برای انجام کارهای شخصی، مسائل و کارهای روزمره زندگی خود به هر قیمتی که بود باید جزء بهترین‌های آن کار می‌بودم، برای من هم فرقی نداشت که چه کاری باشد. در بدو ورود به کنگره۶۰ اولین باری که اسم لژیون سردار را شنیدم با خودم گفتم این لژیون باید برای قدیمی‌ها یا آن‌هایی که به درجه‌های بالایی رسیده‌اند باشد و در دل به خود گفتم که من حتماً باید وارد این لژیون بشوم؛ ولی به مرور زمان و بعد از مدتی آموزش گرفتن متوجه شدم که لژیون سردار یکی از بهترین مکان‌ها و جایگاهی است که اگر با عشق و ایمان کامل وارد بشویم می‌توانیم بهترین آموزش‌ها را برای زندگی‌مان دریافت کنیم. ما همیشه از کودکی شنیده‌ایم که بخشش از بزرگان است. البته به نظر شخصی من انسان باید آن‌قدر بزرگ باشد که بتواند از بخشی از مال یا درآمدش بدون کوچک‌ترین چشم داشتی بگذرد. من وقتی به این درک رسیدم برای اولین بار این کار را با احتیاط انجام دادم و در کمال ناباوری اثرات مثبت آن را در زندگی‌ام دیدم که واقعاً برای من قابل هضم نبود. من همیشه برای انجام کاری باید شواهد و قرائن را کنار هم می‌گذاشتم و با منطق خودم آن را بررسی می‌کردم؛ اگر به نتیجه می‌رسیدم آن کار را انجام می‌دادم. من بعد از اولین بخشش بدون چشم داشت خود در کنگره، در عرض یک‌هفته از جایی که اصلآ فکرش را هم نمی‌کردم به من برگشت و این امر باعث شد که ایمان من نسبت به لژیون‌ سردار محکم‌تر شود و یکی از اعضای پروپاقرص این لژیون بشوم.

 به‌قول معروف «آن‌چه از دل برآید لاجرم بردل نشیند.» 

جا دارد مراتب تشکر و قدردانی خود را از بنیان کنگره۶۰ جناب آقای‌مهندس حسین‌دژاکام به جا بیارم؛ چون بزرگ‌ترین درس بخشش را ایشان با بخشیدن روش درمان DST به ما یاد دادند، که به نظر من هر شخص دیگری حتی اگر خود من می‌بودم اول به فکر درآمدزایی از آن می‌افتادم. در آخر از راهنما خوبم آقا امیرعباس از لژیون هشتم شعبه سمنان تشکر می‌کنم که به نیابت از جناب آقای مهندس‌دژاکام راهنمایی بنده را بر عهده دارند.

 

نویسنده: مسافر هاشم لژیون هشتم

ویرایش: مسافر مهدی لژیون دهم

ارسال مطلب: مسافر مجید لژیون یازدهم 

مرزبان خبری: مسافر رامین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .