جلسه چهاردهم از دور بیست و دوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دهخدا با استادی مسافر: سعید، نگهبانی: مسافر حسن و دبیری: مسافر امیر با دستور جلسه:" نظم،انضباط و احترام در کنگره 60" در تاریخ 21 اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر
از نگهبان جلسه و دبیر محترمشان تشکر قدردانی میکنم که به بنده اجازه خدمت کردن در این جایگاه را دادند.
از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و راهنمای گرانقدرم علی آقا خیلی تشکر میکنم در واقع این جایگاه برازنده ایشان است ولی ایشان به بنده لطف داشتند و اجازه دادند که بنده از این زاویه به شعبه نیز نگاهی داشته باشم.
بنده از اینکه عضو کوچکی از انجمن بزرگ احیای انسانی کنگره ۶۰ میباشم خیلی خوشحالم؛از بَدو ورود به کنگره ۶۰ خیلی از موارد هم درون و هم بیرون دستخوش تغییرات بسیار زیبایی شده است زمانی که به کنگره آمدم با ۴ سال سقوط آزاد مواد و سیگار وارد شدم در همان روز اول راهنمای محترم علی آقا به من فرمودند برای چه چیزی به کنگره آمدهای؟ دنبال چه چیزی هستی؟ و بنده در جواب به ایشان گفتم از نداشتن نظم در زندگی به شدت دچار مشکلات عدیدهای شدهام و رنج بسیار میبرم و مطمئنم که کنگره ۶۰ میتواند من را وارد این مدار نظم بکند.
راهنمایان کنگره ۶۰ مردان واقعی زندگی ما مسافرین در کنگره ۶۰ میباشند در ادامه از راهنمای محترم آقا قاسم راهنمای پارک نیز کمال تشکر را دارم ما مسافرین در جایگاه رهجو خیلی چیزها را باید یاد بگیریم؛بنده بر این عقیده هستم که وقتی یک نفر قواعد زندگی را محترم میشمارد چه بخواهد و چه نخواهد وارد جریان نظم میشود. به یاد دارم اولین باری که مواد را مصرف کردم تنها چیزی که چند هزار میلیارد سلول من را از نظم خارج کرد محترم نشمردن این قانون بزرگ زندگی یعنی نظم بود؛ و بلافاصله بعد از مصرف بازی زندگی من به هم ریخت.
به نظر من نظم به تنهایی یک واژه میباشد یک فعل میباشد و نیاز به فاعل دارد که مجری آن خود من میباشم که در اجرای این موضوع هیچ کسی قرار نیست به بنده کمکی بکند؛
آقای مهندس در آخرین CD که ارائه کردند فرمودند ما برای رسیدن به تعالی در بعد روحانی نمیتوانیم درمان جسم را نادیده بگیریم،،بنده خودم شخصاً در زندگی قبل از ورود به کنگره تلاش بسیاری برای رشد بعد معنوی خود انجام میدادم ولی نمیشد و نتیجهای نمیگرفتم و اکنون با آموزشهایی که در کنگره ۶۰ گرفتهام متوجه شده ام که در جسم من کمبودی وجود داشت که این کمبود همان سیستم ایکس میباشد؛سیستم ایکس من واقعا کار نمیکرد و به شدت در زندگی از نداشتن ثبات رنج میبردم.
در آخر از آقای مهندس تشکر میکنم به خاطر چنین چیدمان دقیق و منظمی و طبق گفته جناب آقای مهندس هر فرد در زندگی باید یک استادی داشته باشد انسان بدون استاد واقعاً نمیتواند زندگی کند و کاملاً به هم خواهد ریخت،،
آخر صحبت هایم را با این جمله به پایان میرسانم و آن اینکه از خداوند میخواهم که ما را در اجرای این قانون بزرگ نظم یاری بفرماید مچکرم.
مرزبان خبری: مسافر مجید
صدابردار: مسافر داود( لژیون یکم)
عکاس: مسافر مهدی( لژیون هشتم)
تنظیم: مسافر احمد( لژیون دوم)
ارسال: همسفر فرهاد( لژیون یکم)
منبع: مسافران نمایندگی دهخدا
- تعداد بازدید از این مطلب :
162