نهمین جلسه از دوره پنجاه و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافر ناصر، دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه " نظم، انضباط و احترام در کنگره60 " سه شنبه 21 اسفند ماه ۱۴۰۳ راس ساعت ۱۵/۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر، از نگهبان جلسه، ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمای خوبم مسافر مصطفی تشکر میکنم که اجازه دادند این جایگاه را تجربه کرده و آموزش بگیرم. میخواهم کمی از گذشتهام که مربوط به دستور جلسه امروز "نظم، انضباط و احترام در کنگره60 " میشود، بگویم.
گذشته در اعماق تاریکی بودم که حتی یک نفر حاضر به همنشینی با من نبود، نزدیک به چهار ماه پشت در بودم تا وارد کنگره شدم وسفرم را آغاز کردم، الان آزاد و رها در خدمت شما دوستان هستم. موضوعی که حتی در خواب هم نمیدیدم اتفاق افتاد.
قبل از ورود به کنگره انواع روشها را امتحان کرده بودم و با خودم گفتم کنگره هم مانند آنها جواب نمیدهد اما وقتی وارد کنگره شدم گوشهای نشسته بودم و با دیدن نظم جلسه، مرتب و یکدست بودن رنگ لباسها اصلا باورم نشد که این افراد مصرف کننده بوده باشند تا اینکه چشمم به استاد جلسه افتاد که از قبل کاملا ایشان را میشناختم و حدود ده سال بود که او را ندیده بودم آنقدر ایشان وضعیت بدی داشتند، تعجب کردم که واقعا آیا خودش است؟ اینقدر مرتب و خوشتیب! تازه فهمیدم که در کنگره پهلوان هم شدهاند.
وقتی به منزل رسیدم اولین کاری که کردم تقویم را برداشتم و همان روز، روی تقویم نوشتم اگر این دوست قدیمی من توانسته در اینجا نتیجه بگیرد و درمان بشود من هم حتما میتوانم. بدون تعارف؛ مسئلهای که توانست من را به رهایی برساند دیدن همین دوستم بود، چون واقعا گذشته خیلی بدتری از من داشت.
خداوند را شاکر هستم که با رعایت نظم و انظباط در تمام مراحلِ درمان توانستم سفر خوبی را انجام بدهم تا به درمان رسیده و بیشترین لذت را تجربه کنم. سه ماه پیش که با آقا مصطفی به نمایندگی رضا دعوت شدیم با اینکه بارها آن مسیر را رفته بودم اصلا فکر نمیکردم در آن جاده خانه، باغ و ویلا داشته باشد، انگار هیچگاه این مناظر را ندیده بودم و فکر میکردم همه کال و بیابان است چون همیشه به آنجا سر میزدم و مواد مصرف میکردم.
قبلا با تنفر و به اجبار مواد صنعتی مصرف میکردم و راه درمان را پیدا نمیکردم با این تلاشها مصرف متادون را به آن اضافه کردم. باورم نمیشد روزی با حال بسیار خوش جایگاه استادی را تجربه کنم و این از لطف کنگره 60 است.
خیلی حالم خوب است و بالاترین لذت را تجربه میکنم. دستور جلسه امروز نظم و انضباط و احترام در کنگره60 است. بدون تعارف بگویم اگر نظم و انضباط داشته باشید و به دستورات راهنما عمل کرده و فرمانبردار باشید، مطمئنا به رهایی رسیده و حال خوش را تجربه میکنید.

تا یک سال پیش من شاید یک ساعت هم کنار خانوادهام نبودم، خانوادهام را به مسافرت میبردم و خودم دنبال کارتون خوابها بودم چون میدانستم آنها خبر دارند از کجا میتوان مواد سفید را تهیه کرد و هیچ چیزی به غیر از مصرف مواد سفید برای من مهم نبود.
ماه مبارک رمضان است کمی هم در مورد سفره افطار صحبت میکنم همیشه آرزو داشتم افطاری بدهم اما در خودم نمیدیدم که پول خرج کنم ولی اینجا با کمترین هزینه یک سری از آرزوهای ما را برآورده کرد.
دو سال پیش روزی حدود ۶۰۰ هزار تومان هزینه مصرف مواد میکردم ولی الان میخواهم ۲۰۰ هزار تومان برای حامی رمضان بکشم دست و دلم میلرزد، در کجای دنیا میشود که من با یک مبلغ ناچیز خودم را در یک دیگ بزرگ شریک کنم؟
مقدار مبلغی را که شما کمک میکنید مهم نیست حتی اگر شما مبلغ کمی را به سبد ماه مبارک رمضان کمک کنید شاید از نظر شما مبلغ کوچک باشد، اما برای کمک و پیشبرد اهداف کنگره 60 و در مسیر درستی قدم برداشتهاید و نتیجه آن به زندگی شما برمیگردد.
با تمام وجود دوست دارم دوستانی که در سفر اول هستند به رهایی و حال خوش برسند و بتوانند مثل من این جایگاه را تجربه کنند. اگر خواسته درمان داشته باشید و فرامین راهنمای خود را به مرحله اجرا در بیاورید حتما به آن رهایی که مد نظر کنکره 60 است خواهید رسید.
اگر به شما گفته میشود که اول جلسه حضور پیدا کنید این کار را انجام دهید، من در رویای خودم نمیدیدم که یک روز به احترام این جایگاه چهارصد نفر به احترام من بايستند. خدا میداند من در خواب شب نمیدیدم که یک روزی به این جایگاه برسم، ولی خداراشکر امروز به این مرتبه در زندگیام رسیدهام، آن هم به واسطه فرمان بردار بودن و اجرا کردن فرامین راهنمای خودم تا توانستم به درمان و تعادل برسم.
مرزبان خبری: مسافر علیاصغر
تایپ: مسافران مهدی ل1، ابراهیم ل7،
کوروش ل10، محمدرضا ل10
عکاس: مسافر علیرضا ل7
تنظیم و ارسال: سایت نمایندگی شفا
- تعداد بازدید از این مطلب :
133