English Version
This Site Is Available In English

بهترین مسیر برای رهایی

بهترین مسیر برای رهایی

جلسه هشتم از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند به استادی راهنمای تازه واردین مهدی و نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر بهمن با دستور جلسه «هفته راهنما» چهارشنبه 1 اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

ابتدا از خداوند بزرگ تشکر می‌کنم که این جایگاه را به من داد تا خدمت کنم سپس از جانب خودم و نمایندگی دماوند به جناب مهندس دژاکام اولین راهنمای کنگره 60 جناب مهندس دژاکام تبریک می‌گویم که این مسیر را برای ما هموار کرده است در کنگره 60 ما چندین جشن داریم و یکی از آن‌ها جشن راهنما است راهنماهای کنگره 60 همگی از جنس خود ما هستند و کسانی بودند که خودشان مصرف‌کننده بوده‌اند و اعماق  تاریکی را تجربه کرده‌اند.

فرد بعد از ورود به کنگره 60 بعد از سه جلسه اول که تازه واردین او را مشاوره کردند یک لژیون انتخاب می‌کنند و یک شخص می‌شود راهنمای او همان‌طور که از اسم این شخص مشخص است یعنی بلد راه است و راهنما آن چیزی که بلد است را انتقال می‌دهد به رهجو حال رهجو باید فرمان‌بردار کامل باشد و سر خود را با سر راهنما عوض کند بعد از یک سال که رهجو وارد سفر دوم شد بعد از یک سال می‌تواند امتحان راهنمایی بدهد و این امتحان اول کتبی از منابع و کتاب‌های کنگره است بعدازاینکه قبول شد می‌رود برای امتحان شفاهی و کارآموزی باید طی کند و اگر قبول شود در همان شعبه‌ای که امتحان‌داده می‌تواند به مدت چهار سال راهنما بشود.

برای کسی که بیماری اعتیاد را تجربه کرده راهنمایی بهترین خدمت و مسیر رهایی است و کاملاً همه مسائل رهجو را می‌فهمد چون خودش این مسیر را طی کرده و صور درونی رهجو را کامل درک می‌کند. حال کار اصلی راهنما این نیست که فقط رهجو را درمان کند بلکه کار اصلی این است که رهجو را به درجه راهنمایی برساند و استاد پرورش بدهد می‌گویند کسی که می‌آید در کنگره ۶۰ یک دوره درمان را طی می‌کند برابری می‌کند با یک دوره حیات.

راهنما کار خود را به این دلیل سخت می‌گیرد چون اگر فرد مصرف‌کننده قرار بود خودش را درمان کند مسیرش به اینجا نمی‌افتاد و همه مسیرها را امتحان کرده حال می‌آید اینجا راهنما یک مسیر و راهی را برایش باز می‌کند و رهجو باید آن مسیر را برود حال اگر هر مشکلی در این مسیر پیش بیاید همه این‌ها را راهنما برایش باز می‌کند راهنما از رفتار و کردار رهجو می‌فهمد که رهجو خواسته درمان دارد و تمام توان خود را می‌گذارد تا رهجو را به درمان برساند کار راهنما با عشق است و اگر غیرازاین بود از زندگی و زمان و خانواده خود نمی‌گذاشت که من را به درمان برساند حساب عشق هم با عاشق است نه معشوق، راهنما در لژیون برای درمان و آموزش من تمام تلاشش را می‌کند و اگر من رهجو آموزش نگیرم خودم ضرر کردم درصورتی‌که راهنما کار خودش را کرده راهنماها هم یک روزی مصرف‌کننده بوده ولی امروز با تمام عشقش می‌آید خدمت می‌کند و از هیچ‌کس هم هیچ توقعی ندارد همان‌طور که رهجوی سفر اولی وارد شعبه می‌شود برایش ساعت می‌زنند برای راهنما هم ساعت حضور می‌خورد در مرزبانی راهنما هم هفته‌ای یک سی دی باید بنویسد و آمار کلی راهنما ماهی یک‌بار تحویل دفتر مرکزی داده می‌شود.

وظیفه من نسبت به راهنما این است که تمام آن چیزی را که می‌خواهد در مسیر درمان را انجام دهم بزرگ‌ترین عشق برای راهنما این است که رهجویش بعد از درمان خدمت گذار کنگره بشود جشن راهنمایی برای این است که جایگاه راهنما به دیگران نشان داده شود من رهجو باید در مقابل راهنما با کمال ادب و احترام رفتار کنم.

بهترین راه برای قدردانی و تشکر در کنگره دلنوشته و دادن پاکت است حال هر کس نسبت به درک و توانی که از خدمات راهنما دارد درصورتی‌که راهنما این عشقی را که به ما دارد به پول نمی‌فروشد رهجو  باید از راهنمای تازه واردین خود هم قدردانی کند چون کار راهنمای تازه واردین هم بسیار سخت است چون باید در سه جلسه شخص را جذب و تشویق کند برای آمدن به کنگره و آن‌قدر با عشق در همان جلسات شخص را جذب می‌کند که شخص با حس و انرژی خوب ازاینجا می‌رود.

کسی که اینجا می‌آید باید هزینه کند نه مالی بلکه از وقتش کارش و خانواده‌اش باید بزند تا به آن حال خوب برسد کسی که مصرف‌کننده باشد کارهای دیگران را در قبال خودش وظیفه می‌بیند ولی کسی که می‌آید در مسیر درمان قرار می‌گیرد زحمات دیگران را در قبال خودش می‌بیند و بابت آن از دیگران تشکر می‌کند.

پس هیچ‌وقت نباید یادمان برود که کجا بودیم و امروز به کجا رسیدم از طریق آموزش‌های کنگره و باید بابت همه این زحماتی که برای ما کشیده شده شکرگزار و سپاسگزار باشم.

 

تایپ:مسافر یاسر

تنظیم و ارسال:مسافر مجتبی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .