English Version
This Site Is Available In English

عشق بدون چشم‌داشت

عشق بدون چشم‌داشت

سومین جلسه از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر ابوذر با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان» روز سه‌شنبه ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.


سخنان استاد:

چندمین جلسه‌ای است که در مورد دستور جلسهٔ «دستاوردهای آقای مهندس» صحبت می‌کنیم. در جلسات گذشته، دربارهٔ کتاب‌های ایشان نیز مطالبی مطرح شد. من مقالات آقای مهندس را مطالعه می‌کردم. اولین مقالهٔ ایشان، «صورت‌مسئلهٔ اعتیاد» بود که کمک بسیار بزرگی به درمان اعتیاد کرد. به قول معروف، مبدأ و مقصد مشخص شد. شاید مقصد همهٔ ما به‌نوعی یکسان باشد، اما مبدأ هر شخص با دیگری متفاوت است. آقای مهندس دژاکام در اولین مقالهٔ خود که در سیستان ارائه کردند، به تشریح صورت‌مسئلهٔ اعتیاد، روش حرکت و ساختار درمان پرداختند. ایشان با ارائهٔ مقالات، تألیف کتاب‌ها و انتقال علم و دانش خود، راه را به همگان نشان دادند. اما از نظر من، با توجه به برداشتی که از حضور در کنگره دارم، بزرگ‌ترین نعمتی که آقای مهندس به ما عطا کردند، مسئلهٔ عشق و محبت است. عشقی که ارتباطی بسیار زیبا میان خدمتگزار، تازه‌وارد، مسافر، مرزبان، سفر اولی و سفر دومی برقرار کرده است. در این میان، یکی از زیباترین ارتباط‌ها، ارتباط راهنما و رهجو است. من همیشه شاکر و قدردان هستم که راهنمای بسیار عزیزی داشتم که جایگاه والایی داشتند و توانستم با عشق و محبت به ایشان متصل شوم. این عشق، بدون هیچ‌گونه توقع و چشم‌داشتی بود. من با افکاری که از دوستانم به من منتقل شده بود، وارد کنگره شدم؛ با این تصور که شربت اپیوم دریافت کنم، در یکی از پله‌های پایین نگه دارم و با همان پله به مسیر خود ادامه دهم. اما عشق و محبتی که در کنگره دریافت کردم، محبتی خالصانه و بدون چشم‌داشت بود که دیدگاه مرا تغییر داد. همین محبت باعث شد به سفر خود ادامه دهم و به لطف خداوند، به درمان برسم. به‌راستی، این اتفاق کاری خارق‌العاده است که می‌تواند دنیا را متحول کند. کنگره به انسان درس زندگی می‌دهد. نظم فوق‌العاده‌ای که در لژیون‌ها و در کل مجموعهٔ کنگره وجود دارد، انسان را دوباره به زندگی پیوند می‌دهد و مسیر درست زندگی کردن را به او می‌آموزد. فرقی نمی‌کند که در سفر اول باشیم یا سفر دوم؛ هرکدام حال‌وهوا و زیبایی خاص خود را دارد. حال‌وهوای سفر اول به شکلی زیباست و سفر دوم نیز حال‌وهوای متفاوت و دلنشین خود را دارد. واقعاً هیچ ماده‌ای نمی‌تواند چنین حس و حال زیبایی را به انسان منتقل کند. برای مثال، اگر بخواهم از وضعیت خواب خود پیش از سفر صحبت کنم، باید بگویم که حداقل زمان خواب من به ۹ ساعت رسیده بود. بنابراین، هم قوانین متد DST و هم عشق و محبتی که در بستر این قوانین به انسان منتقل می‌شود، همگی از دستاوردها و قدرتی است که آقای مهندس برای ما به ارمغان آورده‌اند. همهٔ ما روش‌های مختلف ترک اعتیاد را تجربه کرده بودیم، اما از هیچ‌کدام نتیجهٔ مطلوبی نگرفته بودیم. برای مثال، حدود ۱۸ سال پیش به یک کلینیک ترک اعتیاد مراجعه کردم. به من قرصی دادند و گفتند که در سه ساعت اول، شش عدد قرص را در زمان‌های مختلف مصرف کنم و پس از آن، پنج ساعت فاصله بیندازم. هر بار نیز بسته‌های صدتایی دارو به من می‌دادند و من هر سه روز یک‌بار برای دریافت دارو مراجعه می‌کردم. در آنجا، اصلاً از من سؤال نمی‌کردند که چه مقدار مصرف می‌کنم، چگونه مصرف می‌کنم یا حال و احوالم چگونه است. اما شرایط در کنگره کاملاً متفاوت است. راهنما با عشق و محبت، وضعیت رهجو را پیگیری می‌کند؛ اینکه داروی خود را چگونه، به چه میزان و در چه زمانی مصرف می‌کند و از نظر جسمی و روحی در چه شرایطی قرار دارد. این تفاوت ارزشمند، در سایهٔ آموزش‌های کنگره و تلاش‌های آقای مهندس شکل گرفته است.

خداوند را شاکرم که من نیز عضوی از این خانوادهٔ بزرگ هستم و در اینجا، شیوهٔ بهتر زندگی کردن را می‌آموزم. انسان پس از رهایی، مسیر زندگی خود را پیدا می‌کند، یاد می‌گیرد چگونه با مشکلات روبه‌رو شود و مسائل زندگی را به شکل درست‌تری مدیریت کند. مدتی پیش، سی‌دی «من» از استاد امین را گوش می‌دادم. ایشان در این سی‌دی به سه مسیر پس از رهایی اشاره می‌کنند. مسیر اول این است که فرد به درمان برسد و پس از آن، به زندگی شخصی خود ادامه دهد. اگر درمان او کامل شده باشد، این انتخاب هیچ ایرادی ندارد و حتی می‌تواند بهترین تصمیم برای او باشد. مسیر دوم این است که فرد پس از رهایی در کنگره بماند و به‌عنوان خدمتگزار، به دیگران خدمت کند. مسیر سوم این است که فرد پس از رهایی با مشکلات تازه‌ای روبه‌رو شود؛ با مسائل، موانع و برخی حس‌هایی که ممکن است در او بیدار شوند و مانع ادامهٔ مسیرش شوند و باعث شوند دوباره حال نامطلوبی را تجربه کند. در پایان، باز هم هزاران مرتبه خداوند را شکر می‌کنم که عضوی از این خانوادهٔ بزرگ هستم و فرصت دارم تا بهتر زندگی کردن را بیاموزم و روزبه‌روز کیفیت زندگی خود را ارتقا دهم. امیدوارم بتوانم از آموزش‌های کنگره بهرهٔ بیشتری ببرم و در مسیر رشد، آگاهی و خدمت، قدم‌های مؤثرتری بردارم.

 

تهیه گزارش: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...