دومین جلسه از دوره دوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی "آذر تبریز" با استادی مسافر پویا، نگهبانی مسافر ابوذر و دبیری مسافر محمدحسین با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی آقای مهندس (کتابها)" روز یکشنبه ۲۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد:

من نیز به نوبهٔ خود، فقدان خالق روش DST و خالق حال خوش، مهندس دژاکام عزیز را به تکتک شما تسلیت میگویم. گرچه در کنگره ۶۰ و در آموزشهایی که آقای مهندس به تکتک ما دادهاند، پایانی وجود ندارد؛ بلکه همواره آغازی در کار است. اگر پایانی وجود داشته باشد، مطمئن باشید که سرآغاز خط دیگری خواهد بود. ما سالهاست که در کنگره ۶۰ با این تفکر زندگی میکنیم و به آن اعتقاد داریم. بهترین بندگان خداوند، کسانی هستند که خداوند آنها را بهعنوان مأمور و خادم به این کرهٔ خاکی میفرستد. آنها مأموریت خود را به انجام میرسانند و سپس به بُعد دیگری منتقل میشوند. چرا؟ چون این نیروها باید در ابعاد دیگر هستی نیز به خدمت خود ادامه دهند. دستور جلسهٔ امروز، همانطور که دبیر جلسه فرمودند، دربارهٔ سی سال تلاش است؛ تلاشی که بدون هیچ چشمداشتی انجام شده است؛ تلاشی که حتی در برابر یک نفر از کسانی که از این روش بهرهمند شده و به درمان رسیدهاند، هیچ توقعی در پی نداشته است. این تلاش و کوشش، زندگی صدها هزار انسان را تغییر داده، صفات آنها را دگرگون کرده و از انسانهایی طلبکار، انسانهایی خدمتگزار ساخته است. این موضوع بسیار مهمی است. چه آموزشی است که آقای مهندس طی این سالها به تکتک ما دادهاند که من، با وجود آنکه از خانوادهام، جامعه و تمام کسانی که در زندگیام حضور داشتند، طلبکار بودم، به انسانی تبدیل شدم که میخواهد به کسانی خدمت کند که حالشان خراب است. منظورم کسانی نیست که حال خوشی دارند؛ منظورم کسانی است که حالشان خراب است و برای کمک به آنها واقعاً به صبری همچون صبر ایوب نیاز است. اینها تنها بخشی از کارهایی است که این بزرگمرد تاریخ، آقای مهندس دژاکام، انجام دادهاند؛ کارهایی که تکتک ما نهتنها دربارهٔ آنها میشنویم، بلکه در زندگی شخصی خود تجربه میکنیم و شاهد نتایج آن هستیم. هیچکس و هیچ ارگانی، هیچ پزشکی و هیچ NGO دیگری، بهجز کنگره ۶۰ و روش DST، نتوانست ما را به درمان برساند. من با تکتک این NGOها ارتباط داشتهام و روشهای مختلف را تجربه کردهام. به خاطر دارم روزی در خدمت آقای مهندس بودم. ایشان به من فرصت مشارکت دادند و من به ایشان گفتم: «آقای مهندس، شما مرا فقط از مواد مخدر نجات ندادید؛ بلکه مرا از دست کسانی نجات دادید که از انسانها سوءاستفاده میکنند. شما مرا از روشهای غلط و اقداماتی نجات دادید که هیچ ارتباطی با درمان اعتیاد نداشتند و تنها باعث گمراهی و حال خرابی من میشدند.» من با خود مواد مشکلی نداشتم؛ مصرف میکردم و گاهی حالم خوب بود و گاهی بد. آنچه باعث حال خرابی و گمراهی من میشد، روشهایی بود که برای ترک اعتیاد به کار میگرفتم. آقای مهندس دژاکام، خالق روش DST و بنیانگذار روشی برای درمان اعتیاد، در حقیقت قدمی بزرگ در مسیر درمان دردهای بشر برداشتند. به اعتقاد من، ایشان تنها برای درمان اعتیاد تلاش نکردند؛ بلکه در مسیر درمان دردهای انسان گام برداشتند. ایشان میفرمودند که درد بشر، ناشی از دانشهای کشفنشده است و خودشان در مسیر کشف این دانشها قدم برداشتند. در کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر نیز به این موضوع اشاره شده است که حکم قاضی در زمان حیات یک فرد بزرگ، آنگونه که باید، جلوه نمیکند. زمانی که آقای مهندس در میان ما بودند و در این دنیا زندگی میکردند، شاید عظمت کارهایشان آنطور که امروز درک میکنیم، برای بسیاری از ما آشکار نبود؛ اما اکنون گرد هم آمدهایم تا از ایشان بزرگداشت کنیم، دستاوردهایشان را ارج بنهیم و به عمق کارهایی که انجام دادهاند، بیشتر پی ببریم. امروز بهتر از گذشته میبینیم که آقای مهندس چقدر انسانها را دوست داشتند و تا چه اندازه به آنها فرصت میدادند. من شخصاً فرصت دادن به انسانها را از ایشان آموختم. ایشان به انسانها فرصت میدادند تا خودشان را پیدا کنند و اگر مرتکب اشتباهی شدند، بتوانند آن را جبران کنند. اما در روابط معمول انسانی، گاهی وقتی کسی اشتباهی مرتکب میشود، دیگران مدام آن را به او یادآوری میکنند و با حرفهایشان او را میآزارند؛ تا جایی که ممکن است انسان از زندگی خسته شود. برخورد آقای مهندس کاملاً متفاوت بود. وقتی برای حل مشکلی خدمت ایشان میرسیدیم، هرگز به ما نمیگفتند که شما توانایی انجام کاری را ندارید. همواره راهکار ارائه میکردند و میگفتند چه کاری باید انجام دهیم و چگونه میتوانیم مشکل را برطرف کنیم. ایشان برای من نمونهای از یک انسان کامل بودند. همیشه با دقت، رفتار و عملکردشان را زیر نظر میگرفتم؛ اینکه چگونه با انسانها برخورد میکنند و در شرایط دشوار چه واکنشی نشان میدهند. حتی برخورد ایشان با فردی که با چاقو به ایشان حمله کرده بود، برای من آموزنده بود.


آن اتفاق باعث شد حال آقای مهندس خراب شود، اما نحوهٔ برخورد ایشان با چنین شرایطی نیز برای من درسهای بسیاری داشت. از مهمترین دستاوردهای آقای مهندس، اعادهٔ حیثیت از داروی تریاک بود. اگر تریاک وجود نداشت، اگر آقای مهندس از این دارو دفاع نمیکردند و ظرفیتهای آن را در مسیر درمان کشف نمیکردند، مطمئن باشید که ما به این شکل به درمان نمیرسیدیم. تریاک با ترکیبات متعددی که دارد، در چارچوب روش DST به بسیاری از ما کمک کرد تا دوباره احیا شویم و بخشهای مختلف زندگی خود را بازیابیم؛ از خواب و مسائل جنسی گرفته تا کار و دیگر جنبههای زندگی. کسی که سفر خود را بهدرستی انجام دهد، حالش خوب میشود. اگر کسی سفر کرده باشد اما حالش خوب نباشد، باید بررسی کند که آیا سفرش را بهدرستی انجام داده است یا خیر؛ زیرا نتیجهٔ سفر صحیح، رسیدن به حال خوش است. من شخصاً زمانی که با داروی تریاک و روش DST سفر میکردم، روزی که به رهایی رسیدم، هنوز باورم نمیشد که دیگر خبری از خماری نیست. وقتی چشمهایم را باز میکردم، آرام این کار را انجام میدادم؛ چون میترسیدم دوباره مانند گذشته با خماری مواجه شوم. اما بهتدریج متوجه شدم که دیگر خبری از آن وضعیت نیست و گویی هزاران سال میان من و اعتیاد فاصله افتاده است. این تجربه، برای من بسیار ارزشمند بود. به باور من، دانش و روشی که آقای مهندس در اختیار ما قرار دادند، دستاوردی بزرگ است. ما به واسطهٔ حضور این دانشمند بزرگ، مهندس دژاکام، توانستیم این موضوعات را در زندگی خود لمس کنیم. افتخار میکنیم که شاگرد ایشان بودهایم و تلاش میکنیم راهشان را ادامه دهیم. با گریه کردن و بر سر کوبیدن، دردی دوا نمیشود. وظیفهٔ ما این است که راه آقای مهندس را ادامه دهیم. هر بار که به خدمت ایشان میرسیدم یا در جلساتشان حضور پیدا میکردم، با خود عهد میبستم که راهشان را ادامه دهم. به خاطر دارم که هر بار به ایشان میگفتم: «آقای مهندس، من راه شما را ادامه خواهم داد و تمام تلاشم را با همهٔ توان در شعبهٔ خود به کار خواهم گرفت تا بتوانم به یک نفر کمک کنم راهش را پیدا کند.» امیدوارم تکتک ما بتوانیم راه آقای مهندس و خانوادهٔ ایشان را ادامه دهیم. همهچیز را برای خودمان نخواهیم. آقای مهندس فرمایشی داشتند که همواره در ذهن من باقی مانده است. ایشان میفرمودند: «رشد و تکامل ما در جمع است.» ما بهتنهایی نمیتوانیم رشد کنیم. نمیتوانیم بدون ارتباط با دیگران و بدون رفتوآمد و تعامل با انسانها، همهچیز را در جهان درک کنیم. چنین چیزی امکانپذیر نیست. رشد و تکامل در جمع اتفاق میافتد و ما باید در کنار یکدیگر بیاموزیم، تجربه کنیم و به همدیگر کمک کنیم. اکنون که در هفتهٔ بزرگداشت آقای مهندس دژاکام قرار داریم، وقتی فکر میکنم که چه سخنی بگویم تا بزرگی ایشان را بیان کنم، به این نتیجه میرسم که اساساً نیازی نیست با سخنان خود بخواهیم ایشان را بزرگ جلوه دهیم؛ زیرا آقای مهندس واقعاً بزرگ هستند. ایشان معلم تکتک ما بودند، به ما آموزش دادند و ما را از تاریکیها نجات دادند. روزی خواهد رسید که تمام بشریت به وجود و دانش آقای مهندس افتخار خواهند کرد و راه ایشان را ادامه خواهند داد. امیدوارم تکتک عزیزانی که این سخنان را شنیدهاند، هر احساسی را که نسبت به آقای مهندس دارند، به عمل تبدیل کنند و در این سیستم خدمتگزار باشند؛ نه اینکه تنها ایراد بگیرند، از یکدیگر انتقادهای مخرب کنند، به همدیگر کنایه بزنند یا متلک بیندازند. اینها هنر نیست. دل به دست آر تا کسی باشی. امیدوارم بتوانیم با خدمت صادقانه، محبت، گذشت و کمک به انسانهایی که حال خوشی ندارند، راه آقای مهندس دژاکام را ادامه دهیم و قدردان آموزشهایی باشیم که به ما دادهاند. انشاءالله که تکتک ما بتوانیم ادامهدهندهٔ راه ایشان باشیم.
در ادامه مراسم بزرگداشت آقای مهندس، مراسم اطعام و شام در شعبه آذر برگزار گردید:


تهیه گزارش: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
124