جلسه یازدهم از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزش خصوصی ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخبهایی، با استادی همسفر مهدی، نگهبانی همسفر عباس و دبیری همسفر سهیل با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» شنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۱ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک همسفر.
در ابتدا از نگهبان، ایجنت و گروه مرزبانی تشکر میکنم که فرصت خدمت را در اختیار من قرار دادند. من حدود دو سال در این جایگاه نبودم و همیشه دلم برای استادی تنگ میشد و حتی شبها خواب آن را میدیدم. خوشحالم که این فرصت دوباره نصیبم شد.
زمانی که میخواستم خدمتم را شروع کنم، آقا رحمان به من گفتند اگر میخواهی خدمت کنی، باید پنجشنبهها لژیون را تشکیل بدهی. من پنجشنبهها معمولاً حضور منظم نداشتم، اما گفتم حرکت میکنم و جلو میروم تا ببینم چه اتفاقی میافتد. آنجا متوجه شدم که برای رسیدن به هدف، باید مبدأ و مقصد مشخصی داشته باشم و با حرکت در مسیر درست پیش بروم.
یک دوچرخهسوار اگر از رکاب زدن بایستد، سقوط میکند و آبی که جاری نباشد، به مرداب و گنداب تبدیل میشود و در نهایت از بین میرود. منِ همسفر هم باید مانند آب و رودخانه، همیشه در حرکت باشم؛ چون آبِ جاری میتواند به دیگران زندگی و انرژی بدهد. من هم با حضور و خدمت کردن میتوانم به دیگران کمک کنم.
حتی کشف روش DST نیز نتیجه حرکت بود. آقای مهندس با حرکت و طی کردن مراحل مختلف به این روش رسیدند. پس اگر حرکت درست باشد، راه مستقیم برای انسان نمایان میشود و اگر حرکت اشتباه باشد، بیراهه را پیدا خواهد کرد.
حرکت فقط کارهای بزرگ نیست؛ نوشتن سیدی، مشارکت کردن، حضور در پارک، ورزش کردن و حضور بهموقع در جلسات، همه بخشی از حرکت هستند. گاهی خود من هم از همین مسائل ساده غافل میشوم، در حالی که جایگاه انسان در جامعه با حرکتهای او ساخته میشود. هرچه حرکت انسان درستتر، پویاتر و مستمرتر باشد، جایگاه بهتری به دست خواهد آورد.
در وادیها نیز بارها به حرکت اشاره شده است. نقطه تحمل با حرکت و تمرین افزایش پیدا میکند. صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است و جاری بودن یعنی حرکت. اگر حرکت نکنیم، نهتنها صفاتمان تغییر نمیکند، بلکه ممکن است شرایطمان بدتر شود. چشمههای جوشان نیز با حرکت به اقیانوس میرسند.
در وادی چهاردهم، موضوع عشق و محبت مطرح میشود. مدتی بود از مسافرم بیخبر بودم و دلتنگش میشدم، اما بعد از گوش دادن به سیدی «موانع محبت» از دکتر امین، احساس من نسبت به او تغییر کرد. بیشتر به این فکر میکردم که کجاست، چه میکند، چه میخورد و کجا میخوابد. برای پیدا کردنش جستوجو کردم و حتی از افرادی که او را میشناختند کمک خواستم.
در این مسیر متوجه شدم محبت واقعی میتواند رفتار و نگاه انسان را تغییر دهد. اتفاقاتی افتاد که باعث شد بفهمم چقدر درون انسان میتواند تخریب داشته باشد و در عین حال، با آگاهی و حرکت، این احساسات تغییر کنند.
گاهی یک کار ساده، مثل بخشیدن یا کمک کردن، میتواند لذت و آرامش زیادی به انسان بدهد. من این حس را در کنگره تجربه کردم و فهمیدم وقتی محبت و خدمت را از روی آگاهی انجام میدهم، خودم بیش از هر کس دیگری از آن لذت میبرم.
خوشحالم که در کنگره هستم؛ چون کنگره راه را به من نشان داد و باعث شد حرکتی درون من شکل بگیرد و تغییرات بهتری در زندگیام ایجاد شود.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

تایپ و ویرایش: همسفر محمدحسن، همسفر علیرضا
تنظیم و ارسال: همسفر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
73