English Version
This Site Is Available In English

«به نام آنکه زندگی را در جان‌های یخ‌زده، دوباره جاری کرد»

«به نام آنکه زندگی را در جان‌های یخ‌زده، دوباره جاری کرد»

خداوند را شاکرم که اذنِ ورودم به کنگره ۶۰ صادر شد تا در مسیر درمان و رهایی قرار بگیرم. سرِ تعظیم فرود می‌آورم در برابر محبت‌های بی‌دریغ جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان؛ و از صمیم قلب دستِ تمام راهنمایان عزیزم و خدمتگزاران عاشق که در شعبه خواجو و به‌ویژه در پارک پیروزی، بی‌منت مهر می‌ورزند، به گرمی می‌فشارم.

وقتی از «پارک» می‌گویم، تنها از یک فضای ورزشی حرف نمی‌زنم؛ من از صحنه نمایشِ حیات دوباره سخن می‌گویم. پارک پیروزی، طالقانی، شهدای شهرداری و سایر پارک‌ها، آیینه تمام‌نمای رشدِ اعضای کنگره هستند. وقتی آن جنب‌وجوش، شور و حال و لبخندها را می‌بینم، اگر به عمقِ این ماجرا دقت کنم، ناخودآگاه اشک شوق از چشمانم سرازیر می‌شود.

به یاد می‌آورم انسان‌هایی را که روزگاری، چه مسافر و چه همسفر، در اوجِ انجمادِ اعتیاد، افسردگی و تاریکی بودند؛ اما اکنون در کنار یکدیگر صبحانه می‌خورند، ورزش می‌کنند و با شور و نشاط به دلِ زندگی می‌زنند. دیدن این خانواده‌های شاداب، برای من معجزه‌ای است که جز به لطف خداوند و آموزه‌های کنگره ممکن نبود.

اما حقیقتِ ورزش در کنگره، فراتر از جسم است؛ ما در پارک، «هنرِ زیستن» را مشق می‌کنیم. ما آنجا همدلی را یاد می‌گیریم، همراه بودن را می‌آموزیم و درک می‌کنیم که باخت در هیچ عرصه‌ای، شکست نیست؛ بلکه کلاسِ درسی برای صعود است. آموزه‌ی طلایی جناب مهندس که می‌فرمایند: «در کنگره باختی در کار نیست؛ یا می‌بریم یا می‌آموزیم»، تمامِ فلسفه‌ی زندگی من شده است.

ما در پارک، گذشت، بردباری و صبر را یاد می‌گیریم؛ یاد می‌گیریم که به نتیجه خیره نمانیم و از همین لحظه‌ی «بودن» لذت ببریم. این‌ها درس‌های بزرگی است که در زمین ورزشِ کنگره، به لطفِ نگاهِ اساتید بزرگوارمان در جانِ ما حک شده است.

خدا را هزاران بار شاکرم که فرصتِ زیستن در این لحظاتِ ناب را به من بخشید. من، به‌عنوان یک رهجو، قدردانِ تمامِ لحظاتی هستم که در این مسیرِ عشق و آموزش تجربه کردم.

تهیه ، تنظیم و ارسال : مسافر محمد لژیون نهم

پارک پیروزی نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...