English Version
This Site Is Available In English

همان‌جا فهمیدم کارهای خداوند هیچ‌گاه بی‌حکمت نیست

همان‌جا فهمیدم کارهای خداوند هیچ‌گاه بی‌حکمت نیست

(بنام قدرت مطلق الله) 
سلام دوستان اصغر هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که چنین مسیری را سر راه من قرار داد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاس‌گزارم که این بستر را برای ما فراهم کردند و از راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم که در این مسیر همراه من بود تا به حال خوش برسم و بتوانم به خودم خدمت کنم. قبل از آشنایی با کنگره ۶۰، حال بسیار خراب و آشفته‌ای داشتم. آن زمان در اسنپ مشغول کار بودم. روزی مسافری درخواست داد و من به سمت مبدا حرکت کردم. مسافر من از مکانی بود به نام کنگره ۶۰. وقتی رسیدم، صحنه‌هایی دیدم که برایم بسیار جذاب بود؛ بیشتر افراد لباس سفید بر تن داشتند و حس و حال خوبی در چهره‌شان نمایان بود. از مسافرم پرسیدم اینجا کجاست؟ گفت: «اینجا کنگره است؛ خانه امید کسانی که در دام اعتیاد افتاده‌اند و برای درمان آمده‌اند.» از او پرسیدم: «آیا شما هم درمان شده‌اید؟» پاسخ داد: «بله، چند سال است.» با خودم گفتم: حتماً مواد مصرفی این‌ها تریاک بوده، اما من که روزی چند قرص متادون مصرف می‌کنم، با آن‌ها فرق دارم. این همان جایی است که می‌گویم خداوند مسیر را سر راهم قرار داد. هنوز در خیالات خودم بودم که مسافرم گفت: «مواد مصرفی من متادون بوده.» لحظه‌ای تعجب کردم و گفتم: «جدی می‌گویی؟» گفت: «دلیلی ندارد دروغ بگویم.» با خودم گفتم: او هم مثل من متادون مصرف می‌کرده، اما حالا ببین چقدر حالش خوب است.

همان‌جا فهمیدم کارهای خداوند هیچ‌گاه بی‌حکمت نیست. مرا به این مسیر آورد تا بفهمم می‌توان از دام اعتیاد رها شد. این آغاز راهی بود برای من تا بتوانم در مسیر الهی قرار بگیرم و برای یک زندگی خوب حرکت کنم. اکنون که این مطلب را می‌نویسم، چند روزی است که به دستان پرمهر و برکت آقای مهندس از دام اعتیاد آزاد و رها شده‌ام. برای این حال خوب، از خداوند و تمام خدمت‌گزاران کنگره سپاس‌گزارم.

عکس، تهیه و ویراستاری: مسافر محمدرضا لژیون نوزدهم 

تنظیم و بارگذاری: مسافر مهدی لژیون هشتم

نمایندگی خواجو 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .